صفحه اصلي
نقشه سايت
تماس با ما
 
   

رهیافتی نو در تفسیر: نگرش ساختاری به سورههای قرآن

مهرداد عباسی

 

اشاره

نظریهی وحدت موضوعی و نگاه هندسی به ساختار سورههای قرآن چندی است که در میان مفسران و محققان علوم قرآنی جای خود را باز کرده و اخیراً کتابهایی در این زمینه و حتی تفاسیری بر این اساس به نگارش درآمده است. در این نوشتار از میان این تالیفات متعدد، یک مقاله به زبان انگلیسی، دو کتاب به زبان عربی و یک کتاب به زبان فارسی به تفصیل معرفی شده و به برخی دیگر به اختصار اشاره شده است.

 

تفاسیر قرآن در قرن بیستم با تفاسیر سنتی که قرنها در جوامع اسلامی متداول بود، تفاوتهای قابل ملاحظهای دارد. یکی از جلوههای این تفاوت، پدید آمدن نظریهی وحدت موضوعی سورهها و سخن گفتن از ساختار هندسی هر سوره در پرتو بحث از تناسب و ارتباط بین آیات قرآن است. در میان علوم قرآنی، علم مناسبت دارای پیشینهای کهن است و طرح نظریهی وحدت موضوعی سورهها در کتب کلاسیک علوم قرآن ریشه دارد؛ چنانکه در البرهان زرکشی و الاتقان سیوطی فصلهای مستقلی به این مبحث اختصاص یافته است. اما مهم آن است که دیدگاه وحدت مضمونی و ساختار هندسی سورهها در تفاسیر جدید کمابیش جای خود را باز کرده و مفسران بیش از پیش به آن تمایل نشان دادهاند.

 

دیدگاه وحدت مضمونی سورهها: مقاله مستنصر میر

در میان محققان معاصر، قرآن پژوه پاکستانی دکتر مستنصرمیر، که در حال حاضر استاد دانشگاه یانگستاون آمریکاست، پژوهشهای فراوانی در این زمینه به انجام رسانده است. موضوع رسالهی دکتری وی که در 1983م. در دانشگاه میشیگان آمریکا از آن دفاع کرد و پس از تجدیدنظر در 1986 م. با عنوان «نظم و انسجام در قرآن» به چاپ رساند، بررسی مفهوم نظم در تفسیر تدبر قرآن مرحوم امین احسن اصلاحی عالم پاکستانی بود. دکتر میر پس از به پایان رساندن رساله، چند مقاله دربارهی این موضوع، که ظاهراً از دغدغههای اصلی پژوهشی او بوده است در مجلات غربی منتشر ساخت. از جمله: «مفهوم زوج بودن سورهها در نگاه امین احسن اصلاحی» (1983م)؛ «دیدگاه امین احسن اصلاحی در باب دستهبندی سورهها» (1984م)؛ و «آیا قرآن کتابی در هم ریخته و بیشکل است؟» (1992م). در نهایت وی در 1993 م. مقالهای با عنوان «وحدت مضمونی سوره: تحولی قرن بیستمی در تفسیر قرآن» نوشت و کوشید تا از این طریق اهمیت بحث حاضر را در تفسیر قرآن نشان دهد.

مقاله اخیر مستنصرمیر از چهار بخش اصلی تشکیل شده است: در بخش نخست وی زمینهی تاریخی مختصری از علم مناسبت و آرای موافق و مخالف مفسران قدیم و سنتی را دربارهی ارتباط بین آیات و سور قرآن مطرح ساخته است. در بخش دوم گزارشی توصیفی از جنبههای مختلف این موضوع ارائه کرده و به معرفی برخی مفسران پرداخته است که به وحدت مضمونی سورهها معتقد بودهاند. مفسرانی چون: اشرف علی ثنوی (1863-1943م)، حمیدالدین فراهی (1863-1930م) و امین احسن اصلاحی (1906-1997) از شبه قاره که تفاسیر انان به زبان اردوست؛ محمد عزت دروزه (1888-1984م) از فلسطین، سید قطب (1906-1966م) از مصر: و محمد حسین طباطبایی (1903-1981م) از ایران که تفاسیر آنها به زبان عربی است. وی از اصطلاحات مختلفی که این مفسران برای بیان دیدگاه خود استفاده میکنند، نظیر محور سوره، غرض سوره و عمود سوره یاد کرده و شواهدی از تفاسیر آنان را عرضه کرده است.

