صفحه اصلي
نقشه سايت
تماس با ما
 
   

مقالات قرآنی در دایرةالمعارف آکسفورد

مهرداد عباسی / سیدعلی آقایی

اشاره

یکی از مهمترین آثار مرجع در زمینهی اسلامی و فرهنگ اسلامی که در دههی اخیر به زبان انگلیسی تالیف یافته، دایرةالمعارف آکسفورد است. هدف اصلی پدیدآورندگان این دایرةالمعارف تبیین جایگاه و اهمیت اسلام در سیاست و فرهنگ و اقتصاد کشورهای اسلامی بوده است. قرآن نیز به عنوان کتاب مقدس مسلمانان و سرچشمهی علم و فرهنگ در جوامع اسلامی که همواره نقشی تعیینکننده در حیات فردی و اجتماعی پیروان دین اسلام داشته و دارد، از جمله موضوعات مورد توجه در این دایرةالمعارف است. در نوشتار حاضر، ضمن معرفی اجمالی دایرةالمعارف آکسفورد The Oxford Encyclopedia of modern Islamic world، گزارشی تفصیلی از مدخلهای قرآنی آن آمده است. لازم به ذکر است این دایرةالمعارف در سال 1375 جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی را دریافت نموده است و بنابر اطلاع ترجمه کامل این اثر انجام شده و جلد نخست آن به چاپ سپرده شده است.

 

معرفی دایرةالمعارف آکسفورد

از اواخر دهه 1960 بسیاری از مسلمانان در کشورهای اسلامی، احیای مجدد اسلام را در زندگی فردی و اجتماعی خود تجربه کردند. واکنش در مقابل وابستگی فرهنگی و سیاسی به غرب وسکولاریزه شدن جامعه، حس غرور و افتخار به گذشتهای درخشان را در میان آنان زنده کرد که این امر به معنای بازگشت به اسلام به عنوان منبعی برای هدایت فردی و جایگزینی ایدئولوژیک برای دولت و جامعه بود. در این دوران، مطالعه در زمینههای دین و تاریخ و علوم اجتماعی گسترش یافت و مسلمانان به این نتیجه رسیدند که نوگرایی و اتکای به دین لزوماً با هم ناسازگار نیستند وسکولاریزه شدن جامعه شرط لازم تغییر و تحول در حوزههای اقتصاد و سیاست نیست. وقایع رخ داده در این سالیان، این فکر را پدید آورد که مرجعی اساسی و قابل دسترس برای آگاهی از جریانات اخیر در جهان اسلام، مورد نیاز است. با وقوع انقلاب ایران در 1979، که نقطه عطفی در مطالعه اسلام و کشورهای اسلامی بود وضعیت و کماطلاعی غریبان را نسبت به درک اسلام در جوامع اسلامی به رخ آنان کشید، نیاز به چنین مرجعی و فقدان چنین تالیفی بیش از پیش احساس گردید. گفتنی است تألیفات پیشین در این زمینه، از جمله دایرةالمعارف اسلام1 به دلیل پرداختن به سدههای میانهی اسلامی و گستردگی آن و تاریخ اسلام کمبریج2 به سبب تمرکز بر جغرافیای سرزمینهای اسلامی و کهنگی آن، نمیتوانست این خلأ را جبران نماید.

دایرةالمعارف جهان معاصر اسلام آکسفورد زیر نظر جان اسپوزیتو3 برای پاسخگویی به این نیاز طراحی و در 1995 منتشر شد. این دایرةالمعارف چهار جلدی که تتمهای بر ویرایش دوم دایرةالمعارف اسلام به حساب میآید، دارای سه ویژگی است که آن را از دیگر آثار متمایز میسازد: 1- این کتاب ناظر به دوران جدید، از پایان قرن هجدهم میلادی یعنی آغاز مواجهههای جهان اسلام با امپریالیسم و تکنولوژی غربی تا حال حاضر است؛ 2- این اثر کاملاً به روشهای علوم اجتماعی متکی است و در مقالات آن علومی چون جامعهشناسی و مردمشناسی و اقتصاد و علوم سیاسی با دین و تاریخ و ادبیات ترکیب شدهاند تا واقعیتهای تغییریافته در زندگی مسلمانان را نشان دهد؛ و 3- این دایرةالمعارف رویکردی  مبنایی به واقعیتهای عملی جهان اسلامی دارد و با اتکا بر مطالعات تطبیقی، گزارشی از عقاید و اعمال و علایق پیچیده و متنوع مسلمانان را عرضه میکند. این مجموعه شامل 750 مقاله است که به منظور جامعیت در تمامی جنبههای حیات اجتماعی و دینی مسلمانان، در پنج مقوله تنظیم شده است: اندیشه و اعمال اسلامی؛ اسلام و سیاست؛ جوامع و اجتماعات مسلمانان؛ اسلام و اجتماع و مطالعات اسلامی.

حجم مقالات از حدود ده هزار کلمه به ویژه در مقالات ترکیبی نظیر «حقوق بشر» و «حکومت اسلامی» تا حدود پانصد کلمه در مقالات مختصر متغیر است. در مقالات این دایرةالمعارف مطالب متنوعی از جمله تاریخچه و نظریات و آموزهها و موسسات و مکاتب فکری و مسائل مورد اختلاف مرتبط با موضوع هر مدخل آمده و در برخی مدخلها نیز جنبشهای اجتماعیو سیاسی، اقلیتهای اسلامی، اسلام در غرب و اعمال و رفتارهای دینی مسلمانان بررسی شده است. به علاوه مدخلهای متعددی به شرح حال و آرا و آثار شخصیتهای موثر در کشورهای اسلامی اختصاص یافته است. در نگارش مقالات تا حد امکان سعی بر آن بوده که تطبیقی بودن پژوهشها در کنار سادگی و غیرتخصصی بودن زبان مقالات رعایت شود. همچنین در انتهای هر مقاله کتابشناسی مختصر و گزیدهای دربارهی موضوع مقاله آمده است.

یکی از مزایای این دایرةالمعارف وجود فهرستی جامع و نسبتاً مفصل در پایان جلد چهارم آن است در این فهرست تامی موضوعات مورد توجه در مجموعه به تفکیک آمده و در ذیل هر موضوع، همهی مدخلهای اصلی و فرعی، مرتبط با آن ذکر شده است که دست کم دارای دو فایده است: اولاً از این طریق میتوان از موضوعاتی که خود مدخل نشدهاند، مطلع شد و ثانیاً میتوان از تمامی مدخلهای مرتبط با یک موضوع آگاهی یافت. علاوه بر این، در انتهای جلد چهارم، فهرست الفبایی مولفان و رتبهی علمی آنان به همراه نمایهای عمومی آمده است.

سرویراستاری این دایرةالمعارف بر عهدهی جان اسپوزیتو، استاد دین و امور بینالملل دانشگاه جرج تاون، بوده و هیئت ویراستاران متشکل از هفت استاد از دانشگاههای مختلف به ویژه درآمریکا، وی را در تمامی مراحل از جمله طراحی مدخلهای عمومی و تخصصی، پیشنهاد و معرفی مولف جهت نگارش مقالات و بازبینی و ویرایش مقالات در حوزههای تخصصیشان، یاری کردهاند. همچنین کمیتهای از مشاوران از آمریکا، اروپا و کشورهای اسلامی به سرپرستی آلبرت حورانی، استاد ممتاز دانشگاه آکسفورد، موضوعات و مولفان جدیدی را به سرویراستار معرفی کرده و گاه مقالاتی را جهت درج در دایرةالمعارف نگاشتهاند. علاوه بر این، 450 مولف از جامعه بینالمللی محققان در امر طراحی و تالیف مقالات با این مجموعه همکاری داشتهاند. این مولفان که متخصصانی از اروپا، آفریقا، خاورمیانه، جنوب و جنوب شرقی آسیا اعم از مسلمان و غیرمسلماناند، نه تنها در رشتههای تخصصی خود نظیر تاریخ و جامعهشناسی و مردمشناسی و اقتصاد و علوم سیاسی صاحبنظر و دارای دیدگاههای متفاوتاند، بلکه به سنتهای دینی و ملی مختلفی تعلق دارند که به غنای این دایرةالمعارف و ویژگی تطبیقی بودن آن افزوده است.

هدف دستاندرکاران این دایرةالمعارف آن بوده که نه تنها مرجعی مقدماتی را برای محققان و دانشجویان دین، تاریخ و علوم اجتماعی فراهم آورند، بلکه اثری مفید در اختیار خوانندگانی قرار میدهند که به دنبال فهم زمینههای وقوع حوادث اخیرند. همچنین از نگاه پدیدآورندگان، این اثر میتواند مورد استفادهی محیطهای دانشگاهی در مقطع لیسانس و بالاتر و مخاطبان عامتری نظیر تحلیلگران و مشاوران سیاسی و روزنامهنگاران و حتی معلمان دبیرستانها که به مسائل جهان اسلام در عصر جدید از جمله موسسات و جنبشها و شخصیتهای آن علاقهمندند، قرار بگیرد.

نخستین تلاشها برای آغاز پروژهی تالیف این دایرةالمعارف، جلساتی بود که با حضور سرویراستار و هیئت ویراستاران در دفتر دانشگاه آکسفورد در نیویورک تشکیل شد که با مباحثات فراوانی از جمله بحث بر سر تعیین عنوان برای این مجموعه همراه بود. سرانجام این پروژه، با کوششهای فراوان دستاندرکاران به ویژه هیئت ویراستاران، با انتشار مجموعهای چهار جلدی توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد با نام The oxford Encyclopedia of Modern Islamic World (دایرةالمعارف جهان معاصر اسلام آکسفورد) در سال 1995 به پایان رسید.5

 

جدول شماره 1

موضوع

عنوان انگلیسی

مولف

نشانی

حجم (به ستون)

قرآن

QUR’AN

محمدایوب، وینسنت کرنل، مستنصرمیر

ج3، ص 385-396

23

تفسیر

TAFSIR

مستنصرمیر

ج4، ص 169-176

13

قرائت قرآن

QUR'ANIC RECITATION

فردریک ماتیوسن دنی

ج3، ص 397-400

7

زندگینامهها

ARKOUN, MOHAMAD

ندوه مالتی – داگلاس

ج1، ص 139-140

2

ABD AL- RAHMAN, A'ISHAH

والری جی، هافمن لد

ج1، ص 411-412

2

KHALAFALLAH, MUHAMMAD AHMAD

ویلیامای. شبارد

ج4، ص 411-412

2

TALEQANI, MAHMUD

اچ. ای. شهابی

ج4، ص 181-182

3

TABATABA’I, MUHAMMAD HUSAYN

سید حسین نصر

ج4، ص 161-162

3

RAHMAN, FAZLUR

تاماراسون

ج3، ص 408

2

 

مقالات قرآنی

مهمترین مقالات دایرةالمعارف آکسفورد که به طور مستقل به موضوع قرآن و مباحث پیرامون آن پرداختهاند، مقالات «قرآن»،  «تفسیر» و «قرائت قرآن» است. همچنین میتوان زندگینامهی برخی شخصیتهای برجستهی قرآنی را به این مجموه افزود. هرچند ممکن است با مراجعه به فهرست پایانی این مجموعه مطالبی دیگر و مقالاتی مرتبط با قرآن و علوم قرآنی یافت6، قصد نگارندگان، معرفی مقالات مستقل در این زمینه بوده است. در این بخش، نخست چند نکتهی عمومی دربارهی مقالات ذکر شده و در ادامه گزارش تفصیلی آنها به ترتیب اهمیت آمده است. مشخصات کلی این مقالات در جدول شماره 1 نمایش داده شد است:

نگاهی کلی به مقالات

پیش از ارائه گزارش تفصیلی از محتوای مقالات، توضیح برخی نکات کلی دربارهی آنها ضروری مینماید:

1- ساختار کلی مقالات، بسیار منسجم و به دور از اغماض و پیچیدگی است و جهت طرح منظم مباحث از عناوین فرعی به خوبی بهره گرفته شده است. به طوری که پس از مطالعه هر مقاله، طبقهبندی روشنی از موضوع در ذهن خواننده شکل میگیرد. از آنجا که بخش عمدهای از مخاطبان این دایرةالمعارف را افراد غیرمتخصص در این حوزهها تشکیل میدهند، در مقالات کمتری به غیرمتخصص در این حوزهها تشکیل میدهند، در مقالات کمتر به مطالب تخصصی و جزئیات مرتبط با موضوع پرداخته شده و از بسط و تفصیل اجتناب شده است تا خواننده ناآشنا در پیچ و خم مطالب جانبی سر در گم نشود.

همین نظم و نسق در مقالات زندگینامهای (بیوگرافی) نیز دیده میشود. بدین ترتیب که در هر مقاله، ابتدا شناسهای کلی از فرد که بیانگر جایگاه سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی او در دنیای اسلام است، ارائه میشود. سپس به تفصیل، شرح حال وی از تولد تا درگذشت – چنان که از دنیا رفته باشد – ذکر میشود. در این میان، مواردی چون زمان و مکان تولد، معرفی خانواده و وضع خانوادگی، تحصیلات ابتدایی و دانشگاهی، سفرها، فعالیتهای عمدهی علمی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و نیز چالشها و تقابلهای اندیشه و عملکرد وی با هم عصران خویش مورد توجه قرار میگیرد. در بخش پایانی این مقالات، تحلیلی کلی از زندگی فرد، شاخص فکری و میراث به جای مانده از وی ارائه میشود.

