صفحه اصلي
نقشه سايت
تماس با ما
 
   

داوود در منابع اسلامى

در عموم لغتنامه‌هاى مشهور عربى ـ اسلامى، درباره‌ی واژه‌ی «داوود» تنها آمده که نامى غيرعربى و غيرمهموز است (براى نمونه جوهرى، ذيل «دود»؛ راغب اصفهانى؛ جواليقى، ذيل مادّه؛ ابن‌منظور، ذيل «دود») اما در منابع ديگر به عبرى بودن آن اشارتى شده ( بيضاوى؛ مشهدى قمى، ذيل بقره: 247) و گاهى نيز براى آن معنايى ذوقى ذکر کرده‌اند ( ابن‌بابويه، ص 50؛ طريحى، ذيل «دود»). نام داوود پيش از ظاهر شدن در قرآن، در زبان عربى سابقه داشته و ظاهراً از منبعى آرامى ــ که نمى‌توان درباره‌ی يهودى يا مسيحى بودن آن اظهارنظر کردــ وارد زبان عربى شده‌است (براى تفصيل بيشتر در اين‌باره و نيز ديگر نکات زبان‌شناختى راجع به واژه‌ی داوود هوروويتس ، ص 22ـ23؛ جفرى، ص 127ـ128؛ د.اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه).

براساس منابع اسلامى، نسب داوود با ده واسطه به يعقوب عليه‌السلام و از طريق او به ابراهيم عليه‌السلام مى‌رسد ( ابن‌حبيب، ص 5؛ طبرى، تاريخ، ج 1، ص 476). به نوشته‌ی مقدسى (ج 1، ص 471) پس از سَموئيل، پيامبرى و پس از طالوت، پادشاهى به داوود رسيد و  اين دو در وى جمع شد. گفته مى‌شود وى حدود پانصد سال پس از موسى عليه‌السلام و 1200 سال پيش از عيسى عليه‌السلام پيامبر بنى‌اسرائيل شد (ابن‌قتيبه، ص 57).

نام داوود شانزده بار در قرآن آمده‌است. آيات قرآن هم بر پيامبرى و هم بر پادشاهى داوود دلالت دارد. از سويى، نام او در کنار نامهاى پيامبران مشهور الهى ذکر شده ( نساء: 163؛ انعام: 84) و به اعطاى زبور* به او تصريح شده (نساء: 163؛ اسراء: 55؛ نيز انعام: 89) و از سوى ديگر، در نقل جنگ بنى‌اسرائيل و فلسطينيان آمده‌است که داوود جالوت* را کشت و خدا به او پادشاهى (المُلک) و حکمت (الحکمة) عطا کرد ( بقره: 251). گفتنى است در تفاسير اسلامى، «الحکمة» را در آيه‌ی اخير به معناى نبوت دانسته‌اند (براى نمونه طبرى؛ طوسى؛ زمخشرى، ذيل آيه؛ قس مقاتل‌بن سليمان، ذيل آيه، که آن‌ را به معناى زبور دانسته‌است). در بسيارى از مواردِ يادکرد داوود در قرآن، به فضيلتى ممتاز براى او و برخوردارى وى از موهبتى الهى اشاره شده‌است: خدا آهن را براى داوود نرم کرد و به او ساختن زره را تعليم داد ( انبياء: 80؛ سبأ: 10ـ11)؛ کوهها و پرندگان را در تسبيح خدا با او همراه ساخت (انبياء: 79؛ سبأ: 10؛ ص : 18ـ19)؛ به او و فرزندش، سليمان، علمى بخشيد که به موجب آن بر بسيارى از بندگان مؤمن خدا برترى يافتند (نمل: 15؛ نيز انبياء: 79)؛ پادشاهى‌اش را محکم ساخت و به او فرزانگى و توانايى داورى ميان حق و باطل (فصل‌الخطاب) عطا کرد (ص: 20). همچنين داوود فردى داراى قدرت (ذُوالاَيْدِ) و بسيار بازگشت کننده به سوى خدا (اوّاب) و نيز جانشين در زمين (خليفة فى‌الارض) خوانده شده‌است (ص: 17، 26). سوره‌ی ص (صاد)، به جهت اشتمال بر قصه‌ی داوود، به نام سوره‌ی داوود نيز خوانده شده ( ابن‌جوزى، ج 7، ص 96) و ظاهراً نام اخير نزد برخى شناخته شده‌تر بوده‌است ( هبة‌اللّه‌بن سلامه، ص 148؛ ابن‌جُزَىّ، ج 2، ص 201،446).

