صفحه اصلي
نقشه سايت
تماس با ما
 
   

تفسیر-تفسير فقهی،

يکی از گرايشهای تفسيری قرآن‌ که‌ به‌ تفکيک‌ و دسته‌بندی و تحليل‌ و تفسير آياتی میپردازد که‌ با احکام‌ فقهی ارتباط‌ میيابد، تفسير فقهی است‌. بدون‌ شک‌ دو دانش‌ تفسير و فقه‌ در يک‌ بستر تاريخی به‌ وجود آمدند (رجوع کنید به شهابی، ج‌ 1، ص‌ 478) و ازينرو در اصول‌ و شيوه‌های فهم‌ و منابع‌ با يکديگر در ارتباط‌اند، زيرا در اعتقاد اسلامی اولين‌ و مهمترين‌ منبع‌ تشريع‌ و استنباط‌ احکام‌، قرآن‌ است‌. به‌ نظر معرفت‌ (ج‌ 2، ص‌ 354، پانويس‌ 1) اگر از زاويه‌ی‌ خاص‌ سياسی و اجتماعی، که‌ گذشتگان‌ از آن‌ غافل‌ مانده‌اند، به‌ قرآن‌ توجه‌ شود، شمار آيات‌ فقهی متجاوز از دوهزار خواهد بود، اما بنا بر قول‌ مشهور شيعه‌ (برای نمونه‌ رجوع کنید به علامه‌ حلّی، ج‌ 1، ص‌ 526؛ فاضل‌ مقداد، ج‌ 1، ص‌ 5؛ شهيد ثانی، ج‌ 3، ص‌ 63ـ64؛ بحرانی، ج‌ 1، ص‌ 27) تعداد اين‌ قسم‌ از آيات‌، حدود پانصدتاست‌. اين‌ آيات‌ که‌ بيانگر احکام‌ عملی و تکاليف‌ فقهی مسلمانان‌ است‌، موضوعات‌ متنوعی نظير احکام‌ خانواده‌ و احکام‌ اجتماعی و اقتصادی را در بر دارد (برای تفصيل‌ بيشتر درباره‌ی‌ دسته‌بندی آيات‌ احکام‌ رجوع کنید به مسعودی، ص‌ 55 ـ61).

در قرآن‌ احکام‌ عملی معمولاً به‌ صورت‌ کلی بيان‌ شده‌ است‌. در بسياری از آيات‌ نيز حکم‌ با الفاظی بيان‌ میشود که‌ دلالت‌ آن‌ قطعی و ظاهر نيست‌ و راه‌ را برای اجتهاد و دخالت‌ ذهن‌ هموار میسازد. علاوه‌ بر اين‌، گاهی تأثير رأی لغوی و نحويِ مفسر يا فقيه‌ و نظر او درباره‌ی‌ برخی از مباحث‌ اصول‌ فقه‌، مانند عموم‌ و خصوص‌ يا اطلاق‌ و تقييد و همچنين‌ مسئله‌ی‌ صحت‌ و سقم‌ و درجه‌ی‌ اعتبار روايات‌، باعث‌ ايجاد اختلاف‌ در استنباط‌ احکام‌ میشود (رجوع کنید به آل‌ جعفر، ص‌ 157؛ رومی، ج‌ 2، ص‌ 416؛ نيز برای نمونه‌ی‌ اختلافات‌ رجوع کنید به آل‌جعفر، ص‌ 232ـ 255). اين‌ اختلافات‌ از همان‌ ابتدا با وفات‌ پيامبر آغاز شد، چنانکه‌ گاهی صحابه‌ نيز در فهم‌ يک‌ آيه‌ و احکام‌ ناشی از آن‌ اختلاف‌نظر پيدا میکردند (برای نمونه‌ رجوع کنید به خضری، ص‌ 97ـ 105؛ ذهبی، ج‌ 2، ص‌ 415). اين‌ وضع‌ تا زمان‌ شکل‌گيری رسمی مذاهب‌ فقهی ادامه‌ يافت‌، ضمن‌ اينکه‌ مسائل‌ جديدی نيز برای مسلمانان‌ پيش‌ آمد. در اين‌ ميان‌ پيشوايان‌ مذاهب‌ با ادله‌ و براهين‌ مختلف‌ و به‌ دور از اغراض‌ شخصی به‌ آنچه‌ از نظر خود صحيح‌ میدانستند، فتوا میدادند اما پس‌ از اين‌ دوران‌، جريان‌ تقليد از فقيهان‌ و مکاتب‌ فقهی شکل‌ گرفت‌ و هر مکتب‌ فقهی با جانبداری از احکام‌ و آرای فقهی پيشوای خود سعی در ترويج‌ آن‌ و ابطال‌ آرای مخالفان‌ داشت‌ و با روی آوردن‌ به‌ تأويل‌ و احياناً قول‌ به‌ نسخ‌ يا تخصيص‌ تلاش‌ میکرد آيات‌ قرآن‌ را شاهد بر رأی فقهی خود يا دست‌ کم‌ غير معارض‌ با آن‌ نشان‌ دهد (ذهبی، ج‌ 2، ص‌ 414ـ417)، به‌ گونه‌ای که‌ میتوان‌ قرن‌ دوم‌ و سوم‌ را علاوه‌ بر شکل‌گيری مذاهب‌ فقهی، عصر تنظيم‌ و ترتيب‌ يافتن‌ فقه‌ و تفسير فقهی بر پايه‌ی‌ مذاهب‌ دانست‌ (ايازی، ص‌ 89 ـ90).

