صفحه اصلي
نقشه سايت
تماس با ما
 
   

 

پیش‌گفتار

 

 

قرآن برای بیش از یک میلیارد مسلمان در سراسر جهان عین کلام خداست. شنیدن آیات آن، دیدن کلمات آن بر دیوارهای مساجد، و لمس صفحات مکتوب آن حضوری قدسی در قلب و ذهن مسلمانان پدید می‌آورد. نسل‌های بی‌شماری است که خانواده‌های مسلمان در گوش نوزاد تازه متولدشده قرآن زمزمه می‌کنند. قرن‌هاست که تحصیلات رسمی کودکان با قرآن آغاز می‌شود و آنان گرد استاد می‌نشینند، تلفظ حروف عربی را می‌آموزند و از طریق تکرار کلمات و عبارات در تلاوت قرآن مهارت می‌یابند. در فرهنگ دینی، که علم‌آموزی امری ‌ستوده است، عالمان قرآن جایگاهی ویژه دارند و همچنین حافظان قرآن تکریم می‌شوند. در حقیقت، این تقدیس و تکریم نشان‌دهنده‌ی تعامل بسیاری از مسلمانان با قرآن است چه در خلوت عبادت چه در خطابه‌ی عمومی و چه در پژوهش جدّی.

 

توصیفی از قرآن

برای کسانی که آشنایی قبلی اندکی با قرآن دارند، توصیف این کتاب خالی از فایده نیست. در کتابخانه‌ی کتاب‌های مقدس جهان قرآن یکی از متون کوتاه به‌حساب می‌آید. حجم متون مقدس بوداییان به زبان‌های پالی، سنسکریت و چینی در مقایسه با قرآن تفاوتی چشمگیر دارد. حتی کتاب مقدس مسیحیان یا همان عهد عتیق و عهد جدید مجموعه‌ی بسیار بزرگ‌تری را در بر می‌گیرد. در مقابل، قرآن متنی نسبتاً فشرده شامل 114 بخش است که تقریباً همه‌ی آن‌ها با عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم» آغاز می‌شوند و «سوره» نام دارند. سوره‌ها نیز از «آیه»‌ها تشکیل می‌شوند و هر سوره ممکن است شامل سه چهار آیه یا حتی بیش از دویست آیه باشد. تفاوت طول سوره‌ها نکته‌ی مهمی است، زیرا طول سوره‌ها در ترتیب سوره‌های قرآن نقش دارد. متن قرآن تقریباً بر اساس طول سوره‌ها از بزرگ‌تر به کوچک‌تر تنظیم شده است، به طوری‌که سوره‌های بلند در ابتدای قرآن و سوره‌های کوتاه در انتهای آن قرار گرفته‌اند.

مضامین قرآن متنوعند و به‌سادگی قابل دسته‌‌بندی نیستند. موضوعات قرآنی بر اساس الگوی مورد انتظار ذهن نظام‌مند امروزی تنظیم نشده‌اند. مثلاً سوره‌ای در قرآن نیست که به طور مستقل به موضوعاتی چون اعتقادات،آداب فردی و اجتماعی، عبادات و مناسک، سرگذشت پیامبران پیشین، هشدار به روز قیامت و اوصاف بهشت و جهنم، یا مجادله با صاحبان عقاید دیگر اختصاص یافته باشد. در عوض، همه‌ی این موضوعات بلکه بیشتر از این‌ها در سوره‌های مختلف در هم تنیده‌ شده‌اند. این درهم‌تنیدگی موضوعی قرآن گونه‌ای گسترده از آثار اسلامی را پدید آورده است که در پی استخراج و دسته‌بندی موضوعات قرآن برآمده‌اند. پاره‌ای از این آثار طبقه‌بندی جامعی از مضامین قرآن ذیل چندین سرعنوان و زیرعنوان عرضه کرده‌اند و برخی دیگر بر موضوعی خاص تمرکز دارند. از این رو، در کتابخانه‌های اسلامی کتاب‌هایی با این عناوین می‌توان یافت: «قرآن درباره‌ی زنان چه می‌گوید» یا «دیدگاه قرآن درباره‌ی جامعه‌ی عادلانه چیست».