عبارات مختصر و اشارات اجمالى قرآن به داوود در بسيارى موارد، راه را براى ورود داستانها و افسانه‌هاى يهودى و مسيحى به برخى منابع اسلامى هموار کرد و صفحات متعددى از منابع تفسيرى و تاريخى مسلمانان و، بارزتر از همه، کتابهاى قصص‌الانبياى اسلامى به نقل داستانهاى داوود اختصاص يافت. بخش عمده‌اى از داستانهاى راجع به داوود در اين منابع، برگرفته از تورات و تفاسير وعظى کتاب مقدس (ميدراش) و بخشهاى داستانى تَلمود (آگاده) و به نوعى تکرار يا بسط مطالب آنهاست که وَهْب‌بن مُنَبِّه* (از يهوديان مسلمان‌شده در اوايل اسلام؛ متوفى 110) در انتقال آنها به فرهنگ اسلامى نقش مهمى داشته‌است (>دايرة‌المعارف قرآن< ، ذيل "David"؛ براى مرورى گذرا بر برخى مضامين مشترک ميان قرآن و کتاب مقدس درباره‌ی داوود ماسون، ج 1، ص 512ـ514). بخشهايى از زندگى داوود که در اين منابع بيشتر به آنها توجه شده عبارت است از: نبرد وى با جالوت و نحوه‌ی کشتن او؛ مناسبات داوود و طالوت پس از قتل جالوت و آنچه ميان اين دو گذشت؛ پادشاهى داوود و فضائل و مواهب خاصى که خدا پس از رسيدن به پادشاهى و پيامبرى به او عطا کرد؛ ماجراى ارتکاب خطا و امتحان پيش‌آمده براى داوود و توبه او؛ خروج پسر داوود بر او در اواخر پادشاهى داوود؛ و بناى مسجدالاقصى (براى نمونه طبرى، تاريخ، ج 1، ص 472ـ485؛ ثعلبى، ص 239ـ255؛ سبط ابن‌جوزى، سفر1، ص 476ـ492). در اين منابع، يکايک اين عناوين با استفاده از اطلاعات مأخوذ از کتاب مقدس و تفاسير آن، با تفصيل فراوان و با ذکر دقيق جزئيات نقل شده به طورى که اشارات اجمالى قرآن در قالب قصص و اخبار و روايات تاريخى شاخ و برگ يافته و جاى خالى اطلاعات و توضيحاتى که به هر دليلى در قرآن نيامده، از اين طريق پر شده‌است. مثلاً در برخى منابع، مشخصات ظاهرى داوود از جمله رنگ پوست و چشم و حالت موى سر و محاسن او به دقت وصف شده ( طبرى، تاريخ، ج 1، ص 476؛ ثعلبى، ص 244) و در جايى، از تعداد همسران او ( مسعودى، ج 1، ص 63) و در منبع ديگرى، درباره‌ی جزئيات وفات او ( سبط ابن‌جوزى، سفر1، ص 491ـ492) سخن رفته‌است. در کتابهاى قصص‌الانبيا به زبان فارسى نيز مطالبى از اين دست با رويکردى مشابه نقل شده‌است ( نيشابورى، ص 264ـ281؛ بوشنجى، ص 289ـ307).