پس‌ از اين‌ دوره‌، پيروان‌ هر مذهب‌ فقهی برحسب‌ قواعدشان‌ به‌ استنباط‌ احکام‌ از آيات‌ پرداختند و تفاسيری برای آيات‌ احکام‌ نوشتند که‌ اختلافات‌ مذاهب‌ فقهی در آنها منعکس‌ بود. در اين‌ آثار معمولاً مؤلف‌ به‌ هنگام‌ تفسير آيات‌، ابتدا آرای فقها و بزرگان‌ مذاهب‌ ديگر را به‌ همراه‌ دلايل‌ آنان‌ بيان‌ میکند، سپس‌ با استفاده‌ از دانش‌ لغوی و نحوی و اصولی خود و با ارائه‌ی‌ شواهد قرآنی و حديثی نظرش‌ را، که‌ همواره‌ منطبق‌ بر يکی از مذاهب‌ شناخته‌ شده‌ی‌ فقهی است‌، به‌ اثبات‌ میرساند. مثلاً، در آيه‌ی‌ ششم‌ سوره‌ی‌ مائده‌ (آيه‌ی‌ وضو) که‌ دارای مسائل‌ و احکام‌ عبادی بسياری است‌ (ابن‌عربی، قسم‌ 2، ص‌ 557 ـ 558)، قواعد نحوی و اصولی، اشتراک‌ معنايی حرف‌ «واو» و روايات‌ رسيده‌ در اين‌ باب‌ باعث‌ اختلاف‌ فراوان‌ و در نتيجه‌ قول‌ به‌ وجوب‌ يا عدم‌ وجوب‌ ترتيب‌ در وضو گرديده‌ است‌ (رجوع کنید به جَصّاص‌، ج‌ 2، ص‌ 360ـ364؛ ابن‌ عربی، قسم‌ 2، ص‌ 561 ـ 562؛ قرطبی، ج‌ 3، جزء 6، ص‌ 98ـ99؛ فاضل‌ مقداد، ج‌ 1، ص‌ 19ـ22).