در قرآن، علاوه بر تنوع موضوعی، تفاوت در سبک نیز وجود دارد. اگرچه داستان‌های پیوسته مطابق با عادت خوانندگان عهد عتیق و عهد جدید در قرآن کمتر به چشم می‌آید (سوره‌ی یوسف استثنایی مهم در این میان است)، زبان قرآن اغلب استوار و شور‌انگیز است. تصویرپردازی پرتحرک و تشبیه‌های تأثیرگذار به‌وفور در آن یافت می‌شوند. سوگندها و گفتگوها با خطاب‌های مستقیم خدا (گاه به محمد (ص) و گاه به مؤمنان یا کافران) ترکیب ‌شده‌اند. زبان موجز و ملخص جایگزین عبارات طولانی و یکنواخت ‌شده‌اند. دعاها و پیشگویی‌های پیامبران با توصیه‌ها و تحریم‌های راجع به هدایت انسان‌ها در هم ‌آمیخته‌اند.

اما تأثیر این تنوع بلاغی برای کسانی که از ترجمه‌ی قرآن استفاده می‌کنند چندان قابل فهم نیست. مسلمانان بر این باورند که فقط قرآنِ عربی قرآن است. ترجمه‌ی قرآن دیگر «عین کلام خدا» نیست و فقط ترجمه/تفسیری از اصل عربی آن است و از این روست که مسلمانان در نماز یا دیگر آیین‌های عبادی قرآن را همواره به زبان عربی تلاوت می‌کنند. با وجود این، ترجمه‌های متعددی از قرآن به بیشتر زبان‌های مهم دنیا از جمله انگلیسی انجام شده‌اند.          

 

پژوهش درباره‌ی قرآن

سنت طولانی پژوهش‌هایی که قرآن پدید آورده است جنبه‌ای دیگر از تقدیس و تکریمی است که بر گرد این متن حلقه زده است. اگرچه تاریخ پیدایی این متن و انتقال آن به نسل‌های بعدی و رابطه‌ی این تاریخ با تاریخ نخستین مراحل تفسیر همچنان موضوع بحث‌های علمی خواهند بود، بدون شک پرسش درباره‌ی خود متن و تأمل راجع به معانی آن از همان آغاز بخشی از جوّ قرآنی را تشکیل می‌داده‌اند. دور از انتظار نیست که مسائل مربوط به زبان تقدم یافتند و نخستین تلاش‌های تفسیری بیان واژه‌های مترادف یا هر نوع توضیح دیگری برای واژه‌های ناآشنا بود. قرائت‌های مختلفی برای خواندن متن تلاوت‌شده پدید آمدند و تعدّد و تنوع روزافزون این قرائت‌ها در نهایت موجب ساماندهی و قاعده‌مندی آن‌ها شد. مخاطبان اولیه در فهم ماهیت گاه موجز گفتمان قرآنی در یک سطح نبودند. برخی عبارات قرآن ـ همچون بخش‌های داستانی که ماهیت اشاری‌تری داشت ـ نیازمند اضافات تفسیری بود.

به‌سرعت پرسش‌های دیگری سر بر آوردند: فلان آیه‌ی قرآن در چه زمانی و در چه اوضاع و احوالی نازل شد؟ مراد از فلان کلمه یا عبارت ابهام‌آمیز قرآن چیست یا کیست؟ فلان ضمیر به چه کسی یا به چه چیزی اشاره دارد؟ فلان عبارت خطاب به چه کسانی است و برای چه افرادی ـ همه‌ی مسلمانان گذشته و حال یا گروهی محدود و خاص ـ قابل استفاده است؟ معنای آیه را باید استعاری فهمید یا باید ظاهر آن را در نظر گرفت؟ آیا همه‌ی آیات قرآن به یک اندازه قابل فهمند یا برخی قسمت‌ها ذاتاً ابهام و غموض بیشتری دارند؟ آیا بین آیات، چه در یک سوره چه در بخش‌های مختلف قرآن، مناسبات و روابطی برقرار است؟ آیا آیه‌ای از قرآن می‌تواند به شرح آیه‌ای در جایی دیگر کمک کند؟ آیا متن قرآن سطح‌ها و لایه‌های معنایی دارد و آیا این معانی صرفاً برای افرادی که از تعالیم ویژه‌ی علمی و معنوی برخوردارند قابل دسترسی است؟