موضوعى که بيش از همه جلب نظر مى‌کند ماجراى ازدواج داوود با بَتشَبَع* و مسئله‌ی کلامى متعاقب آن است که بحثهاى پردامنه‌اى درباره‌ی آموزه‌ی عصمت پيامبران در پى‌داشته‌است. بر اساس داستانى که در عهد عتيق آمده‌است، داوود به گناه رابطه‌ی نهانى با بتشبع و زمينه‌سازى براى مرگ همسر او آلوده شد و پس از آنکه ناتان او را به گناهش توجه داد، اعتراف و توبه کرد ( بخش اول مقاله). گروهى از مفسران اهل‌سنّت، ذيل آيات 21 تا 25 سوره‌ی ص ــ که بر ابتلاى داوود به آزمايشى الهى و در نتيجه توبه و استغفار او دلالت داردــ رويدادى شبيه اين ماجرا را البته با اختلافاتى نسبتاً اساسى نقل کرده و اين آيات را ناظر به نکوهش داوود به‌سبب وقوع اين رويداد دانسته‌اند، با اين تفاوتِ درخور توجه که در روايت اينان، به خلاف روايت يهودى، هرگز از رابطه‌ی نامشروع داوود با بتشبع پيش از ازدواج سخن نرفته‌است. اين گروه که ارتکاب گناه صغيره را براى پيامبران مجاز مى‌شمارند ( عصمت*)، منعى در پذيرش ارتباط اين ماجرا با آيات سوره‌ی ص نديده‌اند اما در بيان سبب سرزنش داوود يا دليل استغفار او وجوه گوناگونى ذکر کرده‌اند که با روايت يهودى کاملاً متفاوت است؛ از جمله برخى از آنان گفته‌اند که اوريا خواستگار بتشبع بود نه همسر او و داوود نبايد با در ميان بودن اوريا، از آن زن خواستگارى مى‌کرد؛ يا به گفته‌ی برخى ديگر، داوود در کشته شدن اوريا در ميدان جنگ دستى نداشت و بدان جهت سرزنش شد که هنگام شنيدن خبر مرگ اوريا براى او به اندازه‌ی ديگر کشتگان جنگ بى‌تابى نکرد ( مقاتل‌بن سليمان؛ طبرسى؛ ابن‌جوزى؛ قرطبى، ذيل آيات). گفتنى است مقاتل‌بن سليمان در تفسير آيه‌ی 38 سوره‌ی احزاب منظور از سنّت الهى را همين ماجرا مى‌داند و آن را با ازدواج پيامبر صلى‌اللّه‌عليه‌وآله‌وسلم و زينب (همسر زيد) مقايسه مى‌کند.

در مقابل، گروهى ديگر از مفسران و متکلمان اهل‌سنّت و عالمان اماميه کل اين ماجرا را ساختگى دانسته و اين آيات را به نحوى ديگر تبيين کرده‌اند. به نظر اينان، اين آيات ناظر به امتحانى الهى براى داوود و درنتيجه، آموزش راه و رسم قضا به اوست و هيچ ارتباطى با ماجراى ازدواج او ندارد (براى نمونه ابن‌حزم، ج 4، ص 39ـ40؛ طبرسى؛ سيدقطب؛ طباطبائى، ذيل آيات). در نوشته‌هاى برخى متکلمان، به‌ويژه تأليفات مستقلى که در دفاع از عصمت پيامبران نوشته شده، به‌دقت و تفصيل درباره‌ی تفسير اين آيات بحث و گفتگو شده‌است. مؤلفان اين آثار، چنين حکايتى را به جهت ناسازگارى با مقام نبوت و مخالفت با آموزه‌ی عصمت به کلى مردود شمرده و با استناد به ادله‌ی عقلى و نقلى، داوود را از ارتکاب هرگونه خطا و گناهى منزه دانسته‌اند (براى دو نمونه گويا از آثار متکلمان شيعه و سنّى در نقد و بررسى اين مسئله به ترتيب علم‌الهدى، ص 140ـ148؛ فخررازى، ص 48ـ55). در نوشته‌هاى متأخر اماميه از عملى که به استغفار و توبه داوود انجاميد با تعبير «ترک اولى» ياد شده‌است ( مجلسى، ج 14، ص 32 و پانويس 4؛ سبحانى، ص 170ـ171؛ نيز براى تفصيل و تکميل بحث و به‌ويژه ديدگاه عالمان شيعه در اين‌باره بتشبع*).