تفسير فقهی تنها به‌ احکام‌ تکليفی و وضعی میپردازد (معرفت‌، ج‌ 2، ص‌ 354). در اين‌ روش‌ سعی مفسر بر استنباط‌ حکم‌ از آياتی است‌ که‌ به‌ صراحت‌ يا اشاره‌ متضمن‌ حکمی شرعی است‌ (ايازی، ص‌ 88)، ازينرو میتوان‌ آن‌ را يکی از قديمترين‌ انواع‌ تفسير موضوعی به‌ حساب‌ آورد. اين‌ نوع‌ تفسير را، از آن‌ جهت‌ که‌ فقها آن‌ را بر عهده‌ دارند، از دقيقترين‌ تفاسير دانسته‌اند (رجوع کنید به انصاری، مقدمه‌ی‌ معرفت‌، ص‌ 9). تفاسير فقهی همه‌ی‌ احکام‌ مرتبط‌ با موضوع‌ آيه‌، را مطرح‌ مینمايند، چنانکه‌ به‌ نظر رومی (ج‌ 2، ص‌ 417) بين‌ اين‌ تفاسير و کتب‌ فقه‌ فرق‌ چندانی نيست‌؛ اما در تفاسير ديگر، مفسران‌ در ذيل‌ آيات‌ مربوط‌ به‌ احکام‌، تنها به‌ ارائه‌ی‌ حکم‌ فقهی صريح‌ و رأی خودشان‌ بسنده‌ میکنند (برای تفصيل‌ بيشتر رجوع کنید به آل‌جعفر، ص‌ 146).

مؤلفان‌ تفاسير فقهی در ترتيب‌ اين‌ کتب‌ معمولاً دو روش‌ را به‌ کار برده‌اند: 1) تفسير آيات‌ احکام‌ به‌ ترتيب‌ سوره‌ها و آيات‌؛ 2) تنظيم‌ آيات‌فقهی قرآن‌ براساس‌ابواب‌ رايج‌ در کتب‌ فقه‌. مفسران‌ اهل‌سنّت‌ غالباً روش‌ اول‌ را بر گزيده‌اند و مفسران‌ شيعه‌ به‌ طريق‌ دوم‌ رفته‌اند (ايازی، ص‌ 90ـ91؛ قس‌ مديرشانه‌چی، ص‌ 5).

احاديث‌ فقهی پيامبر اکرم‌ و توضيح‌ و تبيين‌ آنها از جانب‌ صحابه‌ و امامان‌ شيعه‌، بخشی از تفاسير فقهی محسوب‌ میگردد (معرفت‌، ج‌ 2، ص‌ 355)، هر چند به‌ گفته‌ی‌ ذهبی (ج‌ 2، ص‌ 418) قبل‌ از عصر تدوين‌ جز مطالبی پراکنده‌ از فقهای صحابه‌ و تابعين‌، تفسير فقهی ديگری يافت‌ نمیشود. ابن‌نديم‌ (ص‌ 40ـ41) در ميان‌ مؤلفان‌ کتب‌ احکام‌القرآن‌ نام‌ محمدبن‌ سائب‌ کلبی (متوفی 146)، از اصحاب‌ خاص‌ امام‌ باقر و امام‌ صادق‌ عليهماالسلام‌، را ذکر کرده‌ و سيدحسن‌ صدر (ص‌ 321) بر اين‌ اساس‌ وی را اولين‌ نويسنده‌ی‌ احکام‌القرآن‌ دانسته‌ است‌. اثری از اين‌ کتاب‌ در دست‌ نيست‌.