2- در انتهای هر مقاله کتابشناسی مختصر و مفیدی از موضوع آمده است. آنچه در این بخش جلب توجه مینماید، ارجاع بسیار کم به منابع اسلامی و استفاده فراوان از منابع و پژوهشهای غربی است. حتی در مواردی هم که به منابع اسلامی ارجاع شده، ترجمهی انگلیسی آنها در کتابشناسی آمده است. هر چند مراجع مطرح شده در بخش کتابشناسی لزوماً همهی منابع مورد استفادهی نگارنده نیست، تا حدودی گویای نوع و مشخصهی منابع مولف است. از این رو یکی از اشکالات وارد بر این مقالات عدم بهرهگیری کافی از منابع اسلامی – اعم از سنی و شیعی – است. البته ممکن است علت این امر را قصد مولفان بر سهولت دسترسی مخاطبان به منابع برشمرد. چه معمولاً منابع اسلامی به زبان عربی نگاشته شده و برای خوانندگان عمومی این گونه ارجاعات قابل استفاده نیست. نقدی دیگر، عدم ارجاع به منابع مورد استفاده، در متن مقالات است، گرچه میتوان سعی مولفان بر سادهنویسی و اختصار در نگارش را عاملی برای این امر به شمار آورد.

نکته قابل توجه در بخش کتابشناسی، توضیحات مختصر برخی مولفان پس از هر منبع است که معرفی چکیدهی آن منبع محسوب میشود و برای خوانندگانی که قصد مطالعهی کاملتر در موضوع داشته باشند، بسیار راهگشاست. همچنین در کتابشناسی مقالات زندگینامه، معمولاً کتب و مقالات در دو دسته طبقهبندی میشوند؛ دسته اول کتابها و مقالاتی است که خود آن شخصیت تالیف کرده و دسته دیگر مراجعی است که به تحلیل زندگی، اندیشه و آثار او میپردازند.

3- در نگارش مقالههای این دایرةالمعارف رویکرد اصلی، بیان شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دنیای اسلام در دورهی جدید بوده است؛ از این رو مولفان، از ذکر مباحث مرتبط با این موضوعات حتیالامکان فروگذار نکرده و در بعضی موارد به شرح و تفصیل و حتی تحلیل آنها پرداختهاند.

به طور مثال در ذیل مدخل قرآنی، عناوین فرعی چون تفاسیر جدید، قرآن و مدرنیسم و قرآن در اندیشه و عمل مسلمانان با شرح و تفصیل به چشم میخورد نیز در مدخل تفسیر، پس از ذکر کلیاتی دربارهی تفسیر و تاریخچهی آن، به رویکردهای جدید تفسیری توجه شده که عمدتاً در مواجهه با مدرنیته و پاسخگویی به شبهات و سوالات ناشی از آن در جامعهی اسلامی شکل گرفته است.

همین رویکرد در مقالات شرح حال شخصیتهای برجستهی اسلامی در دوران جدید نمایان است. تا جایی که گاه جزئیات فعالیتهای سیاسی و اجتماعی فرد به تصویر کشیده شده تا خواننده با کنار هم گذاشتن این فعالیتها، به تحلیلی منطقی از موضعگیریها و عملکردهای او دست یابد.

4- از آنجا که هدف اصلی این مجموعهی علمی ارائه گزارشی دقیق و همه جانبه از اوضاع و شرایط موجود در جوامع اسلامی بوده است مقالات کمتر صبغهی انتقادی و تحلیلی به خود گرفتهاند. به همین منظور مولفان مقالات به گونهای گزینش شدهاند که ارتباط نزدیکی با جهان اسلام و فرهنگ اسلامی داشته باشند. چنان که بسیاری از ایشان مسلمان بوده یا پژوهشی پیرامون موضوع یا شخصیتی اسلامی انجام دادهاند. این امر با دقت در بخش کتابشناسی مقالات روشنتر میشود. چرا که معمولاً یک یا چند منبع معرفی شده در این بخش به قلم مولف مقاله است.

5- از جمله مواردی که دراین دایرةالمعارف بسیار خود مینماید، چاپ آراسته آن است. انتخاب قلمهای شکیل و صفحهآرایی مناسب،  جذابیت آن را دو چندان کرده است. این مطلب در مقایسه با دایرةالمعارفهای مشابه نظیر دایرةالمعارف اسلامی (EI) یا دایرةالمعارف قرآن (EQ) بیشتر آشکار میشود: گرچه دایرةالمعارفهای مذکور از نظر محتوا و حوزه مفهومی، گستردهتر و غنیتر از این دایرةالمعارفاند. البته غرض، مقایسه محکتوایی این دایرةالمعارفها با هم نیست ولی از این نکته نباید غافل ماند که امروزه کیفیت چاپ، نقش به سزایی در تاثیرگذاری کتاب بر مخاطبان دارد که دستاندرکاران این دایرةالمعارف به این نکته توجه داشتهاند.

ب) گزارش تفصیلی مقالات

1- قرآن

مدخل «قرآن» در این دایرةالمعارف مشتمل بر سه مقالهی مستقل است:

الف- تاریخ قرآن

ب- قرآن به مثابهی کتاب مقدس

ج – قرآن در اندیشه و عمل مسلمانان.

در مقایسه نخست، محمود ایوب7 تاریخچه مختصری از خاستگاه، تدوین و ساختار قرآن را شناسانده است. وینسنت کرنل8 در دومین مقاله، قرآن را به عنوان پیامی از جنب خدا بررسی کرده و تفاسیر جدید قرآن را مطمح نظر قرار داده است. در مقاله سوم، مستنصرمیر9 به بیان نقش محوری و اساسی قرآن در سلوح مسلمانان پرداخته است.

 

تاریخ قرآن

در ابتدای مقاله، تقابل بین باور مسلمانان نسبت به قرآن و مباحث مرتبط با تاریخ قرآن تبیین شده است. به تعبیر مولف با اینکه مسلمانان قائل به وجودی ماورایی و ازلی برای قرآن هستند و آن را فراتر از محدودیتهای زمان و مکان میدانند، با وجود این قرآن کتابی است که شکلگیری آن به طور کامل با زندگی و تاریخ جامعهای زمینی پیوند خورده است. از یک سو جامعهی اسلامی، به سبب شرایط و مقتضیات و پرسشهای پدید آمده در آن، در شکلگیری آیات قرآن موثر بوده و از دیگر سو قرآن در شکلدهی جامعهی اسلامی نقشی اساسی داشته و زیربنای ایمان و اخلاق بوده است.

پس از این مقدمه برخی از موضوعات مرتبط با تاریخ قرآن به طور خلاصه طرح شده است:

وحی: مولف با اشاره به اعتقاد مسلمان به وحیانی بودن قرآن، به ماجرای آغاز وحی و نخستین آیات نازل شده بر پیامبر و نیز دوران فترت وحی پرداخته است. وی با یادآوری اینکه نزول وحی، از پایان دورهی فترت تا رحلت پیامبر بیوقفه ادامه داشت، این نکته مهم را متذکر شده است که تاریخ شکلگیری متن قرآن با تاریخ حیات (سیره) پیامبر گره خورده است.

 

قرآن و پیامبر:

در این بخش، گزارشهای منابع روایی و تاریخی در باب کیفیت وحی بر پیامبر آمده و در ادامه از مصاحف صحابه و همسران پیامبر سخن گفته شده که هر یک مصحف خود را در نمازها و عباداتشان استفاده میکردند. نکتهی مورد توجه در این بخش آن بوده که مصاحف نخستین در تعداد و ترتیب سورهها و قرائت برخی آیات و کلمات با یکدیگر اختلاف داشتند. ضمن اینکه گسترش اسلام به خارج جزیرهالعرب نیز باعث تنوع بیشتر قرائات گردید و از این رو ضرورت تدوین مصحفی رسمی از قرآن خیلی زودی احساس شد.

 

تدوین قرآن:

به نظر مولف تبدیل قرآن به یک مصحف واحد به شکل کنونی آن فرایندی طولانی را طی کرده است. مراحل نخستین آن در پوشش مجموعهای از مقتضیات و ضرورتهای سیاسی و فقهی و کلامی بود، به گونهای که هر یک از خلفای چهارگانه سهمی در زمینهسازی و پیشبرد آن داشتند، اگرچه مورخان و محدثان بر آناند که مصحف رسمی زیر نظر عثمان تهیه شد. به گفتهی وی، عملیات حذف مصاحف دیگر به تدریج و نه به طور کامل صورت گرفت و از این رو بسیاری از اختلافات در قرائات رسمی نیز باقی ماند تا اینکه در قرن سوم رسمالخط مصحف عثمانی تثبیت شد و قرائات محدود به هفت قرائت (قرائات سبعه) گردید. در پایان مولف به این نکته اشاره کرده که امروزه قرائت رایج در بخش عمدهای از جهان اسلام، قرائت حفص از عاصم است، که مسبب آن، احتمالاً این بوده که قرآن معیار در مصر در 1924 م بر مبنای آن به چاپ رسیده است

ساختار و تاریخ متن:

در این بخش، تقسیمات قرآن (سوره و آیه)، ترتیب سورهها و تقسیمبندی آنها به مکی و مدنی آمده است و گفته شده که دانشمندان غربی، بر مبنای برخی شواهد درون متنی قرآن نظیر اسلوب و تعابیر و موضوعات، دوران مکه را به سه دورهی ابتدایی و میانی و پایانی تقسیم کردهاند. البته با وجود چنین تلاشهایی، دستیابی به تاریخ‌‌گذاری همه جانبه برای قرآن، همچنان غیرممکن مینماید، زیرا خودِ متن چارچوب قابل اطمینانی برای این منظور در اختیار نمیگذارد.

دو شاخه از علم قرآن، اسباب نزول و ناسخ و منسوخ، که به طور مستقیم با بحث تاریخگذاری قرآن مرتبطاند، از اهمیت ویژهای برخوردارند. زیرا در قرآن، اشارات متعددی به حوادث و رویدادهای زندگی پیامبر و حیات جامعه اسلامی یافت میشود. به نظر مولف این دو علم در فقه و کلام نیز اهمیت فراوانی داشتهاند و چون فقه و کلام به شدت تحت تاثیر روابط سیاسی و فرقهای مسلمانان بوده بنابراین مطالعات و گزارشهای مربوط به وقایعنگاری قرآن نیز عمیقاً از شرایط سیاسی و فرقهای متاثر بوده است.

گزیدهی کتابشناسی

- ریچارد پل، درآمدی بر قرآن بل، بازبینی شده مونتگمری وات، ادینبورگ 1970.

- جان برتون، تدوین قرآن، کمبریچ 1977.

- ایگناتس گلدتسیهر، روشهای تفسیر اسلامی (1920)، لیدن 1970.

- ارتور جفری (ویراستار)، موادی برای تاریخ متن قرآن، لیدن 1937.

- ابوالقاسم خویی، البیان فی تفسیر القرآن، بیروت 1975.

- تئودور نولدکه، تاریخ قرآن (1860)؛ با بازبینی و اضافات فریدریش شوالی، 2 جلد، لیپزیک 1909؛ با بازبینی و اضافات گوتهلف بر گشترسرو اتوپرتسل، 3 جلد، لیپزیک 1905 – 1938؛ با ویرایش مجدد، هیلدشیم 1964.

- لبیب سعید، قرآن تلاوت شده (ترجمه انگلیسی)، ترجمه برنارد ویس و دیگران، پرینستون 1975.

- جان ونسیرو، مطالعات قرآنی، آکسفورد 1977.

- آلفورد ولچ، «قرآن»، دایرةالمعارف اسلام، ویرایش جدید، ج5، ص 400-432، لیدن 1986.

 

قرآن به مثابهی کتاب مقدس

در این مقاله، ابتدا واژهی قرآن ریشهشناسی شده و ارتباط آن با واژهی سریانی «قریانا» و واژهی عربی «مقرء» و احتمال اشتقاق آن از مصادر عربی «قرن» و «قرء» طرح شده است. در ادامه با استناد به اصطلاح «القرآن الکریم»، قرآن کتابی ایمانی معرفی شده که همین موجب در نظر گرفتن فروضی تاریخی و فراتاریخی دربارهی آن خواهد شد. مولف پس از بیان این مقدمه، چنین آورده است: «بنابراین اهمیت و جایگاه قرآن در نگاه مسلمانان مومن با غیرمسلمان یا مسلمانان سکولار به کلی متفاوت است. از نگاه گروه نخست، تکتک کلمات قرآن کلام خداوند است و فهم و تفسیر آنها صرفاً با استفاده از نقد ادبی یا لغتشناسی تخطی از وحی و آسیب رساندن به آن است، از این رو بسیاری از محققان غربی، از تامل و تعمق در خاستگاههای قرآن یا نگاه تاریخی به آن دست کشیدهاند و به پژوهش در معانی مسلم باقی مانده در ترکیبی از زمینههای ادبی و فرهنگی و تاریخی، روی آوردهاند.»