در منابع حديثى، بيشتر بر عبادت داوود تأکيد شده و از نحوه‌ی نمازگزارى و، به‌ويژه، روزه‌دارى او بسيار تمجيد شده‌است. بنابر حديثى نبوى، محبوب‌ترين نماز نزد خدا نماز داوود است که نيمى از شب را مى‌خوابيد، ثلث آن را به نماز مى‌ايستاد و يک ششم باقيمانده را نيز مى‌خوابيد؛ و محبوب‌ترين روزه نزد خدا روزه‌ی داوود است که يک روز در ميان روزه مى‌گرفت (احمدبن حنبل، مسند، ج 2، ص 160؛ بخارى، ج 2، ص 44؛ مسلم‌بن حجاج، ج 3، ص 165). اين نوع روزه‌دارى در متون حديثى شيعه و سنّى به «روزه‌ی داوود» مشهور است که برترين نوع روزه‌دارى دانسته شده و از بيشتر از آن نهى شده‌است ( بخارى، ج 2، ص 245ـ247؛ مسلم‌بن حجاج، ج 3، ص 162، 166؛ کلينى، ج 4، ص 89 ـ90). همچنين در احاديث اسلامى، در تشويق تلاش براى کسب روزى بر اين نکته تأکيد شده‌است که داوود از طريق ساخت و فروش زره ارتزاق مى‌کرد و از اموال بيت‌المال بى‌نياز بود ( بخارى، ج 3، ص 9؛ کلينى، ج 5، ص 74).

در منابع متقدم ديگرى که رنگ و بويى صوفيانه دارند، اخبارى مستند به اقوال صحابه و تابعين درباره‌ی داوود گردآمده که در آنها دو نکته قابل تشخيص است: نخست، بيان نصايحى اخلاقى و مواعظى حِکمى که در قالب وحى بر داوود نازل شده و در آغاز آنها غالباً عبارت «أَوْحَى‌اللّهُ اِلى­داودَ» آمده‌است ( ابن‌مبارک، ص 161ـ162، 164؛ احمدبن حنبل، کتاب‌الزهد، ص 135ـ141)؛ در منابع متأخرتر صوفيان نيز مطالبى از اين قبيل آمده (براى نمونه قشيرى، ص 249، 330، 528) و حتى حديث مشهور «کنتُ کنزاً مخفياً» از جمله مطالبِ وحى شده به داوود تلقى شده‌است ( نجم‌الدين رازى، ص 45؛ نيز عطار، 1386شالف، ص 159)؛ نکته‌ی دوم و مهم‌تر آنکه در اين اخبار اوصافى براى داوود ذکرشده که بى‌شباهت به صوفيان نيست ( ابن‌مبارک؛ احمدبن حنبل، کتاب‌الزهد، همانجاها). گفتنى است در اين منابع ماجراى خطاى داوود و امتحان متعاقب آن پذيرفته و نقل شده و بخشى از تضرع و گريه‌هاى طولانى داوود در درگاه خدا و توبه او ناشى از همين موضوع دانسته شده‌است ( ابن‌مبارک، ص 163؛ احمدبن حنبل، کتاب‌الزهد، ص 135ـ137). ابن‌قُدامه (متوفى 620) نيز در کتاب‌التوّابين (ص 13ـ17) ماجراى توبه داوود را به تفصيل ذکر کرده‌است.

در متون کلاسيک تصوف، به پيروى از احاديث نبوى، از روزه‌ی داوود تمجيد شده ( ابونصر سرّاج، ص 163؛ هجويرى، ص 470) و بيش از آن، به صوت نيکوى او توجه شده و درباره‌ی تأثير آواز او در شنوندگان اخبارى افسانه‌گونه نقل شده‌است، از جمله اينکه وقتى داوود زبور مى‌خوانْد از ميان جماعتى که براى شنيدن آواز او گرد مى‌آمدند، نزديک به چهارصد يا هفتصد تن جان مى‌باختند ( ابونصر سرّاج، ص 268؛ قشيرى، ص 470؛ هجويرى، ص 587). غزالى (ج 2، ص 295) با اشاره به همين مطلب، صوت نيکوى او را حجتى بر اباحه سماع مى‌داند.

همچنين ابن‌عربى در فصوص‌الحکم (ج 1، ص 160ـ166) فَصّى را به داوود اختصاص داده و آيات راجع به او را بنابر روش عرفا تأويل کرده‌است.