واضح است که انگیزه‌ی این همه تلاش‌های متعدد و متنوع در تفسیر قرآن بیش از نوعی گرایش محققانه به متن مقدس بوده است. صاحبان دانش جامع و عمیق قرآنی مجبور بودند به پرسش‌های اساسی درباره‌ی رفتارهای فردی و اجتماعی پاسخ دهند. کلمات قرآن ـ که تصور می‌شد مستقیماً از جانب خدا آمده است ـ راهنمای امور دینی و اجتماعی در جامعه‌ی نوپای اسلامی بود و بنابراین، فهم مناسب این متن امری اساسی برای به‌کارگیری صحیح آن به‌شمار می‌آمد. اما حتی طرح کلی این تاریخ کهن همچنان محل بحث و اختلاف محققان است. مسأله‌ی «خاستگاه‌های اسلام» ـ که دو قرن نخست این نهضت نوپای دینی دانسته می‌شود ـ بحث‌انگیزترین موضوع در حوزه‌ی مطالعات اسلامی است. محققان مسلمان و غیرمسلمان بر سر موضوعات گاه‌شماری، جغرافیا و اعتبار منابع بحث می‌کنند. اظهارنظرهای متفاوت و گاه متعارض درباره‌ی قرآن در مرکز این بحث‌ها قرار دارد.

با مروری گذرا بر نخستین مراحل پیدایی قرآن و تفسیر تنها می‌توان اشاراتی ضمنی به این بحث‌ها کرد، اما نمی‌توان به‌طور دقیق به آن‌ها پرداخت. بسیاری از محققان پی برده‌اند که مراحل اولیه‌ی پیدایی قرآن و تفسیر شفاهی بوده‌اند و با یکدیگر ارتباط داشته‌اند. امکان داشت که قاری در اثنای تلاوت بخشی از متن قرآن توقف ‌کند و برای واژه‌های ناآشنا برای شنوندگان واژه‌هایی مترادف بگوید. همچنین ممکن بود دو عبارت قرآنی جدا از یکدیگر را کنار هم بنشاند یا توضیحی کوتاه برای عبارات کنایی و موجز بیان کند. قصه‌گویی از دیگر کارهای نسل‌های نخستین بود و ظاهراً نقل داستان‌های مرتبط و برگرفته از داستان‌های رایج کتاب مقدس، سرگذشت‌نامه‌ها و افسانه‌ها تلاوت قرآن را تکمیل می‌کرد.

جستجوی ارتباط میان این دوره‌ی شفاهی و دوره‌ی انتقال نسخه‌های مکتوب و پرسش از این‌که آیا این دو دوره هم‌زمان یا در پی هم بودند ‌عامل همه‌ی دغدغه‌های تاریخ‌نگارانه‌ای است که ذکر شد. بسیاری از پژوهش‌های سنتی درباره‌ی این دوره مبتنی بر منابع چندین نسل بعد از آن است. کمبود متون و اسناد خطی که بتوان با قطعیت به قرن نخست هجری منتسب‌ کرد بر وخامت اوضاع ‌افزوده است. در حالی‌که برخی محققان این دوره را دوره‌ی جذاب تغییرات سریع دینی‌ـ سیاسی دانسته‌اند که در آثار مورخان مسلمان بعدی به‌نحوی کافی و باورپذیر وصف شده است، محققان دیگر آن را دوره‌ای شامل نزاع‌های شدید فرقه‌ای تلقی کرده‌اند که به ویژگی‌های تاریخی و جغرافیایی آن تنها می‌توان نگاهی اجمالی انداخت. همچنین طیفی از دیدگاه‌های محققانه بین این دو سر طیف قرار می‌گیرد.