در ادامه تفاوت قرآن با کتاب مقدس مسیحیان ازاین نظر که عین کلام خداست، ذکر شده و ازتوجه و اهتمام مسلمانان به قرآن در مراسم و مناسک و همچنین هنرهای دستی و تزئینی سخن به میان آمده است.

ساختار: در این بخش، از تقسیم قرآن به سورهها و آیهها سخن گفته شده و تفاوت مهفوم سوره و آیه در قرآن با Chapter و Verse در کتاب مقدس بررسی شده است. سپس در بحث از نامهای سورهها و ارتباط آنها با محتوای سورهها، به این نکته اشاره شده که در موارد متعددی نام یک سوره در دورههای مختلف اسلامی تغییر یافته و – علیرغم چاپ روزافزون نسخههای معیار از متن قرآن – حتی تا به امروز ادامه داشته است، چنان که سوره هفدهم قران در پاکستان و عربستان، بنیاسرائیل و در مصر و ایران، اسراء نامیده میشود.

در ادامه، مولف معنای واژه «آیه» را به دقت بررسی کرده و با استناد به کاربرد آن در قرآن و معنایابی در فرهنگهای لغت، مترادف آن را «علامت» دانسته که در زبان انگلیسی به Verse ترجمه میشود. براین اساس، وی هر آیه قرآن را در معنای سمبولیک آن علامتی برای بیداری و تدبر بشر برای دریافتن وجود خدا برشمرده و همچنین جهان طبیعت را همانند کتابی دانسته که مومنان در کنار زبان عربی قرآن، باید زبان آن را نیز بیاموزند.

خداشناسی و انسانشناسی قرآن: خداوند در قرآن به عنوان حقیقتی مجرد و مطلق ماورای پدیدهها و خارج از محدودهی تصورات بشر معرفی شده است. درکنار توصیف کاملاً یکتاگرایانه از خداوند، نگاهی وحدت وجودی نیز در قرآن یافت میشود. توحید که پیام اساسی قرآن است، بین این دو قطب قرار دارد. از نگاه مولف، گفتمان قرآنی بین تعابیری ناظر بر تنزیه و تشبیه و انتزاعی و عینی بودن در نوسان است. «اسماء حسنی» بحثهایی را در میان متفکران اسلامی ایجاد کرد که در نتیجهی آن توحید مفهومسازی شد.

موجودی که میتواند اسما و صفات خداوند را به فعلیت برساند، انسان است. به تعبیر مولف کاربرد عام واژهی انسان در قرآن، نشان میدهد که مردان و زنان در مواردی که قرآن مشخص کرده، از جایگاه یکسانی برخوردارند. همچنین عهدالله در قرآن وسیله تمیز منافقان و مشرکان از مومنان است. افراد صادق در عهد با خدا به مقام خلیفهاللهی میرسند و امت واحد یاسلمه را تشکیل میدهند که نمونهی آن در مدینه در صدر اسلام به وقوع پیوست.

قرآن و تورات و انجیل: مولف در ابتدای این بخش به نکتهی مهمی در باب داستانهای پیامبران و اقوام گذشته در قرآن و کتاب مقدس اشاره کرده است. به گفتهی وی، این دسته از مضامین قرآن بیش از آنکه از نظر تاریخی و ترتیب وقایع در ارتباط باشند، از حیث موضوع مرتبطاند. به همین دلیل آنان که با الگوهای یهودی و مسیحی به قرآن مینگرند، دچار سردرگمی میشوند، چرا که خود را مواجه با مجموعهی پراکنده و نامنسجمی ازگزارشهای تورات و انجیل و ملحقات آن میبینند و چه بسا از ادامهی مطالعه آن منصرف شوند. اما باید دانست هدف قرآن از یاد کرد پیامبران توراتی و انجیلی رشد آگاهی مسلمانان است نه پرداختن به جزئیات زندگی یک فرد یا یک موضوع.

در ادامهی این بخش، سخن از آن است که با وجود حمایت قرآن از تجزیه و تحلیل متن کتاب مقدس (مائده: 47-51)، از اواخر قرن دوم مطالعه تطبیقی وحی دشوارتر شد تا اینکه فهمی صحیح از قرآن امکانپذیر گردید. تاکید شافعی (م 204) بر اینکه قرآن منبع اصلی فقه اسلامی است، به این معنا بود که آیات قرآن موارد مشابه در تورات عبری و اناجیل مسیحی را نسخ کرده است. با گذشت چند قرن و بسط این رای، از زمان باقلانی به بعد این نظریه رواج یافت که قرآن به طور کلی چیزی متفاوت از همهی وحیهای قبلی است. در انتهای این بخش مولف،  مسلمانان معاصر را مورد انتقاد قرار داده که همچنان جدلهای کهن در برابر یهودیت و مسیحیت را که در قرآن و کتب کلامی قدیم موجود است، ادامه میدهند و به ندرت مفسر مسلمانی یافت میشود که با رهایی از تاثیر سنت به مطالعهی جدی یهودیت و مسیحیتِ پس از اصلاحگری بپردازد.

ترجمهها: در این بخش از فتوای ابوحنیفه مبنی بر جواز قرائت فاتحه به زبان فارسی و مخالفت فقهای دیگر با وی در قرن دوم تا فتوای مشهور محمدرشیدرضا دربارهی ترجمهی قرآن در عصر حاضر سخن گفته شده است. مولف از سه ترجمه به عنوان مهمترین ترجمههای قرآن در دورهی معاصر نام برده است: ترجمهی عبدالله یوسف علی به انگلیسی، ترجمه ابوالاعلی مودودی به اردو و ترجمه حمکا به اندونزیایی. به نظر وی این ترجمهها به دو هدف انجام شده است: یکی زمینهسازی برای تبلیغ و اصلاح اسلامی و دیگری خنثی کردن اثر ترجمههای مبلغان مسیحی و مستشرقان که برای اغراض استعماری بوده است. ترجمهی عبدالله یوسف علی امروزه رایجترین ترجمهی انگلیسی قرآن است. اما تفهیم القرآن مودودی که تا حدودی شبیه ترجمهی یوسف علی است، کتابی تلویحاً سیاسی به حساب میآید که در عملکرد جماعت اسلامی پاکستان اثرگذار بوده است. از دید این جماعت که مودودی آن را در 1941 بنا نهاد، قرآن کتابی است که موجب ایجاد انگیزههای اخلاقی و اجتماعی در جامعه میگردد و باعث از میان رفتن تقسیمات فرقه‌‌ایو فقهی شده، وحدت اسلامی را به ارمغان میآورد.

در پایان این بخش مولف از وضع ترجمهی قرآن در جنوب شرقی آسیا سخن گفته و به معروفترین آنها یعنی تفسیرالازهر نوشتهی حجی عبدالمالک کریم امرالله مشهور به حمکا (م 1981) که مربوط به فرقه محمدیه است و در میان مالزیایی زبانان به خوبی جا باز کرده، اشاره کرده است.

تفاسیر جدید: تفسیر جدید قرآن در جهان عرب با نوشتههای محمد عبده، پایهگذار جنبش سلفیه و رئیس دانشگاه الازهر آغاز شد. مولف با بر شمردن آثار تفسیری عبده، وی را احیاگر سنت تفسیر به رای دانسته و او را با مفسران معتزلی قیاس کرده است. عبده به پیروی از غزالی معتقد بود حتی متشابهات قرآن را باید با استفاده از اندیشه جدید تحلیل کرد. وی با استناد به آیات قرآن میگفت چنانچه مسلمانان از زاویه علم جدید به اسلام بنگرند، باید به کلی در جامعه خود اصلاح ایجاد کنند.

پس از عبده و محمد رشید رضا و تفسیرشان المنار، نوبت به سیدقطب میرسد که قسمت اعظم تفسیر خود، فیظلال القرآن را در زندان نوشت. وی شاگرد حسن البنا، از شاگردان رشیدرضا بود. سید قطب با وجود شباهتهایی با عبده در تفسیر، به خلاف وی که حکومت انگلیسی و پوزیتیویسم علمی را عوامل پیشرفت میدانست، به احیای نظام اسلامی براساس ارزشهای فرهنگی و اجتماعی اسلام معتقد بود و بر ضد استعمار و امپریالیسم مبارزه میکرد. مولف مقاله مفهوم «جاهلیت جدید» را که سید قطب در انتقاد به بیاخلاقی و فساد سیاسی غرب طرح کرده بود، تبیین کرده است.

در پایان این بخش مولف نظریه وحدت موضوعی و مضمونی سورههای قرآن را به عنوان یکی از مهمترین شاخصههای تفسیر در دوران جدید برشمرده است. از دید وی با آنکه در سدههای میانی، مفسرانی چون قشیری، ابوبکر ابن عربی و زرکشی به این مسئله پرداخته بودند، این موضوع قرنها مسکوت بود تا اینکه انتقادات محققان غربی به نظم و انسجام قرآن موجب شد قرآن پژوهان مسلمان مطالبی در دفاع  از ساختار موجود قرآن و وجود وحدت مضمونی سورهها بنویسند. مولف، محمد حسین طباطبایی را یکی از چهرههای شاخص این رهیافت دانسته و به بررسی روش تفسیری وی در المیزان پرداخته است. به نظر وی نکته مهم دراین تفسیر آن است که طباطبایی وحدتی تصنعی را به  قرآن تحمیل نکرده و همچنین تفسیر خود را تفسیر به رای ندانسته است. طباطبایی که رویکردی تدرسی در مباحث نحوی و معنایی دارد، همواره سعی بر آن دارد که نشان دهد نتایج به دست آمدهی او روی هم رفته با آرای دانشمندان متقدم شیعی موافق است.

قرآن و مدرنیسم: مولف معتقد است در سالیان اخیر، قرآن به سنگ محکی برای مباحثات و گفتوگوها و معیاری برای دینداری تبدیل شده است، چرا که در جدلهای دورهی جدید، بسیاری از محققان، قرآن را از منظر ایدئولوژیک بررسی میکنند. یکی از بحثهای مطرح در این زمینه، مسئله به قدرت رسیدن زنان مسلمان است که اخیراً در کتاب قرآن و زن نوشتهی آمنه ودود محسن مورد پژوهش قرار گرفته است. این کتاب نخستین بار در 1992 در مالزی چاپ شد و موجب ظهور جنبش «خواهران اسلامی» در این کشور شد. ودود محسن آمریکایی که در آرای خود وامدار پروفسور توشیهیکوایزوتسو و پروفسور فضل الرحمان است، قائل به تفاوت بین متن شکل گرفته قرآن در محیط فرهنگی و تاریخی از یک سو و فرامتنی با جهانبینی متساهل و عامتر از دیگر سوست. وی در این کتاب به این نتیجه میرسد که قرآن تنها بر تفاوتهای جنسی ناشی از بیولوژی دست میگذارد و به نقشهای اصلی مردان و زنان در اجتماع کاری ندارد. این محقق با استدلال به تساوی زن و مرد در قیامت و با استفاده از تحلیلی  معناشناسانه از مباحث فقهی مرتبط با زن و خانواده در قرآن، تاکید قرآن را بر برابری زن و مرد نشان داده است.

پژوهش دیگری که در این بخش معرفی شد، الرسالهالثانیه من الاسلام نوشته محمود محمد طه (م 1985) اهل سودان است. وی با تقسیم پیروان پیامبر به مسلم و مومن و ارائه تعاریفی برای آنها، اسلام شریعت محور مدینه را با شرایط اجتماعی و فکری دوران مدرن ناسازگار دانسته است. از نگاه وی مسلمانان و همهی آدمیان آمادگی دریافت پیام جهانی اسلام را که در وحی مکی متجلی شده، دارند و اسلام مکه است که باید موضوع مطالعهی عمیقتر قرار گیرد. وی که معتقد است هیچ چیز نباید با سنت محدود شود.

به نظر مولف مقاله، نظریات طه گرچه تند و بدعتآمیزاست، بازتابی از مباحث تفسیری میان دانشمندان اسلامی از آغاز تاکنون است؛ چنان که مسئله امکان استفاده از سنت نبوی در شرایط نوین همواره مهم بوده است.

در پایان مقاله، مولف نکته مهمی را دربارهی رویکردهای گوناگون در تاریخ طولانی تفسیر قرآن متذکر شده است. از دیدگاه وی تفسیر عبده و قطب چندان تفاوتی با رهیافت طبری به تفسیر نداشته و حتی ودود محسن نیز – گرچه ناخواسته – آرای مفسرانی صوفی چون ابن عربی و قشیری را بازگو کرده است. بنابراین میتوان گفت بسیاری از تفاسیر جدید یادآور روشهای قدیمی است که این امر نشاندهندهی اقتدار سنت در اسلام و عدم استفاده از منابع برون اسلامی در تفسیر قرآن است. در نهایت مولف مینویسد: «با همهی تلاشهای انجام شده در این زمینه، آینده نشان خواهد داد که آیا مسلمانان به رهیافتی تطبیقی و نظاممند برای تجزیه و تحلیل قرآن دست خواهند یافت.»

 

گزیدهی کتابشناسی

- محمود ایوب، قرآن و مفسران آن، (تاکنون، 2 جلد، نیویورک 1984.

- میشل چدکیوبتس، اقیانوسی بیکران: ابن عربی، قرآن و فقه، ترجمهی دیدوید استریت، نیویورک 1993.