در شعر فارسى، به‌ويژه اشعار عرفانى، نيز نام داوود و مواهب و خصايص او بازتاب يافته‌است. زره‌بافى، صوت و لحن خوش، و گريه و ناله‌ی داوود در محضر خدا از جمله مضامين مورد توجه در اين اشعار است ( خاقانى، ص 87، 101، 408، 826، 828؛ عطار، 1383ش، ص 241، 261؛ همو، 1386شب، ص 384ـ385؛ حافظ، ص 342). عطار (1386شالف، ص 110، 1383ش، ص 265) از کتاب داوود با تعبير «زبور عشق» ياد کرده‌است (نيز حافظ، ص 378). مولوى نيز در مثنوى معنوى ابياتى را به موضوعاتى چون ملاقات لقمان حکيم با داوود ( ج 2، دفتر3، بيت 1842ـ1854) و عزم داوود بر بناى مسجدالاقصى (ج 2، دفتر4، بيت 388ـ405) اختصاص داده‌است (درباره‌ی اين دو حکايت فروزانفر، ص 106ـ107، 130ـ131).

منابع : علاوه بر قرآن و کتاب مقدس. عهد عتيق؛ ابن‌بابويه، معانى الاخبار، چاپ على‌اکبر غفارى، قم 1361ش؛ ابن‌جُزَىّ، التسهيل‌لعلوم التنزيل، چاپ عبداللّه خالدى، بيروت ?]1416/ 1995[؛ ابن‌جوزى، زادالمسير فى علم‌التفسير، بيروت 1404/1984؛ ابن‌حبيب، کتاب المُحَبَّر، چاپ ايلزه ليشتن اشتتر، حيدرآباد، دکن 1361/1942، چاپ افست بيروت ]بى‌تا.[؛ ابن‌حزم، الفصل فى‌الملل و الاهواء و النحل، چاپ محمد ابراهيم نصر و عبدالرحمان عميره، بيروت 1405/1985؛ ابن‌عربى، فصوص‌الحکم، و التعليقات عليه بقلم ابوالعلاء عفيفى، تهران 1366ش؛ ابن‌قتيبه، کتاب‌المعارف، چاپ ثروت عکاشه، قاهره 1969؛ ابن‌قدامه، کتاب‌التوّابين، چاپ جورج مقدسى، دمشق 1961؛ ابن‌مبارک، کتاب‌الزهد و يليه کتاب‌الرقائق، چاپ حبيب‌الرحمان اعظمى، بيروت ]بى‌تا.[؛ ابن‌منظور؛ ابونصر سَرّاج، کتاب‌اللُّمَع فى التصوف، چاپ رينولد الين نيکلسون، ليدن 1914، چاپ افست تهران ]بى‌تا.[؛ احمدبن حنبل، کتاب‌الزهد، چاپ محمد جلال شرف، بيروت 1981؛ همو، مسندالامام احمدبن حنبل، بيروت: دارصادر، ]بى‌تا.[؛ محمدبن اسماعيل بخارى، صحيح‌البخارى، ]چاپ محمد ذهنى افندى[، استانبول 1401/1981، چاپ افست بيروت ]بى‌تا.[؛ ابوالحسن‌بن هيصم بوشنجى، قصص‌الانبيا،ترجمه محمدبن اسعدبن عبداللّه حنفى تسترى، چاپ عباس محمدزاده، مشهد 1384ش؛ عبداللّه‌بن عمر بيضاوى، انوار التنزيل و اسرار التأويل : المعروف بتفسيرالبيضاوى، مصر 1330، چاپ افست بيروت ]بى‌تا.[؛ احمدبن محمد ثعلبى، قصص‌الانبياء، المسمى عرائس‌المجالس، بيروت: دارالمعرفة، ]بى‌تا.[؛ موهوب‌بن احمد جواليقى، المعرّب من‌الکلام الاعجمى على حروف‌المعجم، چاپ احمد محمد شاکر، ]قاهره[ 1389/1969؛ اسماعيل‌بن حماد جوهرى، الصحاح: تاج‌اللغة و صحاح‌العربية، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بيروت ]بى‌تا.