تا اواخر قرن سوم، که در مطالعات آکادمیک قرآنی این دوره مقطعی مهم دانسته می‌شود، فهم مسلمانان از قرآن به مرحله‌ای از ثبات اعتقادی و تفسیری رسیده بود و بحث‌های کلامی دنباله‌دار درباره‌ی ماهیت قرآن و حدوث و قِدم آن پشت ‌سرگذاشته شده بود. نسل‌های متوالی تفسیر قرآن در دوره‌های شفاهی و مکتوب این دوره انبوهی از اطلاعات تفسیری پدید آوردند که در اثری ماندگار که مرز میان این دوره  و دوره‌های بعدی به‌شمار می‌آید باقی مانده است. جامع البیان عن تأویل آی القرآن نوشته‌ی ابوجعفر محمد بن جریر طبری (د 310)، عالم بغدادی، است که نسخه‌ی رایج‌تر آن ـ که همچنان منتشر می‌شود ـ شامل سی مجلد است. تفسیر طبری حاوی چکیده‌ای از همه‌ی تلاش‌های تفسیری نسل‌های پیش از نویسنده است. بر مبنای این تفسیر و دیگر آثار مشابه بعدی می‌توان گفت که پژوهش‌های قرآنی مسلمانان در دوره‌های بعدی به همین قرن‌های نخست بازمی‌گردد و تاریخ این پژوهش‌ها به‌طور کلی در چهارچوبی مبتنی بر نسل‌ها قرار دارد.

در این چهارچوب کلی، پیامبر اسلام از جایگاه ویژه‌ی نخستین مفسر برخوردار است. پس از مرگ پیامبر، این جایگاه به نزدیک‌ترین پیروان او یا همان صحابه منتقل شد. مشهورترین افراد این نسل اینهایند: ابن‌عباس، ابن‌مسعود، ابی‌ بن کعب و علی بن ابی‌طالب(ع). عایشه، جوان‌ترین بیوه‌ی پیامبر، نیز در تفسیر قرآن این دوره نقش دارد. در نسل بعدی یا نسل تابعین کسانی چون مجاهد بن جبر، عِکرمه‌، سعید بن جُبیر، ضحّاک، قَتاده‌ بن دِعامه‌ و علی بن ابی‌طلحه‌ سر برآوردند. منابع متأخر این شخصیت‌ها را شاگردان ابن‌عباس ـ صحابی پیامبر که به «اقیانوس» علم تفسیر مشهور است ـ معرفی کرده‌اند.

در فاصله‌ی زمانی بین این نام‌های کهن و اثر جامع و چکیده‌ی طبری شخصیت‌های مهم دیگری به عرصه‌ی تفسیر قرآن راه یافتند: حسن بصری (د 110)، مقاتل بن سلیمان (د 150)، سفیان ثوری (د 161)، سفیان بن عُیینه‌ (د 196)، عبدالرزاق صنعانی (د 211)، سهل تستری (د 238) و هود بن محکِّم (د حدود 290). طی چند دهه‌ی اخیر، نسخه‌هایی تصحیح و منتشر شده است که انتساب آن‌ها به این افراد و دیگر عالمان متقدم پرسش‌هایی را درباره‌ی سیر تاریخی ویرایش این آثار و تغییرات اعمال شده از سوی نویسندگان مختلف در آن‌ها برانگیخته که بر مطالعات مربوط به خاستگاه‌های اسلام تأثیرگذار بوده است. با وجود این، پژوهش‌های مستمر درباره‌ی نقد منابع این دوره ضمن این‌که باید صحت این انتساب‌ها را بیشتر تضمین‌‌ کند، باید فهمی دقیق‌تر از سیر عوامل مؤثر در تفسیر را نیز فراهم آورد.