کِنِت کرگ، قلم و ایمان: هشت نویسنده معاصر مسلمان و قرآن، لندن 1985.

- هلموت کاتیه، قرآن و تفسیر آن: گزیدهای از آیات به همراه تفاسیر قدیم و جدید اسلامی، ترجمه و ویرایش آلفورد ولچ، برکلی 1976.

- هاوتینگ و عبدالقادر شریف (ویراستاران)، رهیافتهایی به قرآن، لندن و نیویورک 1993.

- توشیهیکوایزوتسو، خدا و انسان در قرآن: معناشناسی جهان بینی قرآن (1964)؛ نیویورک 1980.

- آرتور جفری، واژگان دخیل قرآن، یارودا 1938.

- آرتور جفری (ویراستار)، موادی برای تاریخ متن قرآن، لیدن 1937.

- سیدابوالاعلی مودودی، به سوی فهم قرآن (ترجمه انگلیسی تفهیم القرآن)، ترجمه ظفر اسحق انصاری، لیچستر 1988.

- جین دمن مک اولیف، مسیحیان قرآنی: تحلیلی بر تفسیر کلاسیک و معاصر، کمبریج و نیویورک 1991.

- سید قطب، در سایهی قرآن (ترجمه انگلیسی جزء سیام تفسیر فیضلال القرآن)، ترجمه عادل صلاحی و عاشورشمیس، لندن 1979.

- فضل الرحمان، موضوعات اصلی قرآن، شیکاگو 1980.

- محمد حسین طباطبایی، قرآن در اسلام: تاثیر و نفوذ آن در زندگی مسلمانان (ترجمهی انگلیسی قرآن در اسلام)، لندن 1987.

- محمود محمد طه، دومین رسالت اسلام (ترجمه انگلیسی الرسالهی الثانیه من الاسلام)، ترجمه و ویرایش عبدالله احمد نعیم، نیویورک 1987.

- آمنه ودود محسن، قرآن و زن، کوالالامپور 1992.

- آلفورد ولچ و پیرسون، «قرآن»، دایرةالمعارف اسلام، ویرایش جدید، جلد 5، ص 400-432، لیدن 1986.

 

قرآن در اندیشه و عمل مسلمانان

این مقاله با طرح این نکته آغاز شده که چون قران برای مسلمانان عین کلام خداوند است، جایگاه ویژهای در شئون فردی و اجتماعی زندگی آنان دارد. در ادامه مولف با اشاره به نزول تدریجی قرآن و تحلیل چرایی آن، قرآن را دارای نقشی دوگانه دانسته است: از یک سو گزارش و سندی ناظر بر جامعهی معاصر پیامبر و منبعی برای پیگیری سیر تاریخی اسلام، از خاستگاههای آن در مکه تا دوران شکوفایی آن در مدینه، فراهم میسازد و از سوی دیگر مجموعه گفتارهایی است که در دوران سختی و رنج به پیامبر و یارانش تسلی میداده و آنان را هدایت میکرده است. این دو نقش نه تنها برای آگاهی از دوران پیامبر بلکه به منظور درکبخش عمدهای از تاریخ دینی مسلمانان اهمیت ویژه دارد. به اعتقاد مولف تمامی جنبشهای اسلامی متاخر اعم از اصلاحگران رادیکال یا گروههای میانهرو، به دنبال آن بودهاند تا عقاید و رفتارهای خود را مبتنی بر قرآن کنند یا دست کم تاییداتی از آن بیابند که یکی از رویدادهای مشابه آن در تاریخ اسلام، جریان معاویه و قرآن بر نیزه کردن او و ماجرای حکمیت است.

در بخش دیگر مقاله به نقش مهم قرآن در تغییر فرهنگ شفاهی عرب به فرهنگ کتبی اشاره شده چنان که در نخستین آیات وحی توجه ویژهای به «نوشتن» و «خواندن» و «قلم» و «کتاب» شده است. مولف با بیان این نکته که توصیه به خواندن و نوشتن امری عمومی بوده، به ماجرای آزادی اسیران جنگ در قبال تعلیم خواندن و نوشتن به مسلمانان اشاره کرده و نتیجه گرفته که تحولی بنیادین در آگاهی و هوشیاری عرب رخ داد و به زودی فرهنگ و دانش جایگزین بیسوادی گردید، چنان که از آن پس کتاب شفاهی فراتر رفته و شکل مکتوب به خود گرفته بود.

به تعبیر مولف، در نظر گرفتن قرآن به عنوان کتاب شریعت و راهنمای زندگی این نتیجه مهم را نیز در پی داشت که علوم مختلف اسلامی پیشرفت کرد و آثار فراوانی در زمینههای گوناگون این علوم تالیف شد. از جمله لغت و صرف و نحو و بلاغت به منظور دستیابی به فهم صحیح از متن قران توسعه یافتند؛ حدیث و سنت پیامبر، مرجع شرح و تبیین قرآن تلقی گردید؛ فقه و کلام نیز به دنبال شرح آیات مرتبط با آنها گسترش پیدا کرد. به گفتهی وی بسیاری از دانشمندان اسلامی بر این باورند که نه تنها رشد علوم دینی بلکه یادگیری به طور عام در میان مسلمانان الهام گرفته از قرآن بوده است، زیرا آیات قرآن با تاکید بر دقت و مطالعه در آیات و نشانههای الهی در جهان، زمینهای برای مطالعه دربارهی طبیعت ایجاد کرده است.

مولف در ادامه، قلمروهایی از حیات اجتماعی مسلمانان را که قرآن در آنها نقش اساسی ایفا میکند، شناسانده است: نخست اینکه قرآن به عنوان متن اصلی اسلام، مرجع نهایی در تمامی موضوعات مرتبط با دین نظیر عقاید و اخلاق و فعالیتهای اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در جوامع اسلامی است. دیگر اینکه قرآن در نمازهای واجب و مستحب خوانده میشود. همچنین قرآن ابزاری مبنایی و مقدماتی برای آموزش است، زیرا بخش عمدهای از جمعیت مسلمانان در جهان که غیرعرب زباناند، الفبای عربی را به منظور آموزش خواندن قرآن به کودکان میآموزند. از سوی دیگر قرآن در بسیاری از وقایع و فعالیتهای اجتماعی غیرعبادی نیز حضور دارد، مثلاً در ابتدای جلسات سیاسی و اجتماعی و سمینارها برای تبرک و در مجالس ترحیم خوانده میشود. همچنین قرآن در فعالیتها و آثار هنری نیز کاربرد دارد، چنان که هنر قرائت قرآن همراه با صوت و لحن و رعایت تجوید و خوشنویسی آیات قرآن از جمله گستردهترین مهارتها در فرهنگ اسلامی است.

نکته دیگری که مولف در این زمینه اشاره کرده آنست که اهتمام ویژهی مسلمانان به آموزش خط عربی و توانایی همهی آنان حتی غیرعربزبانان در خواندن متن قرآن ناشی از آن است که مسلمانان قرآن را عین کلام خدا میدانند و خوانن آن را عملی پسندیده و مومنانه و دارای خیر و برکت تلقی میکنند. وی کشورهایی نظیر مالزی و اندونزی را به عنوان شاهد ذکر کرده که با وجود نداشتن سابقهی طولانی در مطالعات اسلامی، هنر تلاوت قرآن در آنها بسیار رواج یافته است.

در بخش پایانی مقاله، از توجه ویژه به قرآن در دوران معاصر به عنوان منبع اصلی هدایت یاد شده است. برخی با تمایز قائل شدن بین پوسته و هستهی سنت اسلامی، قرآن را هسته و مغز ان دانسته و ارزش علوم دیگر اسلامی را نفی کردهاند. برخی نیز با اولویت دادن به قرآن در طبقهبندی علوم اسلامی، حدیث و فقه را در جایگاه بعدی قرار دادهاند. عدهای نیز بر آنند که تودهی مردم به آموزش تعلیمات اسلام نیازمندند که در راس این آموزشها مطالعات قرآنی قرار دارد. چنان که مولف مقاله اشاره کرده، بسیاری از اندیشمندان اصلاحگر مسلمان نظیر سیداحمدخان و ابوالکلام آزاد و ابوالاعلی مودودی و سید قطب و محمد رشیدرضا و ابن بادیس قرآن را مرجع و مستند اصلی خویش قرار داده و تفسیر قرآن را ابزاری برای اظهار آرا و نظریات خویش برگزیدهاند و در تفاسیر خود علاوه بر شرح و توضیح عبارات متن به طور کلی، با انتخابی دقیق و تبیینی نظاممند از

  

اصطلاحات و مفاهیم کلیدی قرآن پاسخی آگاهانه و هوشیارانه به مدرنیته فراهم آورده‌‌‌اند.

به عقیدهی مولف، پدید آمدن فهمی جدید از قرآن در میان فقها و دانشمندان حوزههای دیگر، نشان از مرکزیت قرآن رد تفکر مسلمانان امروز دارد. برای مثال فضلالرحمان در آثار خود، به ویژه اسلام و مدرنیته، بر نیاز به رویکردی جدید به قرآن تاکید دارد که از آن طریق مسلمانان بتوانند مجدداً خودرا بازیابند. این دیدگاهی است که همهی دانشمندان اسلامی با وجود اختلاف در روشها و مفاهیم، بر آن توافق خواهند داشت.

 

گزیده کتابشناسی

- مالک بن نبی، پدیدهی قرآنی (به فرانسه)، دمشق 1937/1977؛ ترجمه انگلیسی آن در کویت (1983) به چاپ رسید.

- کِنِت گرگ، قلم و ایمان: هشت نویسنده معاصر مسلمان و قرآن، لندن 1985.

- فردریک متیوسن دنی، «قرآن و حدیث»، کتاب مقدس از دیدگاه تطبیقی، ویراستهی فردریک دنی و رودنی تیلور، کلمبیا 1985، ص 84-108.

- فردریک میتوسن دنی، «آموزش تلاوت قرآن در اندونزی: بررسی متون و کتابها»، رهیافتهایی به تاریخ تفسیر قرآن، ویراستهی اندرو ریپین، آکسفورد 1988، ص 288-306.

- کریستین نلسن، هنر تلاوت قرآن، اوستین 1985.

- فضلالرحمان، موضوعات اصلی قرآن، شیکاگو 1980.

- فضلالرحمان، اسلام و مدرنیته: تحول یک سنت فکری، شیکاگو 1982.

- محمد حسین طباطبایی، قرآن در اسلام: تاثیر نفوذ آن در زندگی مسلمانان، لندن 1987.

 

2- تفسیر10

مستنصرمیر در این مقاله، ضمن تحلیل و بررسی عمل پیدایش و رشد تفسیر در سدههای نخستین اسلام، به معرفی گرایشهای مهم و مفسران مشهور در تفسیر قرآن پرداخته و در نهایت به دیدگاههای تفسیری در دوران جدید خصوصاً رهیافت فضلالرحمان، توجه کرده است.

در ابتدای مقاله بحثی در باب امکان و ضرورت تفسیر قرآن طرح شده است. از یک سو به منظور عمل به دستورات الهی، قرآن باید به طور کامل فهمیده شود و از این رو نیاز به شرح و تفسیر دارد و از سوی دیگر قرآن چون از جانب خداست، اولاً باید واضح و روشن و بینیاز از شرح و توضیح باشد و ثانیاً عقل محدود بشر قادر به دریافتن معانی حقیقی آن نیست. همین دلایل موجب شد که از همان آغاز اسلام علیرغم نوعی عدم رغبت به تفسیر قرآن در میان صحابه، اشتیاق به یادگیری و روایت اقوال تفسیری پیامبر و نیز بعدها صحابه وجود داشته باشد. در ادامه، به تفسیر در دورهی صحابه و تابعین و تفاوت مکاتب تفسیری مکه و مدینه و عراق و همچنین عدم استقلال تفسیر از حدیث در آن دوره اشاره شده است.

مولف مسائلی را که باعث پدید آمدن اصول تفسیر و گسترش تفسیر در طی تاریخ آن شده، مربوط به سه حوزه دانسته است: زبانشناسی، فقه و کلام. در زبان شناسی سوالاتی در باب معانی واژهها، اعراف کلمات و علل تکرار برخی آیات، در فقه مسائلی چون نسخ و عموم و خصوص احکام؛ در کلام مباحثی نظیر جسمانیت خدا و عصمت پیامبران به سرعت جای خود را در میان مباحث علوم اسلامی باز کرد و مورد توجه مفسران قرار گرفت. به تعبیر مولف، تنوع و تعدد مسائل و دیدگاهها و رویکردهای گوناگون به منظور پاسخگویی به این مسائل، موجب نظاممند شدن اصول تفسیر شد. وی در این زمینه به کتاب مهم و اثرگذار ابن تیمیه، مقدمهی فی اصول التفسیر اشاره کرده و آرای مولف آن را دربارهی تفسیر ماثور و تفسیر به رای تشریح نموده است و در ادامه برای روشن شدن مطلب نمونههایی از آیات بحثانگیز فقهی و کلامی را عرضه کرده است؛ از جمله به ماجرای یوسف و زلیخا اشاره کرده که با مسئلهی کلامی عصمت پیامبران ارتباط پیدا میکند. همچنین به تقسیمبندی معانی قرآن به عبارت و اشارت و دلالت و اقتضا از سوی فقیهان اشاره کرده و در مورد هر یک مثالی ارائه نموده است. نکتهی مهم دیگری که در این بخش به آن توجه شده ناکافی بودن تفسیر به مأثور برای فهم تمامی معانی قرآن است. مولف ضمن استناد به آیاتی که بر تدبر در قرآن صحه میگذارد به جایگاه ارزشمند تفسیر به رأی در سنت اسلامی اشاره کرده و معتقد است آنچه باید از میان برود تفاسیر غیرمسئولانهی افراد غیرمتخصص است و تفاسیر متعهدانه محققان صلاحیتدار را نمیتوان صرفاً با برچسب تفسیر به رأی رد و انکار کرد. وی تمایز قائل شدن بین تفسیر به رأی محمود و مذموم را نتیجه همین تفکیک دانسته است.