بخش سوم این مقاله به تجزیه و تحلیل این دیدگاه در قالب چهار نکته اختصاص دارد. نکتهی اول اینکه مفسران قائل به این نظریه از مناطق مختلف اسلامی برخاسته و تحت تاثیر یکدیگر نبودهاند که این خود نشان از اصالت و ریشهدار بودن این دیدگاه در میان دانشمندان اسلامی دارد. با وجود این، اشتراکاتی در روشهای آنان به چشم میخورد. نظیر اینکه همهی آنان رویکردی تحلیلی – ترکیبی به موضوع داشتهاند یعنی با تقسیم سوره به بخشها و دسته آیات مختلف سعی کردهاند بین آنها ارتباط برقرار کنند که البته همهی آنان در دستیابی به این هدف به یک اندازه توفیق نداشتهاند. دوم آنکه این دیدگاه حاصل اندیشهی مفسران مسلمان است و هیچگونه تاثیرپذیری مستقیمی از مطالعات قرآنی غربی در آن دیده نمیشود. اگرچه شاید بتوان گفت مدرنیته به طور غیرمستقیم شرایطی را به وجود آورده که در آن اعمال چنین دیدگاهی در قرآن ممکن و حتی لازم شده است. در نکتهی سوم به این سوال پاسخ داده شده که آیا نظریه وحدت مضمون سورهها و ایجاد ارتباط بین دسته آیات یک سوره، فقط نظریهای زیباشناختی است یا به فهم و تفسیر قرآن کمک میکند و میتواند روشی جدید در مطالعهی قرآن به وجود آورد؟ در چهارمین نکته با بیان این واقعیت که آرای مفسران در بیان معنای آیات قرآن بسیار مختلف و متفاوت است، این احتمال مطرح شده که دیدگاه وحدت مضمون سورهها، در صورت مقبولیت و گسترش یافتن، میتواند پایانی بر این تفاسیر مشتت باشد و تفسیر قابل اعتماد و ثمربخشتری از قرآن را در اختیار بگذارد.

مولف در بخش چهارم و پایانی مقاله آورده است: «اگر چه این نظریه جایگاه خوبی پیدا کرده و دیگر نمیتواند آن را نادیده گرفت، اما هنوز به طور کامل راه خود را نیافته و سرانجام آن روشن نیست. آیا صرفاً به صورت گرایشی ناشناخته باقی خواهد ماند یا به جریانی جدی و مهم در تفسیر بدل خواهد شد؟» وی در پایان، هدف خود از نگارش مقاله را این دانسته که محققان اسلامی و غربی را به گفتگو دربارهی این موضوع جدید و قرن بیستمی در تفسیر قرآن وادارد.

 

روش ساختاری در تفسیر قرآن: تفسیر محمود بستانی

در میان محققان معتقد به نظم ساختاری سورههای قرآن، علاوه بر دکتر مستنصرمیر که آثار خود را به زبان انگلیسی مینویسد، باید از محقق عراقی، دکتر محمود بستانی یاد کرد که بخش مهمی از پژوهش و تالیفاتش را موضوعات ادبی – قرآنی تشکیل میدهد.

وی در 1937 م. در نجف متولد شد. فوق لیسانس خود را در 1969 م. از دانشکده دارالعلوم قاهره دریافت کرد و در 1973 م. در رشته بلاغت و نقد ادبی از همان دانشکده درجهی دکتری گرفت. در میان آثار متعدد دکتر بستانی چند کتاب موضوعی کاملاً قرآنی دارد از جمله:

فی التعبیر القرانی (بیروت 1980م)، در اسات فنیه فی قصص القرآن (بیروت 1987 م)، المنهج البنانی فی التفسیر (بیروت 2001م).