قديمترين‌ تفسير فقهيِ بر جایمانده‌، متعلق‌ به‌ محمدبن‌ ادريس‌ شافعی (متوفی 204) است‌ که‌ احمدبن‌ حسين‌ بيهقی (متوفی 458) آن‌ را گرد آورده‌ است‌. پس‌ از وی ابوبکر احمدبن‌ علی جَصّاص‌ (متوفی 370)، از علمای حنفی، احکام‌القرآن‌ را نوشت‌ و از آن‌ پس‌ تأليف‌ اين‌ قبيل‌ کتابها ادامه‌ يافت‌ (انصاری، همان‌ مقدمه‌، ص‌ 9ـ10)، چنانکه‌ ابوالحسن‌ علیبن‌ محمد کياهراسی (متوفی 504) از عالمان‌ شافعی، ابوبکر محمدبن‌ عبداللّه‌ ابن‌عربی (متوفی 543) و ابوعبداللّه‌ محمدبن‌ احمد قرطبی (متوفی 671) از مالکيان‌ و محمدبن‌ حسين‌بن‌ قاسم‌ (متوفی 1067) از زيديان‌ کتابهايی در اين‌ زمينه‌ تأليف‌ کردند (ذهبی، ج‌ 2، ص‌ 418ـ 419). تفسير زادالمسير فی علم‌ التفسير ابن‌جوزی (متوفی 597) نيز اگر چه‌ خاص‌ آيات‌ الاحکام‌ نيست‌، اما بر مبنای آرای فقهی مذهب‌ حنبلی نوشته‌ شده‌ است‌ (ابن‌جوزی، ص‌ 72؛ قس‌ ذهبی، ج‌ 2، ص‌ 414ـ420 که‌ اشاره‌ای به‌ تفاسير فقهی حنبليان‌ نکرده‌ است‌؛ رومی، ج‌ 2، ص‌ 417؛ برای آگاهی از تفاسير فقهی اهل‌ سنّت‌ رجوع کنید به حاجی خليفه‌، ج‌ 1، ستون‌ 20؛ ايازی، ص‌ 837). در ميان‌ اماميه‌ نيز قديمترين‌ کتاب‌ مستقل‌ در اين‌ باب‌، نوشته‌ی‌ قطب‌الدين‌ ابوالحسين‌ سعيدبن‌ هبة‌اللّه‌ راوندی (متوفی 573) است‌ (انصاری، همان‌ مقدمه‌ ص‌ 10). پس‌ از او فاضل‌ مقداد سيّوری (متوفی 826) يکی از جامعترين‌ اين‌ تفاسير را نوشت‌ (برای آگاهی از تفاسير فقهی شيعه‌ رجوع کنید به آقابزرگ‌ طهرانی، ج‌ 1، ص‌ 40ـ44؛ ايازی، ص‌ 91ـ92).

تأليفات‌ جديد در زمينه‌ی‌ تفسير فقهی اندک‌ است‌ و تفاوتهای بسياری با کتب‌ کهن‌ و متقدم‌ دارد. اهمّ ويژگيهای تفاسير فقهی جديد بدين‌ قرار است‌: بيان‌ کليات‌ و مطالب‌ مهم‌ و اجتناب‌ از تطويل‌؛ دوری از تعصب‌ و عدم‌ پايبندی به‌ يک‌ مذهب‌ فقهی خاص‌؛ اهتمام‌ به‌ رد برخی شبهات‌ نسبت‌ به‌ احکامی چون‌ قطع‌ دست‌ سارق‌ و رجم‌ زانی؛ و پرداختن‌ به‌ بخشی از آيات‌ احکام‌، نه‌ همه‌ی‌ آنها از آنرو که‌ اين‌ کتابها بيشتر برای دانشجويان‌ رشته‌های علوم‌ قرآنی نوشته‌ شده‌ و جنبه‌ی‌ آموزشی دارد (رومی، ج‌ 2، ص‌ 418ـ419؛ برای آگاهی از تفاسير جديد رجوع کنید به همان‌، ج‌ 2، ص‌ 436؛ مديرشانه‌چی، ص‌ 3ـ4).

امروزه‌ گاهی به‌ دليل‌ شخصيت‌ ممتاز علمی يک‌ مفسر يا فقيه‌ متقدم‌، که‌ خود تفسير فقهی مستقلی ننوشته‌ است‌، آرای پراکنده‌ی‌ فقهی وی در ذيل‌ آيات‌ احکام‌، از لابلای تفسير يا کتب‌ فقهی او، جمع‌آوری میشود و به‌ صورت‌ مجموعه‌ای مستقل‌ به‌ چاپ‌ میرسد، نظير الاحکام‌ الفقهية‌ للامام‌الطبری: مجموعة‌ من‌ کتاب‌ التفسيرله‌ (بيروت‌ 1420/2000) تدوين‌ محمدحسن‌ محمدحسن‌ اسماعيل‌ که‌ به‌ ترتيب‌ ابواب‌ فقه‌ سامان‌ يافته‌ و الانظار التفسيرية‌ للشيخ‌ الانصاری (قم‌ 1376 ش‌) تدوين‌ صاحبعلی محبّی که‌ به‌ ترتيب‌ سوره‌های قرآن‌ تنظيم‌ شده‌ است‌ (برای آگاهی از کتاب‌شناسی آثار تأليف‌ شده‌ در باب‌ تفسير فقهی رجوع کنید به هاشم‌زاده‌، ص‌ 169ـ184).