در بخش بعدی مفسران بزرگ و مهم قرآن معرفی شدهاند. ابن جریر طبری، مهمترین شخصیت در سنت کلاسیک و رسمی تفسیر است که اثر وی منبعی موثق برای آگاهی از آرا و دیدگاههای تفسیری پیامبر و صحابه و تابعین و مفسران تا عصر او محسوب میشود. مولف مقاله پس از ارزیابی جامعالبیان طبری به عنوان تفسیر مأثور و بیان جایگاه آن در سنت اسلامی،  مفسران دیگری همچون ثعلبی و بغوی و ابن کثیر و سیوطی را که تفاسیر مأثور نگاشتهاند، نام برده است. سپس با ذکر روشهای گوناگون تفسیری، به مهمترین تفاسیر نگاشته شده براساس هر یک از روشها اشاره کرده است. از جمله ابتدا به تفسیر ادبی و پیشینهی آن پرداخته و اوج آن را تفسیرالکشاف زمخشری دانسته و همچنین از تفاسیر بیضاوی و ابوالبرکات نسفی و در جای خود ابوحیان یاد کرده است. مولف التفسیر الکبیر فخر رازی را معرف تفسیر کلامی و جدلی و منبعی مناسب برای آگاهی از اختلافات کلامی میان مسلمانان خصوصاً اشاعره و معتزله برشمرده است. در تفسیر فقهی نیز از تفاسیر جصاص و قرطبی و ابن جوزی یاد شده است. نکته مهمی که در پایان این بخش آمده آن است که بسیاری از تفاسیر یاد شده محدود به یکی از تقسیمات فوق نمیشوند. مثلاً تفسیر زمخشری علاوه بر مسائل ادبی به ابعاد کلامی نیز توجه داشته و تفسیر الجامع لاحکام القرآن قرطبی در کنار مباحث فقهی به مسائل زبانشناختی و ادبی نیز پرداخته است. به تعبیر مولف یکی از بارزترین نمونههای تفسیر مرکب و چند بعدی روحالمعانی شهابالدین محمود آلوسی است.

دو بخش بعدی این مقاله به تفسیر صوفی و تفسیر شیعی اختصاص یافته است. از نگاه مولف تفاسیر صوفیه از دو جهت قابل توجه است: یکی اینکه تقریباً فاقد مباحث نحوی و بلاغی و فقهی و کلامی است و دیگر اینکه به منظور دستیابی به معانی عمیقتر قرآن از طریق ادراک شهودی به معناهایی فراتر از ظاهر متن قرآن نظر دارد. اگرچه برخی از معانی ذکر شده از سوی صوفیان بیارتباط و حتی ناسازگار با متن قرآنی است، اما گاهی متن قرآن محملی مناسب برای بیان نظریات و آرایی لطیف و قدیق از سوی آنان است. مولف از سهل تستری و ابوعبدالرحمان سلمی و ابوالقاسم قشیری به عنوان مشهورترین مفسران صوفی یاد کرده است. در بحث از تفسیر شیعه، مولف تمایز اساسی بین تفسیر آنان و تفاسیر اهل سنت را نه در روش که اصولاً در اعتقاد به جانشینی علی(ع) و مسئله امامت دانسته است. به تعبیر مولف ارزشمندترین تفاسیر نزد شیعیان، روایات تفسیری منسوب به امامان است که آن را بر معنای ظاهری آیات نیز ترجیح میدهند. تفسیر شیعی در برخی مباحث کلامی متأثر از معتزله است، اما در مسائل فقهی اختلافات اساسی با اهل سنت دارد. مؤلف مقاله تفاسیر طوسی و طبری و فیض کاشانی و طباطبایی را مشهورترین تفاسیر شیعه امامیه معرفی کرده و در پایان این بخش به تفسیر زیدیه و مهمترین نمونهی آن یعنی فتحالقدیر شوکانی که در میان اهل سنت بسیار رواج دارد، اشاره کرده است.

مبحث پایانی مقاله دربارهی تفاسیر جدید است که عمدتاً در قرن بیستم میلادی به نگارش درآمدهاند. مؤلف در ابتدای این بخش سعی کرده تفاوت اصلی بین تفاسیر جدید و تفاسیر قدیم و سنتی را نشان دهد. به گفتهی وی تفسیر در دورهی جدید به دنبال یافتن مخاطبان عام است و علاوه بر محققان به مردم عادی نیز نظر دارد که عواملی چون توسعه تعلیم و تربیت و ظهور مفاهیمی چون دموکراسی در عصر جدید در این امر موثر بوده است. همچنین در سرزمینهای مختلف جهان اسلام به ویژه شبه قارهی هند و پاکستان و نیز در مغرب و آسیای جنوب شرقی، ضرورت مخاطب قرار دادن تودهی مردم علت اصلی نگارش آثار تفسیری بوده است.

مسائل مورد تأکید در تفسیر جدید، چنان که مؤلف اشاره کرده، نسبت به گذشته تغییر یافته است. در حالی که مسائلی چون نحوه و بلاغت کمتر مورد توجهاند یا به کلی محذوفاند، در مقابل، بحث در باب مشکلات جامعه در حوزههای اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی در تفاسیر جدید فراوان یافت میشود. در واقع تفسیر به وسیلهای مهم برای بیان عقاید در این حوزهها بدل شده و حتی برخی از مفسران نظیر رشیدرضا و سیدقطب و مودودی و ابن بادیس تفاسیر خود را به قصد اصلاح و احیا به نگارش درآوردهاند و شوکانی تفسیر خود را به منظور انتقاد شدید از تقلید به معنای پذیرش بلافصل مرجعیت نوشته است. در ادامه، مؤلف از دورهیافت مهم در تفسیر معاصر یاد کرده است. نخست نظریهی وحدت مضمونی سورهها و اینکه سورههای قران در کنار یکدیگر دارای نظم هستند که موفقترین تلاش در این زمینه تدبّر قرآن نوشتهی امین احسن اصلاحی اهل پاکستان به زبان اردوست. دوم تفسیر علمی که مشهورترین نمایندهی آن محقق  مصری، جوهری طنطاوی، است.

در پایان این بخش، مؤلف به این مسئله پرداخته که آیا تفسیر جدید به طور کلی با تفسیر سنتی متفاوت است یا خیر؟ به اعتقاد وی اهداف مفسران قدیم و جدید تفاوت چندانی با یکدیگر ندارد و نیز این گروه تحت تعلیم و تربیت مشابه و یکسانی بوده‌‌اند. بنابراین این سوال پیش میآید که آیا گسست بین تفسیر قدیم و جدید اختلافی مبنایی و همیشگی است؟ مؤلف برای پاسخ به این سوال مهم به طور مفصل به تبیین دیدگاههای فضلالرحمان و رهیافت نوین وی به تفسیر قرآن در کتاب اسلام و مدرنیته پرداخته است. چکیده دیدگاه فضلالرحمان در این باب آن است که به منظور عرضهی تفسیری قابل فهم برای عصر امروز دو حرکت فکری مورد نیاز است: حرکت از وضع کنونی به سمت دورهی نزول قرآن و سپس حرکت از آن دوره به زمان حال. در نخستین حرکت باید معنای قرآن و اصطلاحات ویژه که برای پاسخگویی به مسائل خاص آن زمان به کار میرفته، شناخته و تعمیم داده شود و حرکت دوم، رفتن از این دیدگاه عام به دیدگاه خاص است که در عصر حاضر شکل گرفته است. در آرای فضلالرحمان، سنت تاریخی تفسیر به جای اینکه معیاری برای اعتبار و حقانیت فهم قرآن باشد، خود موضوع مطالعه و بررسی قرار گرفته است. به عقیدهی مؤلف مقاله آرای فضلالرحمان ممکن است به دو دلیل به سرعت مورد قبول محققان اسلامی قرار نگیرد، یکی به این دلیل که اساساً ارزش سنت تاریخی تفسیر را زیر سوال میبرد و دیگر اینکه موفقیت این رهیافت منوط به تلاشهای همسوی مورخن و جامعهشناسان و دانشمندان علم اخلاق است، حال آنکه مفسران جدید به سبب تربیتهای خاصشان همچنان به کلام و فقه سنتی اقتدا میکنند.

مولف در پایان مقاله بخشی با عنوان خاتمه آورده است. در این بخش وی به این نکتهی اساسی اشاره کرده که تفسیر در آینده اهمیتی بیشتر خواهد یافت و ابزاری برای بیان عقاید جدید و زمینهساز اصلاح و پیشرفت خواهد شد که ظهور تألیفات روزافزون در این زمینه به زبانهای بومی سرزمینهای مختلف جهان اسلام شاهدی بر این مدعاست. البته این قبیل نوشتهها زمانی موفق و کارا به حساب میآیند که بتوانند راه حلهای مناسبی برای مسائل مربوط به آنها عرضه کنند.

 

گزیده کتابشناسی:

- محمود ایوب، قرآن و مفسران آن، (تاکنون) 2 جلد، نیویورک 1984.

- بالیون، تفسیر معاصر قرآن (1880-1960)، لیدن 1961.

- گرهارد بوئرینگ، نگاهی عرفانی به وجود در دوران کلاسیک: اصول فهم قرآنی سهل تستری (م 283/896)، نیویورک 1980.

- محمد حسین ذهبی، التفسیر و المفسرون، 2 جلد، چاپ دوم، قاهره 1976.

- ایگناتس گلدتسیهر، روشهای تفسیر اسلامی، لیدن 1920.

- هاوتینگ و عبدالقادر شریف (ویراستاران)، رهیافتهایی به قرآن، لندن و نیویورک 1993.

- جانسن، تفسیر قرآن در مصر معاصر، لیدن 1974.

- علی مراد، ابن بادیس، مفسر قرآن، پاریس 1971.

- مستنصرمیر، پیوستگی در قرآن، مطالعه مفهوم نظم نزد اصلاحی در تفسیر تدبر قرآن، ایندیاناپلیس 1986.

- تئودورنولدکه و دیگران، تاریخ قرآن، 3 جلد، لیپزیک 1909- 1938.

- پل نویا، تفسیر قرآنی و زبان عرفانی، بیروت 1970.

- فضلالرحمان، اسلام و مدرنیته، تحول یک سنت فکری، شیکاگو 1982.

- اندرو ریپیین، «تفسیر»، دایرةالمعارف دین، ج 14، ص 236-244، نیویورک 1987.

- اندرو ریپین (ویراستار)، رهیافتهایی به تاریخ تفسیر قرآن، آکسفورد 1988.

- اندرو ریپین، «وضعیت کنونی مطالعات تفسیری»، جهان اسلام 72 (1982): 224-238.

- محمد حسین طباطبایی، قرآن در اسلام: تاثیر و نفوذ آن در زندگی مسلمانان، لندن 1987.

- بدرالدین زرکشی، البرهان فی علوم القرآن، 4 جلد، ویراسته محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره 1957-1958.

 

3- قرائت قرآن11

فردریک ماتیوسن دنی12، مؤلف مقاله با اشارهای گذرا به علم قرائت در سدههای نخستین اسلامی، به جایگاه هنر تلاوت قرآن و علم تجوید در کشورهای اسلامی پرداخته و به تفصیل از فعالیتهای مرتبط با آن نظیر جلسات آموزشی و مسابقات سخن گفته است.

در مقدمهی مقاله، واژهی قرائت از دو جنبه نظری و عملی مورد بررسی قرار میگیرد. نخست اینکه قرآن پیامی است که ازطریق محمد(رسول) به بشریت رسیده است. دیگر آنکه قرائت فعلی شفاهی است که در نمازها، عبادات و اعمال فردی صورت میپذیرد. از نگاه مؤلف، مسلمانان یا تلفیق این دو جنبه قرائت است که به آموزش، حفظ و تجلیل قرآن اهتمام میورزند و در نتیجه قرآن مسلمانان را از طریق مختلف فکری، بیانی، سمعی و بصری راهبری میکند.

در ادامه، تواتر قرآن در کتابت و قرائت مورد تأکید قرار گرفته است. به عقیده مؤلف همین امر موجب گردیده تا مسلمانان در عقیده، مناسک و سیستم اخلاقی و شرعی اشتراک داشته باشند و قرآن کتاب اصلی در ادبیات، دین و اخلاق تلقی گردد.