دکتر محمود بستانی، روشی با نام «المنهج البنائی» روش ساختاری/ ساختمانی) را در تفسیر قرآن به کار گرفته است. این روش بر بررسی هر یک از سور قرآن براساس ساختمان هندسی کلی آن مبتنی است. به گونهای که هر سوره در پرتو ارتباط آیات آن با یکدیگر و دنبال هم قرار گرفتن موضوعات و عناصر بلاغی و ادبی مورد مطالعه قرار میگیرد. به گفتهی خود او فکر ارائهی تفسیری از قرآن به این روش از حدود 35 سال پیش در ذهن وی شکل گرفته بود و پس از انتشار چند مقاله در این باب و تدریس این روش در دانشگاه، تفسیر ساختاری سوره بقره را در 1980 م. به دست چاپ سپرد. در 1995 م. مقالهای با عنوان «المنهج البنائی او العضوی فی تفسیر القرآن الکریم» نوشت و در آن به تبیین روش و بیان انگیزهها و مبانی تفسیری پرداخت. در 1998 م. نشریهی قضایا اسلامیه معاصره، ویژه نامهای دربارهی گرایش جدید در تفسیر قرآن منتشر کرد که شامل مصاحبهای با دکتر بستانی دربارهی روش نوین تفسیری او بود. وی در این گفتوگو به صورتی تفصیلی و گستردهتر از مقالهی قبلیاش، منظور و مقصود خود از این روش را به مخاطبان شناسانده و از انتشار زودرس تفسیر خود با بنام «عماره السوره القرآنیه» بر مبنای این روش خبر داد. 3 سال بعد متن این مصاحبه با تغییراتی جزئی در کتابی با نام المنهجالبنائی فی التفسیر به چاپ رسید.

کتاب المنهج البنائی فیالتفسیر تالیف دکتر محمود بستانی در 1422/2001 از سوی انتشارات دارالهادی بیروت به چاپ رسید. این کتاب جزو سری کتابهایی است که از سوی مجلهی قضایا اسلامیه معاصره و زیر نظر عبدالجبار رفاعی (سردبیر مجله) منتشر میشود. شش صفحهی نخست کتاب شامل مقدمهای است که رفاعی نوشته و در آن کوشیده تا اهمیت و کارایی این روش را از طریق به تصویر کشیدن سیر پیدایش و رشد مکتب تفسیر ادبی در دوران جدید نشان دهد. وی امین خولی را به پایهگذار مکتب ادبی جدید دانسته و از کسانی چون بنتالشاطی، محمد عبدالله دراز و سید قطب به عنوان حمیان و ادامهدهندگان این مکتب نام برده است. وی آثار محمود بستانی را نیز در زمرهی تالیفات جدید این مکتب تفسیری به شمار آورده است. متن اصلی کتاب از دو بخش اصلی تشکیل شده است. مؤلف در بخش نخست، که متن همان مصاحبهی پیش گفته با اندکی تغییر است،  اصول و مبانی تفسیری خود را بیان کرده و در بخش دوم نمونههایی عملی از روش خود را از طریق تفسیر سورههای بقره و مومنون و مریم و ملک و ماعون  ارائه کرده است. وجه تسمیهی تفسیر بنائی (ساختاری)، آن است که مفسر در این روش میکوشد از طریق کشف روابط آشکار و نهان بین اجزای سوره و درهمتنیدگیها و هماهنگیهای مقاطع مختلف سوره، ساختمان پیکر هر سوره را بشناساند که در نتیجه هر سورهی قرآن به واحدی کامل و مستقل از جهت شکلی و معنایی تبدیل خواهد شد.

سؤال مهم ایجاد شده برای مولف این اثر که وی را به تلاش و تفکر واداشته این بوده که چرا قرآن مکتوب و حاضر، سوره سوره ترتیب یافته است؟ و چرا گروهی از آیات در کنار هم ذیل نام یک سوره قرار گرفته و آیاتی دیگر با ترتیبی متفاوت در سورهای دیگر گرد هم آمدهاند؟ پاسخ وی به چنین سوالاتی این بوده که مسلماً آیات متعلق به یک سوره تناسب و ارتباطی با یکدیگر داشتهاند والا ضرورتی نداشت که پیامبر به کتاب وحی دستور دهد تا فلان آیه را در فلان سوره و در کنار فلان آیه قرار دهند. معنای این روایات آن است که هر سوره ساختمان و ساختاری مخصوص به خود دارد که با دقت و ظرافت و استحکام بنا شده است. بنابراین نحوهی جنبش آیات در هر سوره دلیل و حکمتی دارد که همانا برآورده شدن هدفی در آن سوره است. در دستیابی به هدف سوره، علاوه بر محتوا به اسلوبهای بیانی نظیر تقدیم و تأخیر و تفصیل و اجمال نیز باید توجه داشت. از این رو بررسی ساختاری سورههای قرآن از دو جنبه صورت میگیرد: جنبهی محتوایی و موضوعی و جنبهی ادبی و هنری، بررسی اجزای سوره از منظر هنری به معنای مطالعهی عناصر داستانی و موسیقایی و لفظی و ظاهری در آن است که در واقع وجوه ممیز متون ادبی و متون صرفاً علمی به حساب میآید و نیز به معنای دخالت دادن این عناصر در برقراری ارتباط بین اجزای سوره و به خدمت گرفتن آنها در فهم مراد و مقصود متن قرآن است. در تفسیر بنائی تلاش بر آن است که این دو جنبه تا حد امکان در کنار هم لحاظ شوند تا از این  طریق غرض اصلی سوره هویدا گردد. برای این منظور از زوایای مختلف به یک سوره نگریسته میشود:

1. هدف و موضوع: هر سوره شامل یک یا چند هدف در قالب یک یا چند موضوع است.

2. شکل: هر سوره دارای یکی از ساختارهای زیر است:

- ساختار افقی: موضوع آغازین سوره همان موضوع پایانی است و در این مبانی موضوعات متنوعی طرح میشود.

- ساختار طولی: سوره با موضوعی آغاز میشود و تا پایان با همان ادامه مییابد.

- ساختار مقطعی: چند موضوع در سوره طرح میشود و هر مقطع با یک یا چند آیهی مکرر به اتمام میرسد.

3. روابط: بین موضوع یا موضوعات هر سوره یکی از روابط زیر برقرار است:

- سببیت: هر موضوع سبب طرح موضوع بعدی است.

- نمو: موضوع سوره به تدریج از مرحلهای به مرحله دیگر – مانند گیاه – رشد میکند تا اینکه در نهایت کامل میشود.

- تجانس: موضوعات طرح شده در سوره، با کمک ابزارهای هنری نظیر داستان و تصویرپردازی و نظم و وزن با اهداف سوره تناسب مییابد.

خوشبختانه دکتر محمود بستانی آرای خود را تنها به صورت نظری طرح نکرده و عملاً نیز قرآن را با این روش از ابتدا تا انتها تفسیر کرده است. التفسیرالبنائی للقرآن الکریم حاصل نگرش ساختاری وی به سورههای قرآن است که از سوی بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رسوی در پنج جلد (مشهد 1380-1382ش) منتشر شده است.

 

ساختار هندسی سورههای قرآن

از دیگر کتابهایی که به تازگی در این باب به زبان فارسی منتشر شده ساختار هندسی سورههای قرآن: پیش درآمدی بر روشهای نوین ترجمه و تفسیر قرآن کریم نوشته محمد خامهگر است. این کتاب که در ابتدا پایان نامهی کارشناسی ارشد مولف در رشته علوم قرآن و حدیث دانشکدهی اصولالدین قم بوده، در 1382 از سوی موسسه انتشارات امیر کبیر(شرکت چاپ و نشر بینالملل) به چاپ رسیده است. بنابر آنچه در این کتاب آمده، کاوشهای جدید قرآن پژوهان نشان میدهد آیات هر سوره غرض واحدی را پی میگیرد و به خلاف دیدگاهی که آیات قرآن را همچون خطوطی پراکنده و ناموزون میبیند، نظمی هندسی بر ساختار سورهها حاکم است. سعی مولف در کتاب بر آن بوده تا دیدگاههای پراکنده در این باره را گرد آورد و فرضیهی نگرش ساختاری را به یک نظریهی سامان یافته علمی مبدل سازد. به گفته مولف،  هدف اصلی نوشته او سازماندهی مباحث طرح شده در زمینه ساختار سورههای قرآن یا وحدت هدف هر سوره قرآن است.