اگرچه تفسیر طبری همچنان تألیفی بنیادین به حساب می‌آید، کتابخانه‌ی تفسیر قرآن از اوایل قرن چهارم به این سو پیوسته در حال رشد بوده است. هم مسلمانان و هم غیرمسلمانان در پژوهش‌های‌شان درباره‌ی تاریخ تفسیر کوشیده‌اند تا این آثار را بر اساس گرایش‌های اعتقادی و ایدئولوژیک طبقه‌بندی کنند. بی‌آن‌که بخواهم دسته‌بندی جامعی از این آثار ارائه کنم، برخی از نام‌های مشهور در این عرصه را ذکر خواهم کرد تا راهنمای آن دسته از خوانندگان این دایرةالمعارف باشد که آشنایی اندکی با مطالعات قرآنی دارند. مفسرانی که رویکردشان بسیار نزدیک به طبری است اینهایند: ابواللیث سمرقندی (د 375)، ابواسحاق ثعلبی (د 427)، بغوی (د 516)، ابن‌عطیه (د 541)، ابن‌جوزی (د 597)، ابن‌کثیر (د 774) و سیوطی (د 911).      

بر اساس یک طبقه‌بندی‌ انعطاف‌پذیر، در برخی از انواع تفسیر اظهارنظرها و اقوال عالمان سده‌های نخست اسلامی کمتر مطرح شده و گرایش نویسندگان آن‌ها بیشتر به بیان دیدگاه‌های خاص کلامی و فلسفی بوده است. در تاریخ تفسیر مسلمانان تلقی‌های مختلفی نسبت به این نوع تفاسیر دیده می‌شوند. در حالی‌که از آثار مفسرانی چون قاضی عبدالجبار همدانی (د 415)، زمخشری (د 538) و فخررازی (د 606) انتقاد شده است، تفاسیر کسانی چون ابن‌حبیب نیشابوری (د 406)، بیضاوی (د حدود 700)، نسفی (د 710) و خازن بغدادی (د 742) عموماً با واکنش‌های مناسبی مواجه شده‌اند.

در مشهورترین فهرست‌های مفسران شیعه معمولاً این نام‌ها به چشم می‌آید: عیاشی (د حدود 320)، قمی (زنده در اواسط قرن چهارم)، طوسی (د 460) و طبرسی (د 548). در این آثار سنتی کاملاً متفاوت با سنت تفسیری اهل‌سنت دیده می‌شود، چنان‌که وجه تمایز آن‌ها ارجاع به برخی مراجع متقدم نظیر امام جعفر صادق (ع) و دیگر امامان شیعه و همچنین تأکید بر موضوعات و شیوه‌هایی خاص در تفسیر است. البته شیعه نیز چندان یکدست‌تر از اهل‌سنت نیست و چندین فرقه‌ی مهم نظیر اسماعیلیه و زیدیه در میان شیعیان وجود دارند که هر یک برای سلسله‌ی مفسران خودشان احترام ویژه‌ای قائلند.

صورت بسیار متفاوت تفسیر قرآن مربوط به اسلام «صوفیانه» یا تصوف است. سهل تُستری یکی از شخصیت‌های کهن در سنت تصوف است که پیش‌تر از او یاد شد. دیگر تفاسیر مهم صوفی عبارتند از تفاسیر سُلمی (د 412)، قشیری (د 465) و روزبهان بَقلی (د 606) و همچنین اثری که به نام ابن‌عربی (د 638)  منتشر شده اما در واقع تألیف یکی از جانشینان اوست. در تفاسیر صوفیانه نسبت به دیگر آثار ذکر شده کوشش کمتری برای عرضه‌ی تفسیری جامع صورت می‌گیرد. این تفاسیر غالباً شامل بینش‌های معنوی و بیان‌های صوفیانه ذیل واژه یا عبارتی قرآنی است که در ذهن نویسنده یا در اذهان کسانی که نویسنده اندیشه‌هایشان را می‌کاود شکل گرفته است.

ماهیت گزینشی تفسیر صوفیانه مشابه با گونه‌ی تفسیری دیگری است که عمدتاً بر بخش‌های خاصی  از قرآن تأکید دارد. تفاسیر فقهی قرآن اساساً با آن دسته از آیات قرآن سر و کار دارند که با احکام رفتاری در ارتباطند و شامل امر و نهی نسبت به کارهای مختلف انسان می‌شوند. مهم‌ترین آثار دارای این ویژگی عبارتند از تفاسیر جصّاص (د 370)، الکیاهرّاسی (د 504)، محمد بن عبدالله بن عربی (د 543) و قرطبی (د 671). ذکر دو فرد اخیر در این فهرست اجازه می‌دهد تا اندکی درباره‌ی گستره‌ی جغرافیایی و زبانی تفسیر قرآن سخن بگویم.