مؤلف در بخش بعدی مقاله با عنوان قرائت و تلاوت، ضمن اشاره به وجود قرائات مختلف قرآن که ناشی از اختلافات لهجهها در مناطق مختلف بوده، تأثیر قرآن عثمانی در یکپارچهسازی قرائات و محدودشدن  آن به هفت قرائت اصلی را متذکر میشود. به نظر او، علم قرائات علمی دشوار است و مصر و عربستان سعودی از مراکز اصلی این علم است. پس از آن وی به جایگاه قرائت قرآن در توفیق متن قرآن میپردازد و چگونگی نقل یک قرائت از پیامبر تا قاری را از طریق سلسله روات یادآور میشود.

در ادامه، به هنر تلاوت قرآن یا علم تجوید توجه شده است. مؤلف نخست تعریفی دقیق از تجوید ارائه میکند. سپس به کاربرد آن در قرائت قرآن میپردازد. به نظر او ریشههای قواعد تجوید را میتوان تا زمان پیامبر ردیابی کرد. پس از آن، اصطلاح ترتیل به معنای تلاوتِ شمرده و موزون قرآن مطرح شده است.

به گفته مولف نوآموزان از سبک تلاوت ترتیل بهره میگیرند و این سبک در طیف گستردهای از مسلمانان رواج دارد. وی سپس به مقایسهی تجوید و ترتیل پرداخته و نیز اصطلاح دیگر قرآنی یعنی تلاوت را شناسانده است. در نهایت، مؤلف به قرائت سریع قرآن با رعایت قواعد تجویدی توسط قاریان حرفهای که قصد مرور سریع محفوظات خود را دارند، اشاره کرده است.

بخش دیگر مقاله، احادیث نبوی و آداب ابتدایی نام دارد. در این بخش نخست برخی روایات منقول از پیامبر دربارهی قرائت قرآن – که در آن مسلمانان به خواندن قرآن با صدای نیکو تشویق شدهاند – ذکر شده است. در ادامه، مؤلف متذکر میشود که اطاعت کامل مسلمانان از این دستورات سبب شده، صدای تلاوت قرآن در جهان مشابهی نداشته باشد. سپس به مجموعهای از آداب قرائت قرآن نظیر: قرائت قرآن از روی متن یا از حفظ؛ اوقات سفارش شده جهت قرائت قرآن؛ نحوهی نشستن قاری قرآن؛ استعاذه پیش از آغاز قرائت قرآن؛ نحوهی ختم قرائت قرآن؛ آیات سجدهدار؛ منع از خوردن در هنگام قرائت و جواز نوشیدن و مانند آن میپردازد. همچنین برخی آداب مربوط به مستمعان قرائت قرآن یادآوری میشود؛ چون: سکوت هنگام قرائت قرآن؛ توجه به آیات در حال قرائت؛ پرهیز از تکلم و رفتار ناشایست. هر چند اختلاف رفتار مستمعان در کشورهای مختلف اسلامی از نگاه مؤلف به دور نمانده و او شواهدی از مصر و اندونزی آورده است. در بخش پایانی مقاله، با عنوان قرآن و تعلیمات اسلامی، به چگونگی آموزش قرآن در کشورهای الامی توجه شده است به عقیده مؤلف، هر چند مدارس سنتی قرآنی – که هنوز در مناطق روستایی یافت میشود – جای خود را به مدارس مدرن با برنامهی تحصیلی سکولار یا تلفیق مذهبی – سکولار داده است اما تعلیمات قرآنی،  در برنامههای جایگزین نظیر جلسات در مساجد رواج دارد؛ این برنامهها در ساعات بعدازظهر، تعطیلات آخر هفته و تعطیلات بین درسی اجرا میشود. در اینجا مؤلف، مثالهایی از کشورهای مختلف اسلامی نظیر: اندونزی، مصر و مانند آن آورده است.

در ادامه، مؤلف به موضوع کسب در آمد قاریان قرآن از طریق اجرای قرائت اشاره میکند. به گفتهی وی آنچه که در ازای آن اجرت دریافت میشود، قرآن نیست بلکه خدمتی انسانی است. در مقابل مؤسسات خیریهی زیادی وجود دارند که به ترویج دانش قرآنی میپردازند که مؤلف در این باره شواهدی ارائه میکند. همچنین وی یادآور میشود که علیرغم توجه زیادی که به قرائت حرفهای قرآن میشود، اشتباه بزرگی است اگر نتیجهگیری کنیم توجه به قرآن به این موضوع محدود میشود. چرا که مسلمانان همیشه این توضیه پیامبر را آویزه گوش خود دارند که: «بهترینِ شما کسی است که قرآن را بیاموزد و آن را تعلیم دهد». در پایان مقاله، مسابقات قرآن در کشورهای اسلامی به ویژه اندونزی شرح داده شده است.

 

گزیدهی کتابشناسی

- اشرف عبدالفتاح به همراه علاءالدین حسنین و صلاح صالح، تجویدالقرآن: رهیافتی جدید برای یادگیری هنر قرائت قرآن کریم، لندن 1989.

- محمد خطیب تبریزی، مشکاهالمصابیح، 4 جلد، ترجمه جیمز رابسون، لاهور 1964-1966.

- کریستیانلسون، هنر قرائت قرآن، آستن 1985.

- محمد قاسم، قرائت و ترجمه قرآن: نظریه غزالی، مالزی 1979.

- محمد ابراهیم سورتی، یک دوره آموزشی در علم قرائت قران، لیسستر 1988/1408.

- لبیب سعید، قرآن تلاوت شده: تاریخچهای از نخستین نسخه ثبت شده (ترجمه انگلیسی)، ترجمه برنادویس، پرینستون 1975.

 

4- زندگینامه

در این دایرةالمعارف، زندگینامهی چهرههای مهم فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در جهان اسلام در دورهی جدید روایت شده است. در این بخش، کوشش شده گزارشی از شرح حال شخصیتهای برجستهی قرآنی، که نقشی اثرگذار در پژوهشهای قرانی و تفسیر قرآن داشتهاند، ارائه شود. نگارندگان با کاوشی در فهرست مدخلها، در بدو امر قریب به بیست شخصیت مطرح قرآنی را گزینش کردند که پس از بررسی دقیقتر معلوم شد، تنها شش تن از ایشان به عنوان افراد اثرگذار قرآنی مورد توجه مؤلفان دایرةالمعارف قرار گرفته و به تفصیل درباره آرا و اندیشهها و فعالیتهای قرآنی ایشان سخن به میان آمده است، که در ادامه گزارش نسبتاً مبسوطی از شرح حال ایشان خواهد آمد.

سایر افراد، گرچه با طرح اندیشهها و رهیافتهای نوین خود تاثیر به سزایی در شکلدهی و جریانسازی مطالعات و پژوهشهای قرانی در قرن نوزدهم و بیستم داشته و بیشتر آنان آثاری مهم در زمینهی ترجمه و تفسیر قرآن از خود به جای گذاشتهاند، با این حال  به دلیل رویکرد سیاسی – اجتماعی دایرةالمعارف، به توضیحی کوتاه دربارهی فعالیت قرانی ایشان بسنده شده و بیشتر ابعاد اجتماعی و سیاسی زندگی آنان زیر ذرهبین قرار گرفته است. مشخصات این افراد در جدول شماره 2 آمده است.

محمد آرگون13 (متولد 1928)، نویسنده و دانشمند مسلمان الجزایری، از جمله روشنفکران مسلمانی است که از طریق سیستم هرمنوتیکی پیچیدهای  که از متدولوژی انتقادی معاصر غربی الهام گرفته، به وظیفه حساس تفسیر مجدد و بازنگری در سنتهای مذهبی، شرعی و فلسفی پرداخته است.

او در دوم ژانویهی 1928 متولد شد. مطالعات عربی خود را در سرزمین مادری آغاز و در پاریس تکمیل کرد. سپس در سوربن کرسی استادی تاریخ اندیشهی اسلامی و مدیریت مؤسسه مطالعات اسلامی و عربی را به دست آورد. او همچنین ویراستار مجله دانشگاهی فرانسوی Arabica را در سالیان دراز بر عهده داشته است.

آنچه آرکون را از دیگر روشنفکران عرب و مسلمان معاصرش متمایز میسازد، مطالعات جدی او در حوزهی تاریخ و فرهنگ سدههای میانه است که وی را شایستهی ویراستاری مجلهی Arabica کرده است. او به عنوان یکی از پژوهشگران پیشتاز در زمینهی اندیشهی اسلامی در سدههای میانی، کار خود را با کاوشی پیرامون مسکویه، فیلسوف و اندیشمند قرن چهارم پیریزی کرد: دو رساله از مسکویه را ویرایش و تهذیب الاخلاق او را – که رابطهی نزدیکی با اخلاق ارسطویی دارد – ترجمه کرد.

آرکون نهضت فکری خویش را با این پیشینهی خشک فلسفی که با سنت انتقادی فرانسوی نیز آمیخته بود. بنیان نهاد. قرائت مجدد وی از سنت غنی اسلامی شاهدی بر وفاداری دوگانهی وی به علوم اجتماعی و انسانی مدرن از یک سو و مطالعات سدههای میانی از سوی دیگر است.

آرکون همچنین در گسترهای از موضوعات، از ابن طفیل، فیلسوف و فیزیکدان اندلسی، گرفته تا شرقشناسی، مطالبی نگاشته است. Lectures du Coran (قرائاتی دربارهی قرآن)، که شاید مهمترین و چالش برانگیزترین اثر وی باشد. به عقیدهی مؤلف اثر، میان سطوح مختلف مولد، متن مقدس مسلمانان که تحت عنوان قرآن با هم درآمیختهاند، تمایزات آشکار تحلیلی وجود دارد که به هنگام تعامل با آن باید در نظر گرفته شوند. این تمایزات عبارتنداز: کلام خدا که از آن سه دین توحیدی نشأت گرفته و از هم جدا شدهاند؛ متن مکتوب فعلی قرآن؛ مفسران این متن این تمایزات، امکان قرائتی بسیار پیچیدهتر از متون مقدس را فراهم میسازد.

نظریات  آرکون، از چالش با رهبران روشنفکر جنبشهای اسلامی معاصر به دور نبوده است. یکی از این مجادلات بین آرکون و شیخ مصری، محمد غزالی، در الجزایر رخ نموده است. تقریباً به همان سرعت که آثار غزالی در دسترس مخاطبان قرار میگیرد، آثار آرکون در شمال آفریقا به زبان فرانسه ویرایش شده و به عربی ترجمه میشود و در لندن به چاپ میرسد. تاثیر آرکون در حوزهی روشنفکری مسلمانان عرب معاصر با قوت یافتن جنبشهای اسلامی، رو به فزونی خواهد گذاشت. آرکون مفهوم اسلامی جهاد با نفس را تلاش یک روشنفکر که حس همبستگی با جامعهی خویش دارد، تعریف میکند. بدین ترتیب، جهاد با نفس، رسالت فکری آرکون است.

 

گزیدهی کتابشناسی

- محمد آرکون، قرائانی دربارهی قرآن، ویرایش دوم، تونس 1991.

- همو، مقدماتی در باب اسلام، پاریس 1989، پژوهشیگیرا در باب اسلام و اندیشه سیاسی؛ متنی اساسی جهت فهم سیستم تفسیری آرکون.

عایشه عبدالرحمان بنت الشاطی14 (متولد 1913)، نویسنده مصری و استاد زبان و ادبیات عرب و پژوهشهای قرآنی. بنتالشاطی، مؤلف بیش از شصت کتاب در زمینهی ادبیات عرب، تفسیر قرآن، زندگی زنان جامعهی صدر اسلام (به ویژه خاندان پیامبر)، مسائل اجتماعی معاصر و رمان است. وی قرآن و ادبیات کلاسیک عربی را از پدرش – مدرس دانشآموخته الازهر – در موسسهای مذهبی آموخت. او علیرغم مخالفت پدرش با رفتن به مدارس عمومی، با کمک مادر و پدربزرگش  به گذراندن تحصیلات غیرمذهبی موفق شد. بنتالشاطی فعالیت ادبی خویش را با نگارش شعر و مقاله در مجلهی النهضه آغاز کرد. در 1936 منتقد ادبی روزنامهی نیمه رسمی الاهرام شد و در همان سال به دانشکدهی ادبیات دانشگاه فؤاد اول (دانشگاه قاهرهی کنونی) وارد شد. در همین زمان، به منظور مخفی نگه داشتن هویت خویش از پدرش، تخلص «بنتالشاطی» را برای خود برگزید. در 1950، با رسالهای در شعر ابوالعلاء معرّی، به دریافت دکتری نائل شد. در 1951 استاد زبان و ادبیات عرب در دانشگاه عین شمس قاهره شد. در طی دهه 60 او در کنفرانسهای ادبی بینالمللی شرکت میجست و استاد مدعو دانشگاههای مختلف بود. بعد از بازنشستگی، استاد مطالعات عالی قرآنی دانشگاه قرویین در مراکش شد. مقالات منظم او در الاهرام، زندگینامهی زنان پیامبر و مخصوصاً  تفسیر قرآن وی موجب شهرت او در مصر و جهان عرب گشت.