[، چاپ افست تهران 1368ش؛ شمس‌الدين محمد حافظ، ديوان، چاپ محمد قزوينى و قاسم غنى، تهران 1369ش؛ بديل‌بن على خاقانى، ديوان، چاپ ضياءالدين سجادى، تهران 1378ش؛ حسين‌بن محمد راغب اصفهانى، مفردات الفاظ القرآن، چاپ صفوان عدنان داوودى، دمشق 1412/1992؛ زمخشرى؛ جعفر سبحانى، عصمة‌الانبياء فى‌القرآن‌الکريم، قم 1420؛ سبط ابن‌جوزى، مرآة‌الزمان فى تاريخ‌الاعيان، سفر1، چاپ احسان عباس، بيروت 1405/ 1985؛ سيدقطب، فى ظلال‌القرآن، بيروت 1386/1967؛ طباطبائى؛ طبرسى؛  طبرى، تاريخ (بيروت)؛ همو، جامع؛ فخرالدين‌بن محمد طريحى، مجمع‌البحرين، چاپ احمد حسينى، تهران 1362ش؛ طوسى؛ محمدبن ابراهيم عطار، اسرارنامه عطار، چاپ محمدرضا شفيعى کدکنى، تهران 1386شالف؛ همو، مصيبت‌نامه عطار، چاپ محمدرضا شفيعى­کدکنى، تهران 1386شب؛ همو، منطق‌الطير، چاپ محمدرضا شفيعى کدکنى، تهران 1383ش؛ على‌بن حسين علم‌الهدى، تنزيه‌الانبياء، چاپ فاطمه قاضى شعار، تهران 1380ش؛ محمدبن محمد غزالى، احياء  علوم‌الدين، بيروت 1406/1986؛ محمدبن عمر فخررازى، عصمة‌الانبياء، حمص: المکتبة‌الاسلامية، ]بى‌تا.[؛ بديع‌الزمان فروزانفر، مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى، تهران 1347ش؛ محمدبن احمد قرطبى، الجامع لاحکام‌القرآن، چاپ محمدابراهيم حفناوى و محمود حامد عثمان، قاهره 1428/2007؛ عبدالکريم‌بن هوازن قشيرى، الرسالة القشيرية، چاپ عبدالحليم محمود و محمودبن شريف، قاهره ]بى‌تا.[، چاپ افست قم 1374ش؛ کلينى؛ دنيز ماسون، قرآن و کتاب مقدس : درون‌مايه‌هاى مشترک، ترجمه فاطمه‌سادات تهامى، تهران 1385ش؛ مجلسى؛ مسعودى، مروج (بيروت)؛ مسلم‌بن حجاج، الجامع‌الصحيح، بيروت: دارالفکر، ]بى‌تا.[؛ محمدبن محمدرضا مشهدى‌قمى، تفسير کنزالدقائق و بحرالغرائب، چاپ حسين درگاهى، تهران 1366ـ]1370[ش؛ مقاتل‌بن سليمان، تفسير مقاتل‌بن سليمان، چاپ عبداللّه محمود شحاته، ]قاهره [1979ـ1989؛ مطهربن طاهر مقدسى، آفرينش و تاريخ، مقدمه، ترجمه و تعليقات از محمدرضا شفيعى کدکنى، تهران 1374ش؛ جلال‌الدين محمدبن محمد مولوى، مثنوى معنوى، تصحيح رينولد الين نيکلسون، چاپ نصراللّه پورجوادى، تهران 1363ش؛ عبداللّه‌بن شاهاور نجم‌الدين رازى، کتاب منارات السائرين و مقامات‌الطائرين، چاپ سعيد عبدالفتاح، قاهره 1993؛ ابراهيم‌بن منصور نيشابورى، قصص‌الانبياء، چاپ حبيب يغمايى، تهران 1382ش؛ هبة‌اللّه‌بن سلامه، الناسخ و المنسوخ من کتاب‌اللّه عز و جل، چاپ زهير شاويش و محمد کنعان، بيروت 1406/1986؛ على‌بن عثمان هجويرى، کشف‌المحجوب، چاپ محمود عابدى، تهران 1383ش؛

EI2, s.v. "Dāwūd" (by Rudi Paret); Encyclopaedia of the Qur'ān, ed. Jane Dammen McAuliffe, Leiden: Brill, 2001-2006, s.v. "David" (by Isaac Hasson); Josef Horovitz, Jewish proper names and derivatives in the Koran, Hildesheim 1964; Arthur Jeffery, The foreign vocabulary of the Qur'ān, Baroda 1938.

/ مهرداد عباسى /

   دانلود : 14-danesh-davood.pdf           حجم فایل 893 KB