منابع‌: آقابزرگ‌ طهرانی؛ مساعد مسلم‌ عبداللّه‌ آل‌جعفر، أثرالتطور الفکری فی التفسير فی العصر العباسی ، بيروت‌ 1405/1984؛ ابن‌جوزی، الباز الاشهب‌ المنقص‌ علی مخالفی المذهب‌ لابن‌ الجوزی ، چاپ‌ علی دحروج‌، در الابحاث‌ ، سال‌ 38 (1990)؛ ابن‌عربی، احکام‌القرآن‌ ، چاپ‌ علی محمد بجاوی، بيروت‌: دارالجيل‌، ] بیتا. [ ؛ ابن‌نديم‌؛ مرتضیبن‌ محمدامين‌ انصاری، الانظار التفسيرية‌ للشيخ‌ الانصاری ، تدوين‌ صاحبعلی محبّی، قم‌ 1376 ش‌؛ محمدعلی ايازی، المفسرون‌: حياتهم‌ و منهجهم‌ ، تهران‌ 1414؛ يوسف‌بن‌ احمد بحرانی، الحدائق‌الناضرة‌ فی احکام‌ العترة‌ الطاهرة‌ ، قم‌ 1363ـ1367 ش‌؛ احمدبن‌ علی جَصّاص‌، کتاب‌ احکام‌القرآن‌، ] استانبول‌ [ 1335ـ 1338، چاپ‌ افست‌ بيروت‌ 1406/ 1986؛ حاجی خليفه‌؛ محمد خضری ، تاريخ‌التشريع‌ الاسلامی ، بنارس‌ 1403/ 1983؛ محمدحسين‌ ذهبی، التفسير والمفسّرون‌ ، قاهره‌ 1409/ 1989؛ فهدبن‌ عبدالرحمان‌ رومی، اتجاهات‌ التفسير فیالقرن‌ الرابع‌ عشر ، رياض‌ 1407/1986؛ محمود شهابی، ادوارفقه‌ ، ج‌ 1، تهران‌ 1372 ش‌؛ زين‌الدين‌بن‌ علی شهيد ثانی، الروضة‌البهية‌ فی شرح‌ اللمعة‌ الدمشقية‌ ، چاپ‌ محمد کلانتر، بيروت‌ 1403/1983؛ حسن‌ صدر، تأسيس‌ الشيعة‌ لعلوم‌ الاسلام‌ ، ] بغداد 1370 [ ، چاپ‌ افست‌ تهران‌ ] بیتا. [ ؛ حسن‌بن‌ يوسف‌ علامه‌ حلّی، قواعد الاحکام‌ ، قم‌ 1413ـ1419؛ مقدادبن‌ عبداللّه‌ فاضل‌ مقداد، کنزالعرفان‌ فی فقه‌القرآن‌ ، چاپ‌ محمدباقر بهبودی، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1384ـ1385؛ محمدبن‌ احمد قرطبی، الجامع‌ لاحکام‌ القرآن‌ ، ج‌ 3، جزء 6، بيروت‌ 1965، چاپ‌ افست‌ تهران‌ 1364 ش‌؛ کاظم‌ مديرشانه‌چی، آيات‌ الاحکام‌ ، تهران‌ 1378 ش‌؛ محمدمهدی مسعودی، «گستره‌ی‌ مباحث‌ فقهی قرآن‌»، فصلنامه‌ی‌ پژوهشهای قرآنی ، سال‌ 1، ش‌ 4 (زمستان‌ 1374)؛ محمدهادی معرفت‌، التفسير والمفسّرون‌ فی ثوبه‌القشيب، مشهد 1418ـ1419؛ محمدعلی هاشم‌زاده‌، «کتابشناسی احکام‌ قرآن‌ (بر اساس‌ ترتيب‌ قرن‌)»، فصلنامه‌ی‌ پژوهشهای قرآنی ، سال‌ 1، ش‌ 3 (پاييز 1374).

 

/ مهرداد عباسی /

   دانلود : 2-danesh-tafsir.pdf           حجم فایل 675 KB