بنتالشاطی در دوران دانشجویی در دانشگاه فؤاد، با استاد امین خولی آشنا شد و در 1945 با او ازدواج کرد. امین خولی او را با تحلیل ادبی قرآن که بعدها وجه ممیزهی وی شد، آشنا کرد؛ چنان که اثر او بهترین نمونه از روش امین خولی است. تفسیر بیانی قرآن در واقع پیشنهادی برای انتقال قرآن از دایرهی انحصاری تفسیر سنتی به مطالعات ادبی است. در حالی که برخی مفسران متقدم برای هر آیهی قرآن تفاسیر متعددی ارائه میکردند و این را نشانی از غنای قرآن میدانستند، بنتالشاطی بر آن است که هر کلمه از قرآن تنها یک تفسیر دارد که باید از سیاق کلی قرآن استنباط شود. او با دخالت دادن منابع بیرونی، خصوصاً اطلاعات برگرفته از کتاب مقدس یا اسرائیلیات در تفسیر قرآن به شدت مخالف بوده و اضافه شدن آن را به تفاسیر سنتی قرآن بخشی از توطئه یهود برای هدم اسلام و سیطره بر جهان برمیشمارد. از دیگر نظریات او قول به عدم ترادف قرآن است و تاکید دارد که هر واژهی قرآن دارای معنایی منحصر به فرد است در حالی که بسیاری از دانشمندان معتقدند برخی واژگان قرآنی صرفاً به منظور رعایت فاصله در آیات درج شدهاند.

بنتالشاطی علیرغم زندگی فعال خویش، فردی عمیقاً مذهبی و محافظهکار است. چنان که در موضوع حقوق زنان او بر اصل قیمومت مردان بر زنان تاکید داشته و معتقد است فهم کامل از حقوق زنان با ارزشهای سنتی اسلامی تضادی ندارد. وی پیوسته مورد حمایت و احترام مقامات حکومتی مصری بوده است.

جدول شماره 2

منطقهی جغرافیایی

عنوان

نشانی

توضیح

مصر و سوریه

محمد عبده

محمدرشیدرضا

 

محمود شلتوت

ج1، ص11-12

ج3، ص410-412

ج4، ص 42-43

 

مشکلات القرآن الکریم و تفسیر سورهالفاتحه

سلسله نوشتههای تفسیری او در مجله المنار اکنون در تفسیری با همین عنوان به چاپ رسیده است.

تفسیر القرآن الکریم

لبنان

محمدحسین فضلالله

ج1، 453-456

او تفسیری کامل بر قرآن با نام من وحی القرآن دارد.

ایران

مرتضی مطهری

مهدی بازرگانی

ج3، 213-214

سلسله مباحث او در تفسیر سورههای قرآن با عنوان آشنایی با قرآن به چاپ رسیده است.

وی کاری بدیع در زمینهی تاریخ قران با نام سیر تحول قرآن و تفسیری به نام پا به پای وحی و چندین پژوهش موضوعی دربارهی قران تالیف کرده است.

هند و پاکستان

 

شادولی الله

سرسیداحمدخان

ابوالکلام آزاد

 

ابوالاعلی مودودی

ج4، ص 311-312

ج1، ص 164-165

 

 

ج1، ص 71-75

فتحالرحمان فی ترجمه القرآن (1738) اولین ترجمه فارسی قرآن و الفوزالکبیر فی اصول التفسیر (به فارسی) از اوست.

تفسیر قرآن (1862)

ترجمه سورههای 1 تا 23 قرآن (ترجمان القرآن) و تفسیر آیات ابتدایی قران

تفسیر تفهیم القران (1942-1972).

پرخوانندهترین تفسیر اردو، از اوست.

 

 

گزیدهی کتابشناسی:

- التفسیرالبیانی للقرآن الکریم، 2 جلد، قاهره 1962-1969. اثر اصلی او که بارها تجدید چاپ شد هاست.

- علی الجمر: اسطوره الزمان، قاهره 1966. زندگینامه خود نوشت که به تحصیلات مؤلف میپردازد که به آشناییاش با امین خولی انجامید. این زندگینامه در سالمرگ همسرش نوشته شده و در آن زندگیاش را به مثابه مسیری که به این ملاقات منتهی شد تصویر نموده که در نتیجه او مجدداً متولد شد.

- القرآن و التفسیر العصری، قاهره 1970. این کتاب در اعتراض به کتابی درباره «تفسیر مدرن یا علمی» مصطفی محمود نگاشته شده است.

- الاسرائیلیات فی الغزو الفکری، قاهره 1975.

 

آثاری درباره بنتالشاطی:

- عیسی جی. بولاتا، «تفسیر مدرن قرآن: پژوهشی در روش بنتالشاطی»، جهان اسلام 64 (1974): 103-113.

- والری جی. هافمنلد، «مجادلاتی درباره تحقیر و تبعیض زنان» ژورنال بینالمللی مطالعات خاورمیانه 19 (1987): 23-50.

- جی.جی.جی. جانسن، «تفسیر قران در مصر مدرن»، لیدن 1974. فصل 4، در «تفسیر زبانشناختی» به تفسیر بنتالشاطی میپردازد. به نظر مؤلف، این بهترین مثال از تفاسیر معاصر است که روی تحلیل زبانی متمرکز شدهاند.

محمد احمد خلف الله (متولد 1916)، متفکر نوگرای مسلمان.

وی در مصر متولد شد. در مدرسهی سنتی اسلامی، مدرسهی دولتی و سرانجام دارالعلوم زیر نظر دانشکده هنرهای دانشکده قاهره درس خواند و در 1939 از آنجا فارغالتحصیل شد. مدرک کارشناسی ارشد خود را در 1942 با پایان نامهای با عنوان «الجدل فیالقرآن» گرفت که بعدها با نام محمد والقوی المضاده چاپ شد. در 1947 رساله دکتریاش را دربارهی قرآن در دانشکده هنرها ارائه کرد که سر و صدای زیادی بر پا کرد و از این رو در 1948 از دانشگاه انصراف داد. این رساله پس از بازنگری در سال 1951 با عنوان الفن القصصی فیالقرآن الکریم به چاپ رسید که تاکنون چندین بار تجدید چاپ شده است. در نهایت وی با تألیف رسالهای درباره ابوالفرج اصفهانی در 1954 به اخذ درجه دکتری موفق شد. سالهای زیادی در وزارت فرهنگ با سمت معاونت برنامهریزی کار کرد، وی سر ویراستار مجله الیقظهالعربیه بود و مقالات و کتب متعددی پیرامون قرآن و اسلام دارد. نیز آثاری درباره اصلاحگران نوگرایی چون عبدالله نعیم و عبدالرحمان الکواکبی و آثاری دربارهی موضوعات اسلامی نظیر القرآن و مشکلات حیاتنا المعاصره و القران و الدوله و الاسلام و العروبه به چاپ رسانده است. نظریات خلف الله در رساله دکتریاش منشأ مناقشات فراوانی شد. زیرا او گفته بود هدف از قصص قرآن اعم از داستان پیامبران و حوادث گذشته، در اختیار نهادن اطلاعات دقیق تاریخی نیست بلکه این قصص داستانهایی هنری و ادبی است که دلهای شنوندگان را تحت تاثیر قرار میدهد. از این رو چنانچه کسی براساس ادلهی عقلانی عمل کند میتواند این اخبار را به عنوان تاریخ صرف نپذیرد. این کتاب پس از انتشار، موضوع ردیهها و تکذیبیهها قرار گرفت. در واقع تجربهی خلفالله، همچون کار طه حسین (1889-1979) پیش از وی، نشانگر آستانه تحمل جامعه دینی در این گونه مسائل است. خلفالله، در نوشتههای سیاسی و اجتماعیاش، بر ضرورت تفسیری فراگیر از قرآن تأکید کرده و بر آن است که سوسیالیسم عربی با اسلام سازگاری دارد. به اعتقاد وی دستورات و حدود ثابت تنها میتواند توسط متنی کاملاً صریح از قرآن (نص) محقق شود و در مسائل اجتماعی معمولاً مصلحت بر نص قرآن تقدم دارد.

او در آثار خویش همواره در پی آن بوده است تا پیوستگی میان اندیشههای خود و نوگرایان پیش از خود چون محمد عبده را با اکثر نویسندگان کلاسیک نشان دهد.

 

کتابشناسی

- یون یازبک حداد، اسلام معاصر و چالش تاریخ، آلبانی، 1982. فصل چهار برداشت مختصر و خوبی از دیدگاههای خلفالله درباره قصص قرآن و مجادلات پیرامون آن ارائه کرده است. ژومیه و ویلانت برداشت مفصلتری ارائه کردهاند.

- ژاک ژومیه، «برخی مواضع کنونی پیرامون تفسیر قرآن در مصر و مناقشات پس از آن 1951-1947»، نشریه انستیتوی مطالعات ادیان شرقی در قاهره (1954): 39-72.

- روتراودویلانت، وحی و تاریخ در تفکر مسلمانان متجدد، ویسبادن 1971، نک فصل 6.

سید محمود طالقانی16 (1910-1970)، روحانی و فعال سیاسی، یکی از ایدئولوگهای اصلی انقلاب اسلامی ایران در سالهای 1978-1979. طالقانی در خانوادهای اهل علم در شهرستان طالقان به دنیا آمد و کودکی خود را در تهران سپری کرد. بعد از تحصیلات طولانی در حوزههای علمیه قم و نجف، در 1939 در تهران ساکن شد. به دلیل مخالفت با یکی از دستورات رضا شاه، سه ماه به زندان افتاد و بدین ترتیب مخالفت وی با دیکتاتوری شاهنشاهی عمق بیشتری یافت. وی که به دلیل دلمشغولی علما به مسائل اعتقادی و بیعلاقگی ایشان به شرایط اجتماعی – سیاسی کشور، از ایشان ناامید شده بود، به دنبال پناهگاهی در منابع دینی و در رأس آنها قرآن میگشت. در 1939 سلسله نشستهای تفسیر قرآن را سامان داد و در آن کوشید تا مفاهیم عمیق قرآنی را به زبان قابل فهم عوام درآورد. مهمترین دغدغهی او پس از کنارهگیری رضاشاه در 1941، گسترش سریع افکار کمونیستی در میان جوانان بود. چرا که نه سرکوب و نه دین سنتی یارای مقابله در برابر این جریان را داشت و تنها راه حل ارائهی یک جایگزین فعال و ایدئولوژیک بود. طالقانی در تفصیل این امر با مهدی بازرگان تشریک مساعی داشت. وی در سالهای آزادی نسبی سیاسی (1941-1953) به تبلیغ در نقاط دوردست کشورش مشغول بود. در 1947 برنامهای رادیویی داشت که در آن به تحلیل مسائل اجتماعی در پرتو دین میپرداخت و در 1948 امام جماعت مسجد هدایت شد. با پایهگذاری جبهه ملی، این مسجد کانون پیروان مذهبی مصدق شد و طالقانی اولین حامیِ نخست وزیر ملیگرا، مصدق بود.

وی در 1961 با همکاری مهدی بازرگان نهضت آزادی ایران را پایهگذاری کرد و در 1963 بازداشت شد. در دوران دیکتاتوری شاه، طالقانی سالهای متمادی را در زندان یا تبعید سپری کرد و در اواخر 1978 آزاد شد و در 9 سپتامبر 1979پیش از تصویب نهایی قانون اساسی، از دنیا رفت.

میراث طالقانی به عنوان یک ایدئولوگ، مدعیان ناهمگونی از تندروترین مخالفان انقلاب اسلامی ایران در مجاهدین خلق تا مسلمانان لیبرال در نهضت آزادی دارد. در سالهای 1963 تا 1978 طالقانی سرگرم تالیف تفسیر قرانی به نام پرتوی از قرآن بود. این کار با آثار تفسیری سنتی تفاوت داشت. چه به زبانی قابل فهم برای عوام نوشته شده بود. او از قرآن، نگاه تکاملی به تاریخ، بدان معنا که جوامع از شرایط بد به شرایط بهتر حرکت میکنند، استنباط کرده بود و از اراده آزاد در مقابل «تقدیر و سرنوشت» طرفداری میکرد. از این مقدمات طالقانی نتیجهگیری می کرد که مسلمانان باید سرنوشت خویش را به دست بگیرند و در برابر دشمنان داخلی و خارجی، بکوشند تا شرایط خویش را بهبود بخشیده و عدالت را محقق سازند. او میکوشید میان قرآن و مسائل روز ایرانیان ارتباط برقرار کند و از این رو گفتمانی ایدئولوژیک ابداع کرده بود که گروههای مختلف را به خود جذب میکرد. هر چند فعالیتهای طالقانی همواره از سوی علمای سنتی به دیدهی تردید نگریسته میشود؛ به ویژه قرائت تقلیلگرا و از قرآن، با نقد ایشان رو به رو بود.

 

کتابشناسی

- اچ.ای. شهابی، نوگرایی مذهبی و سیاسی ایرانیان: نهضت آزادی ایران در زمان شاه و خمینی، لندن. 1990 مشتمل بر زندگینامه و تحلیل بر نوشتههای اقتصادی – اجتماعی طالقانی.

- حمید دبسی، «تفسیر قرآن طالقانی: عناصر یک گفتمان انقلاب»، سرمایهداری مدرن و ایدئولوژی اسلامی در ایران، ویرایش سیروس بینا و حمید زنگنه، ص 51-81، لندن 1992. گفتار و نقدی کلی بر روششناسی و محتوای تفسیر قرآن طالقانی.