ابن‌عربی و قرطبی هر دو اهل اندلس‌اند که سرزمینی متعلق به جهان اسلام در سده‌های میانه است که میراث فکری پرباری پدید آورده است. این دو تن نیز همانند مفسرانی که تا اینجا از آن‌ها نام برده شد به عربی می‌نوشتند. اما میراث تفسیر قرآن بدون شک محدود به زبان عربی نیست. نویسندگان ایرانی و ترک و نیز نویسندگانی با زبان‌های آسیای جنوبی، آسیای جنوب شرقی و جنوب صحرای آفریقا نیز در این میراث سهیم بوده‌اند. به‌ویژه در سده‌های اخیر، گستره‌ی زبانی سنت تفسیر بیشتر نمایان شده است. در قرن بیستم، علاوه‌بر این‌که آثار مهمی چون تفاسیر محمد عبده، رشیدرضا، سید قطب، طباطبایی، بنت‌الشاطی و محمد متولی شعراوی به زبان عربی منتشر شد، نویسندگانی اردوزبان نظیر ابوالاعلی مودودی و امین احسن اصلاحی به جرگه‌ی مفسران پیوستند و همچنین تفسیر سی‌جلدی حاجی عبدالمالک کریم امرالله (مشهور به حامکا)  به زبان اندونزیایی انتشار یافت.

در آسیای جنوب شرقی، که یک‌چهارم مسلمانان جهان را در خود جای داده است، همه‌ی انواع مطالعات قرآنی در دوره‌ی معاصر دوباره رواج یافته است. مثلاً تلاوت قرآن از طریق رقابت‌های محلی، منطقه‌ای و ملی میان مردان و زنان و نیز مسابقه‌های رادیوتلویزیونی شکلی عمومی به خود گرفته است. در حالی‌که مسابقه‌های رادیوتلویزیونی روشی کاملاً مدرن برای نشان دادن مهارت در مطالعات قرآنی است، توجه همه‌جانبه به ابعاد گوناگون متن قرآن و انتقال آن دارای تاریخی طولانی در حیات فکری مسلمانان بوده است. درست است که تفسیر ترتیبی بخشی عمده از این تاریخ را در برمی‌گیرد و یکی از مهم‌ترین عناصر مجموعه‌ای است که مسلمانان «علوم قرآنی» می‌خوانند، اما به‌هیچ‌وجه تنها عنصر این مجموعه نیست.

تلاوت قرآن خود به مجموعه‌ای گسترده از شاخه‌های مختلف تبدیل شده که یادگیری آن‌ها برای خواندن صحیح و موزون متن قرآن ضروری است. دانش‌آموزان عرب‌زبان و غیرعرب‌زبانی که در پی افزایش این مهارتند، برای آموختن نحوه‌ی تلفظ دقیق هر واج، لحن مناسب تلاوت، مواضع وقف لازم و مستحب، نحوه‌ی  ادای ترکیب‌های برخی حروف، و کشیدن برخی هجاها به میزانی معین سال‌ها وقت صرف می‌کنند. این گروه از دانش‌آموزان، در کنار آموختن قواعد تلاوت، حفظ قرآن را نیز آغاز  می‌کنند و بسیاری از آنان در نهایت به جایی می‌رسند که همه‌ی یک‌صدوچهارده سوره‌ی قرآن را، همچون نسل‌های پیشین، از حفظ می‌خوانند.

تلاوت قرآن در سطوح بالاتر شامل فراگیری همه‌ی دانش‌های مربوط به «قرائات» قرآن است. قرائات عرصه‌ای دیگر از علوم قرآن است که ریشه‌هایی بس کهن دارد. بر اساس روایات سنتی مربوط به جمع و تدوین قرآن، دست آخر محدوده‌ای معتبر از قرائات مختلف پدید آمدند که مورد تأیید جماعت عالمان آن دوره بودند. با این‌که بیشتر قرآن‌های چاپی که امروزه رایج است تنها بر مبنای یکی از این روایت‌هاست، سایر آن‌ها نیز زنده‌اند و در میان طرفداران مختلفشان جریان دارند.