مطالب این کتاب در پنج فصل تنظیم شده است: در فصل اول پس از بیان مفهوم ساختار سورهها و تبیین مواضع اختلاف، فواید و کارکردهای ترسیم ساختار هندسی سورههای قرآن طرح شده است از جمله: کشف افقهای جدید در اعجاز قرآن، مقابله با شبهه افکنیهای خاورشناسان و دفاع از اصول اعتقادی شیعه. در پایان این فصل کلیهی آثار تدوین شده در زمینهی تناسب آیات و سور و ساختار هندسی سورهها اعم از تفاسیر، کتب علوم قرآنی و پایاننامهها فهرست شده است. فصل دوم به بررسی و نقد آرای موافقان و مخالفان نگرش ساختاری به سورهها اختصاص یافته است. مولف در این فصل با طرح دلایل عقلی و نقلی هر دو گروه موافق و مخالف و ارزیابی  آنها در نهایت به رای موافقان این نگرش متمایل شده است. فصل سوم این کتاب که مهمترین بخش آن را تشکیل میدهد، «روشهای کشف اهداف و مقاصد سورهها» نام دارد. به اعتقاد مولف، گفتگو پیرامون اهمیت و آثار شگفتانگیز ساختار هندسی سورهها شوق زاید الوصفی را برای کشف غرض سورهها در دل برمیانگیزد، اما باید گفت که این مرحله شیرینترین و مشکلترین بخش از کار در این زمینه است. وی با نقل قول از محققان قدیم و جدید نشان داده که کشف موضوع هر سوره باید با تدبر و توسل و عنایتهای خاص خداوندی همراه باشد و در ادامه چکیدهای از تجربیات و تلاشهای پویندگان این طریق را به تعبیر خود – گزینش و چینش کرده است. نکتهی مهمی که وی تذکر داده آن است که موضوع اصلی سورهها «کشف کردنی» است نه «وضع کردنی» و هر مفسری نمیتواند به دلخواه موضوعی را برای یک سوره تبیین و آیات را به هر طریق ممکن بدان مرتبط کند؛ زیرا هر سوره از ابتدای نزول دارای موضوعی مشخص بوده است و مفسر باید با به کارگیری صحیح روشها و همراه داشتن توفیق الهی در این مسیر توفیق حاصل کند. در این فصل بیش از دوازده روش و نشانه برای یافتن غرض اصلی سوره شناسانده شده است که مهمترین آنها عبارتند از: بررسی سیاق سوره؛ توجه به نام سوره؛ دقت در آیات آغازین و پایانی سورهها؛ عنایت به فضای نزول سوره و بررسی واژههای کلیدی سوره. مولف در هریک از روشها با ذکر اقوال مفسرانی که بر آن اساس عمل کردهاند، به ارزیابی آنها پرداخته است.

اما مجموع این سه فصل به مباحث و مبانی نظری ساختار هندسی سورهها  اختصاص داشت که همگی به مثابه مقدمهای برای ورود به میدان عمل بود. نویسنده معتقد است آنچه تعیینکنندهی سرنوشت سوره است. توانایی و مهارت مفسر در تطبیق اصول علمی و نظری کشف غرض در مرحلهی عمل است. از این رو برای آن که چالشهای عملی این مسیر مشخص شود، فصل چهارم کتاب به بررسی تلاشهای مفسران در یافتن غرض سورهی «ملک» اختصاص یافته و شش نظریهی متفاوت در این باب شناسانده شده است. مولف در این فصل ضمن گزارش تلاشها و نیز لغزشهای مفسران در بیان موضوع اصلی این سوره، بر آن بوده تا با استفاده از ابزارهای علمی روش صحیح تعیین موضوع اصلی را ارائه کند. در فصل پنجم سبکهای نمایشی ساختار سورهها آمده است. شش سبک رایج در نمایش ساختار سورهها عبارتند از: نمودار محتوایی: گزارش محتوایی، نمودار موضوعی؛ استدلالی؛ گزارش اجمالی؛ و نمودار درختی. در این فصل هر یک از این سبکها به همراه صاحبان آنها معرفی شده و در هر مورد، نمودار یک سوره، به عنوان نمونهی سبک مربوط، ترسیم شده است.

در پایان کتاب، مولف این سبک را برای ارائه ساختار هر سوره از قرآن پیشنهاد کرده است. نخست به معرفی سوره و بیان ویژگیهای آن از قبیل مکی یا مدنی بودن، فضای نزول و فضائل خواص سوره میپردازیم و سپس غرض سوره را با استناد به روشها و ابزارهای ذکر شده کشف و آن را در یک جملهی کوتاه ارائه میکنیم. پس از آن، ساختار درختی سوره ارائه میشود. سپس گزارشی از محتوای سوره را بر اساس فصلبندیهای مشخص و مرتبط آغاز میکنیم. در ابتدای هر فصل عنوان کلی و ایات مرتبط ذکر میشود و ذیل آن به روند و سیر حرکت سوره در آن موضوع اشاره و روابط آیات با یکدیگر تبیین میشود تا خواننده گام به گام با سوره حرکت کند. حسن ختام این کتاب ارائه اهداف و مقاصد سوره قلم بر اساس سبک نمودار درختی است.