- حمید دبش، الهیات نارضایتی: مبانی ایدئولوژیک انقلاب اسلامی ایران، نیویورک 1993. نک: فصل 4 برای برداشت کاملی از اندیشه طالقانی.

- سید محمود طالقانی، اسلام و مالکیت (ترجمه انگلیسی)، ترجمه احمد جباری و فرهنگ رجایی، لکسینگتون 1983. نسخه نهایی نگرش طالقانی درباره اشکال مالکیت براساس اسلام، چاپ به فاری 1965.

سید محمد حسین طباطبایی (1903-1981)، یکی از برجستهترین مفسران قرآن و فیلسوفان سنتی فارسی زبان در قرن بیستم.و در تبریز متولد شد.

در 20 سالگی برای ادامه تحصیلات در فقه و فلسفه به نجف رفت و در آنجا به اجتهاد رسید و همزمان به عرفان پرداخت و میان اندیشهی شیعی و عرفان پیوند برقرار کرد و در 1934 برای تدریس به تبریز بازگشت. پیش از تبعید به تهران و قم، چهرهای شناخته شده نبود پس از آن ایام خوش را در قم و چند روزی از ماه، در تهران سپری میکرد و زمان خویش را به طور کامل به تدریس و تالیف اختصاص میداد.

وی که معلمی بزرگ، شخصیتی روحانی و نویسندهای پرکار بود، آثار زیادی پیرامون قرآن و موضوعات دینی به عربی و فارسی از خود به جای گذاشت که مهمترین آنها تفسیر مفصل المیزان است که به عربی نوشته شده و زیر نظر خودش به فارسی ترجمه شده است. همچنین دو کتاب قرآن در اسلام و شیعه در اسلام که به انگلیسی نیز ترجمه شدهاند، از اوست. او آثار متعددی هم در زمینهی فلسفه تالیف کرد. در میان آثار طباطبایی، تاثیر گذارترین آنها، المیزان است که در آن از روش تفسیر قرآن به قرآن سود جسته و از توجه دقیق به تفاسیر کلاسیک و معاصر اهل سنت و شیعه غفلت نکرده است.

طباطبایی با آنکه فردی روحانی و چهرهای متقی بود، فلسفهی اسلامی را علیرغم مخالفت بسیاری از علما احیا کرد و شاگردان فراوانی از جمله مرتضی مطهری، سیدجلالالدین آشتیانی و حسن حسن زاده آملی در محضر او پرورش یافتند. گرچه از سیاست دوری میجست، برخی نظیر مطهری – که جزء فعالان سیاسی بود – و بسیاری از چهرههای برجستهی انقلاب اسلامی در 1979، از شاگردان وی محسوب میشوند. همچنین شمار زیادی از شاگردان او در تعامل نزدیک با محیطهای دانشگاهی، اندیشههای او را در میان علاقهمندان به آموزش‌‌های غربی و شیفتگان اندیشههای اسلامی توسه دادند.

علامه طباطبایی در قرن حاضردر سراسر جهان اسلام به عنوان اندیشمندی سرشناس و شخصیتی روحانی شناخته شده است.

 

گزیدهی کتابشناسی

- یادنامه علامه طباطبایی، تهران 1983.

- سید محمد حسین طباطبایی، شیعه در اسلام (ترجمه انگلیسی)، ترجمه، ویرایش و مقدمه سیدحسین نصر، آلبانی 1975. ه مشتمل بر زندگینامه و کتابشناسی مولف نیز هست.

- همو، قرآن در اسلام: ارتباط و تاثیر آن در زندگی مسلمانان (ترجمه انگلیسی قرآن در اسلام)، لندن 1987.

- همو، قرآن در اسلام: ارتباط و تاثیر آن در زندگی مسلمانان (ترجمه انگلیسی قرآن در اسلام)، لندن 1987.

- همو، مروری بر آموزههای اسلامی (ترجمه انگلیسی)، ترجمه آر، کمپیل، نیویورک 1989. که شامل زندگینامه مختصر و خودنوشت مولف نیز هست.

فضل الرحمان18 (1919-1988)، فیلسوف، استاد و اصلاحگر لیبرال و برجسته پاکستانی.

در پاکستان متولد شد و در 1942 لیسانس عربی را از دانشگاه پنجاب در لاهور گرفت و در 1949 دکتری فلسفهی اسلامی را از دانشگاه آکسفورد کسب کرد. از 1950 تا 1958 مدرس مطالعات ایرانی و فلسفه اسلامی بود. از 1958 تا 1961 استادیار موسسهی مطالعات اسلامی دانشگاه مک گیل بود. در  سالهای 1961 و 1962 استاد میهمان موسسه مرکزی تحقیقات اسلامی پاکستان بوده و از 1962 تا 1968 سرپرستی این موسسه را بر عهده داشت. وی در بهار 1969، در پی انتقاد از دیدگاههای اصلاحگرانهاش، پاکستان را ترک کرد و به عنوان استاد میهمان در دانشگاه کالیفرنیا مشغول به کار شد. پاییز همان سال، به عنوان استاد اندیشه اسلامی به دانشگاه شیکاگو رفت. در 1986 به دریافت رتبهی ممتاز دراین دانشگاه موفق شد که تا زمان مرگش در ژوئیهی 1988 آن را حفظ کرد.

فضل الرحمان شهرت جهانی خوش را با انتشار فلسفه ابن سینا (1952) کسب کرد که در آن تاثیر فیلسوف و طبیعیدان مسلمان، ابن سینا را بر متأله مسیحی قدیس توماس آکوئیناس نشان داده بود. وی به عنوان کارشناس فلسفه سدههای میانه، دو کتاب دیگر درباره ابن سینا نگاشت. اما شهرت وی بیشتر به سبب تالیفش در زمینهی هرمنوتیک اسلامی (روششناسی اسلامی در تاریخ، 1965) و نیز تالیفی در باب اصلاح نظام آموزشی اسلامی (اسلام و مدرنیته: تغییر سنت عقلانی، 1984) بود.

به باور فضلالرحمان، در میان مسلمانان معاصر، چه محافظهکاران که درجهت حفظ موقعیت جانبی سنت دینی تلاش کردهاد و چه بنیادگرایان که به تفسیر ادبی قرآن پرداختهاند، و چه سکولارها که هر گونه مناسبت میان اسلام و حوزههای سیاسی و اقتصادی را نفی میکنند، به خطا رفتهاند. زیرا همهی این گروهها در تمایز عناصر اصلی و تجویزی وحی از عناصر صرفاً توصیفی آن که کاملاً به زمان و مکان وحی وابستهاند، واماندهاند. او معتقد است برای ربط دادن اسلام به شرایط خاص امروزی، مسلمانان باید برای فهم روح قرآن، به چیزی فراتر از تفسیر ادبی و سنتی آن بیندیشند. ایشان باید از یک سو دربارهی پس زمینههای هر آیه مطالعه کنند تا گوهر وحی را دریابند و از سوید یگر باید درک دقیقی از شرایط خاص امروزی خویش داشته باشند تا بتوانند اصول برگرفته از وحی را بر آن تطبیق کنند. به طور خلاصه، وی در این باور است که آشفتگی جهان اسلام، امروزه ناشی از درک ناکافی از آموزههای قرآنی است که خود در رکود آموزش اسلامی ریشه دارد.

از این رو فضلالرحمان اهتمام خویش را مصروف تدریس و تالیف در زمینهی اصلاح آموزش و احیای تفسیر اسلامی کرد.

فضلالرحمان، گرچه عمیقاً مورد احترام برخی اصلاحگران اسلامی نظیرعبدالله نعیم در سودان بود، به دلیل تفسیر بیش از حد لیبرالی خود از قرآن، سنت و فقه کلاسیک از جانب کسانی که بنیادگرا مینامید، مورد انتقاد بود. تا جایی که در پاکستان وی را «نابودکنندهی حدیث» لقب دادهاند. چه او اصرار داشت که باید ارزش حدیث در سایهی روح کلی قرآن سنجیده شود.

 

گزیدهی کتابشناسی

آثار فضلالرحمان:

- فلسفه ابن سینا، ویرایش و ترجمه فضلالرحمان، لندن 1952.

- روششناسی اسلامی در تاریخ، کراچی 1965.

انتخاب مکتوبات شیخ احمد سرهندی، ویرایش فضلالرحمان، کراچی 1968.

- فلسفه ملاصدرا، آلبانی 1975.

- اسلام، ویرایش دوم، شیکاگو 1979.

- موضوعات اصلی قرآن، میناپولس 1979.

- نبوت در اسلام، ویرایش دوم، شیکاگو 1979.

- اسلام و مدرنیته: تغییر سنت عقلانی، شیکاگو 1984.

 

آثار دربارهی فضلالرحمان:

تاماراسون، «روششناسی اسلامی فضلالرحمان»، جهان اسلام 81 (جولای – اکتبر 1991): 212-230.

 

پینوشتها:

1. The Encyclopaedia of Islam, 1 sted., 5 Vols, Leiden 1908-1938; new ed., 11 Vols, Leiden 1960-2002.

2. The Cambridge History of Islam, Cambridge 1970.

3. John L. Esposito.

4. Albert Hourani.

5- تمامی مطالب بخش معرفی دایرةالمعارف، از مقدمهی آن به قلم جان اسپوزیتو اقتباس شده است.

6- برای نمونه نگاه کنید به: مقالهی «اندیشه جدید اهل سنت» ("Modern Sunni thought")، ج 4، ص 141-146.

7. Mohamoud. M. Ayoub,

استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه تمپل؛ وی علاوه بر بخشی از مدخل «قرآن»، مقالات «حسین بن علی» و «ارکان اسلام» را در دایرةالمعارف تالیف کرده است.

 8. Mustansir Mir,

استادیار رشتهی دین در دانشگاه دوک؛ وی علاوه بر بخشی از مدخل «قرآن»، مقالات «عبدالقادر» و «جزیه» و «سلطان» را در این دایرةالمعارف نگاشته است.

9. Mustansir Mir,

دانشیار مطالعات اسلامی در دانشگاه بینالمللی اسلامی مالزی؛ وی علاوه بر مقالهی «تفسیر» و بخشی از مدخل «قرآن»، مقالات «عقیده» و «غزالی» و «ایمان و گناه» را در این دایرةالمعارف نوشته است.

10- با سپاس فراوان از سرکار خانم لیلا هوشنگی که ترجمهشان از این مقاله را در اختیار نهادند.

11. Qur’anic Recitation.

12. Fredrick Mathewson Denny,

استاد مطالعات دین در دانشگاه کلرادو؛ وی علاوه بر مقالهی قرائت قرآن، بخشی از مقالات مراسم تدفین و اسلام را در این دایرةالمعارف تالیف کرده است. وی همچنین مقالاتی در زمینهی قرائت قرآن در نشریات غربی به چاپ رسانده که مشخصات آنها در بخش کتابشناسی همین مقاله آمده است.

13- مولف این مقاله فدوه مالتی – داگلاس (Fedwa Malti-Douglas) مدیر مطالعات خاورمیانه و رئیس دپارتمان زبانها و فرهنگهای خاورمیانه در دانشگاه ایندیاناست. وی علاوه بر این، مقالاتی شامل بخشی از مقاله «ادبیات عرب» و شرح حال طه حسین را در این دایرةالمعارف نگاشته است.

14- مؤلف این مقاله، والری جی. هافمن لد (ValerieJ. Hoffman-Ladd)، دانشیار دین در دانشگاه ایلینویز است. مهمترین تألیفات وی در این دایرةالمعارف، بخشی از مقالهی «زنان و اسلام» و شرح حال محیالدین ابن عربی است. او همچنین در مقالهای، دیدگاه بنت الشاطی را درباره حقوق اجتماعی زنان مورد تحلیل و بررسی قرار داده که مشخصات آن در بخش کتابشناسی همین مقاله آمده است.

15- ویلیام ای. شپارد (William E. Shepard)، استاد ارشد مطالعات دینی در دانشگاه کانتربری نیوزلند، این مقاله را نگاشته است. به علاوه وی مقالات دیگری چون: «استرالیا» و «نیوزلند» و «نهضت» را در این دایرةالمعارف به رشته تحریر در آورده است.

16- اچ. ای. شهابی (H.E. Chehabi)، دانشجوی دکتری دانشگاه آکسفورد، نگارندهی این مقاله است. وی مقاله «نهضت آزادی ایران» را نیز نگاشته و در همین زمینه صاحب تالیفی مستقل است (برای مشخصات کتابشناختی رک: بخش کتابشناسی همین مقاله).

17- نگارندهی این مقاله، سید حسین نصر، استاد مطالعات اسلامی در دانشگاه جورج واشنگتن است. مقالهی «فلسفه» نیز در این دایرةالمعارف به امضای اوست.

18- تاماراسون (Tamara Sonn) مؤلف این مقاله، مدیر مطالعات بینالمللی و استادیار ادیان در کالج سنت جان فیشر نیویورک است. مقاله «توحید» نیز به نام اوست. به علاوه، وی پژوهشی پیرامون روششناسی فضلالرحمان به انجام رسانده است. (نک: کتابشناسی همین مقاله).

   دانلود : maghale5.pdf           حجم فایل 757 KB