همان‌طور که متن قرآن توجه نسل‌های پی‌درپی عالمان مسلمان را به خود جلب کرده و می‌کند، در گستره‌ی وسیع علوم قرآنی، برخی مقوله‌ها به شکلی منسجم‌تر درآمدند و زیرگونه‌هایی شامل آثار علمی پدید آوردند. تلاش برای مرتبط ساختن برخی عبارات قرآن با زمینه‌ی تاریخی‌شان به تدوین منابع «اسباب نزول» انجامید که نمونه‌ی بارز آن اثر مشهور ابوالحسن واحدی (د 468) است. اعتقاد به این‌که در قرآن نسخ حکم صورت پذیرفته است و برخی آیات احکام پاره‌ای دیگر را از میان برداشته‌اند به تلاش‌های فراوانی درباره‌ی تفسیر و دسته‌بندی این آیات منجر شد که در آثار کسانی چون زُهری (د 124)، نحّاس (د 338)، هبة‌الله بن سلامه (د 410) و ابن‌عتائقی (د حدود 790) قابل مشاهده است.

بررسی‌ واژه‌شناختی قرآن به پیدایی انواع بیشتری از مقوله‌ها انجامید: گروهی از واژه‌های قرآن که از حیث اشتقاق یا لهجه «دشوار» یا «غریب» تلقی می‌شدند در آثار کسانی چون ابن‌قتیبه (د 276)، سجستانی (د 330)، و راغب اصفهانی (د 502) گردآمدند. دسته‌ای از واژه‌های قرآن که چند معنا داشتند و نیز واژه‌هایی که با یکدیگر مترادف بودند در تألیفات ابن‌قتیبه، دامغانی (د 478) و ابن‌جوزی بررسی شدند. مسأله‌ی دشوارتر ابهام معنایی تألیف دیگر آثار این مقوله را در پی داشت. روی‌هم‌رفته، این مداقه‌ی جدی واژه‌شناختی نشان‌دهنده‌ی التزامی عمیق و آمیخته با تقدیس و تکریم نسبت به متن قرآن است. این تقدیس و تکریم همچنین در دل‌مشغولی‌های بلاغی که مشخصه‌ی علوم بسط‌یافته‌ی قرآنی است مشاهده می‌شود.

از دوره‌ای بسیار کهن مسلمانان بر این باور بوده‌اند که تأثیرگذاری دینی و بلاغی قرآن هیچ‌گاه بدیلی نداشته است: به اعتقاد مسلمانان، قرآن تقلیدناپذیر است. نقد ادبی سنتی متن قرآن بیان‌کننده‌ی زمینه‌های این اعتقاد است. همان‌طور که عالمان قدیم نظیر رمّانی (د 386)، خطّابی (د 388)، باقلّانی (د 403) و جرجانی (د 470)  نشان داده‌اند، این زمینه‌ها هم به محتوا مربوطند هم به سبک. مسلمانان معتقدند که قرآن معجزه‌ی گواه نبوت محمد (ص) است، زیرا مطالبی درباره‌ی گذشته و آینده و نیز اخباری درباره‌ی رابطه‌ی خدا و جهان در آن هست که هیچ بشری نمی‌تواند به‌تنهایی به آن‌ها دست یابد. اعتقاد مسلمانان به امّی بودن محمد (ص) جنبه‌ی دیگری را به خاستگاه و مضامین فوق بشری قرآن ‌افزوده است. اما از میان مسائل مربوط به مضامین قرآن تأکید اصلی بر تأثیرگذاری زیبایی‌شناختی قرآن است. در تجزیه و تحلیل‌های دقیق و موشکافانه‌ی متن قرآن نمونه‌های مناسب قالب‌ها و صناعات ادبی به‌طور مستقل بررسی شدند؛ شواهد قافیه و همگونی صداها به‌دقت مورد مطالعه قرار گرفتند؛ و نمونه‌های ویژه‌ای از انتخاب و چینش واژه‌ها فهرست شدند. این بررسی‌ها و مداقه‌ها با تعریف و تمجید از فصاحت و بلاغت مقهور کننده‌ی قرآن درهم آمیخت. در واقع، بخش عمده‌ای از این بررسی‌های پیچیده‌ی متن قرآن را، که در آثار مربوط به «علوم قرآنی» یافت می‌شوند، می‌توان تلاشی در جهت بیان تأثیر تلاوت قرآن بر مؤمنان تلقی کرد. این رویداد بی‌نظیر بلاغی در طبقه‌بندی‌های فوق‌العاده مفصل عالمانی چون زرکشی (د 794) و سیوطی صورت مکتوب به خود گرفته است. سراسر هشتاد فصلِ اثر ماندگار سیوطی در علوم قرآنی جلوه‌ای روشن از پژوهش‌های متنی دقیق آمیخته با تقدیس و تکریم است.