 

نظم و انسجام در سوره

بیانالنظم فیالقرآن الکریم تالیف مهندس محمد فاروق فارس زین کتابی دیگر در این زمینه است که انتشارات دارالفکر دمشق در 1424/2003 آن را عرضه کرده است. محمد فاروق زین مهندس مشاور راه و ساختمان تحصیلات دانشگاهی خود را در دانشگاه آمریکایی بیروت آغاز کرد و سپس برای تکمیل تحصیلات به دانشگاه میشیگان آمریکا رفت. وی در سال 2000 کتابی با نام المسیحیه و الاسلام و الاستشراق نوشت که در کشورهای عربی با استقبال خوبی مواجه شد و ترجمهی آن به انگلیسی نیز در اروپا و آمریکا رواج یافت.

مولف معتقد است ترتیب کنونی قرآن توقیفی و از جانب خداوند متعال است و این نظم و ترتیب منضمن دو نکته است: یکی اینکه هر سوره، چنانکه معنای لغوی آن نیز نشان میدهد، دارای محوری است که موضوع یا موضوعات آن بر گرد آن میچرخد: زیرا در غیر این صورت تقسیم قرآن به سورههای متعدد توجیهی نداشت و متن قرآن مجموعاً میتوانست در قالب یک سوره باشد. دوم اینکه توقیفی بودن ترتیب سور نیز موجب تامل در ارتباط بین سورههای متوالی میشود. وی در میان مفسران سنتی از فخر رازی و آلوسی و بقاعی و در میان معاصران خصوصاً از امین احسن اصلاحی یاد میکند که جدیتر از دیگران به این مسئله توجه نشان دادهاند. از نگاه او، بیتوجهی بسیاری از مفسران به مسئله ارتباط آیات و سور موجب شده که مستشرقان و حتی برخی از مسلمانان به اشتباه گمان کنند که قرآن کتابی نامفهوم و نامنسجم و از هم گسیخته است.

کتاب بیان النظم فی القرآن الکریم شامل بررسی ساختار سورههای ربع چهارم قرآن، ازسوره غافر تا سوره ناس، است. مولف پس از پایان مکی یا مدنی بودن و ترتیب نزول هر سوره، مطالب مربوط به آن را تحت سه عنوان فرعی آورده است: ارتباط با سوره قبل؛ محور سوره؛ نظم در سوره.

ناگفته نماند که آثار دیگری با همین رویکرد به زبان عربی و فارسی به چاپ رسیده که به علت گذشت سالیان زیاد از انتشار آنها از معرفی تفصیلی آنها صرفنظر شده است؛ از جمله: تفسیر چهار جلدی نظم قرآن نوشتهی عبدالعلی بازرگان که از سوی انتشارات قلم (تهران) در 1372 منتشر شده است. همچنین کتابی نوشته دکتر عبدالله محمود سحاته، به ترجمه دکتر سیدمحمد باقر حجتی که با نام درآمدی بر تحقیق در اهداف و مقاصد سورههای قرآن کریم از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی (تهران 1369 ش) انتشار یافته است. گذشته از این، در دو سه سال اخیر کتابهایی دربارهی ارتباط آیات و سور و علم مناسبات منتشر شده که بخشهایی از آنها به موضوع حاضر اختصاص دارد. از جمله:

- محمد عنایت الله اسد سبحانی، امعان النظر فی نظام الای و السور، عمان: دار عمار 2003، 342 ص.

- محمد علی ایازی، چهرهی پیوسته قرآن، تهران: نشر هستی نما، 1380، 224 ص.

- حسن خرکانی، هماهنگی و تناسب در ساختار قرآن کریم، تهران: نشر قلمرو، 1380، 272ص.

 

پینوشتها:

 

 

- Mustansir Mir, Coherence in the Quran, indiapolis: American Trust Publication, 1986-125pp.

- idem The sura as a unity: a twentieth century development in Quran exegesis, Approaches to the Ouran, Ed. G.R. Hawting and Abdul-Kadar A shareef. London Routledge 1993, pp 211-224.

نگارنده این سطور، این مقاله را در دست ترجمه دارد.

- قضایا اسلامیه: فکریه اسلامیه تصدرها موسسه الرسول الاعظم، قم العدد الثانی 1416/1995.

- برای آگاهی بیشتر از شرح حال و آثار وی به پایگاه اینترنتی زیر مراجعه کنید:

www. Zein.org

   دانلود : maghale4.pdf           حجم فایل 254 KB