غیرمسلمانان نیز پژوهش‌هایی درباره‌ی قرآن انجام داده‌اند. درست همان‌طور که نویسندگان مسلمان به میراث کتاب‌های مقدس ادیان دیگر به‌ویژه یهودیت و مسیحیت توجه کرده‌اند، محققان غیرمسلمان نیز به قرآن گرایش داشته‌اند. بدون شک، بخش عمده‌ای از این گرایش ریشه در مسائل جدلی داشته است، زیرا نگرش «دشمن را بشناس» طی دوره‌های درگیری نظامی و رقابت شدید اقتصادی به‌طور خاص شدت یافته بود. از دوره‌ای بسیار کهن، در قالب سنت ریشه‌دار جدل دینی، غیرمسلمانان که می‌کوشیدند جایگاه قرآن را به مثابه وحی الهی بی‌اعتبار سازند و تناقض‌های درونی آن را نشان دهند به برخی آیات و عبارات قرآن استناد می‌کردند. ادله‌ی جدلی علیه قرآن حتی بدون نقل قول مستقیم از آن به امری رایج در گفتمان دینی یهودیان و مسیحیان در قرون وسطا تبدیل شده بود. در این میان، شخصیت‌های معروفی چون یوحنا دمشقی (د 749)، قِرقِسانی (زنده در میانه‌ی قرن دهم)، ابن‌میمون (د 1204) و توماس آکویناس (د 1274) قابل ذکرند.

اما در اواخر قرون وسطا رویکردی جدید رخ نمود که از پیتر ارجمند (د 1156)، راهب اعظم دیر کلونی، آغاز شد. کار آغازین پیتر، که مسلماً خالی از انگیزه‌های جدلی نبود، نهضت پرنشاط ترجمه را گستراند و طی آن، آثار علمی و پزشکی مهم و نیز قرآن و دیگر آثار دینی به زبان‌های لاتین برگردانده شد. پیتر برای انجام این کار گروهی از مترجمان از جمله رابرت کتونی (زنده در 1136-1137) انگلیسی ـ که افتخار نخستین ترجمه‌ی کامل قرآن به زبان‌های غربی از آنِ اوست ـ را گرد هم آورد. ترجمه‌ی رابرت، با وجود نقدهایی که بر صحت و ترتیب آن وارد شده، به مدت چند قرن ترجمه‌ی معیار لاتین قرآن بوده است.

به هر روی، پس از مدت کوتاهی ترجمه‌ی مارک طُلَیطله‌ای (زنده در 1193-1216) در کنار ترجمه‌ی رابرت قرار گرفت. در پژوهش‌های جدید ثابت شده است که این دو ترجمه محدود به متن قرآن نبوده‌اند، بلکه آشکارا به پاره‌ای از تفاسیر، به‌طور مستقیم یا از طریق افراد مطلع مسلمان، استناد کرده‌اند و ماهرانه از آنها بهره‌ برده‌اند. ترجمه‌های متأخر از جمله ترجمه‌ی جرج سیل، خاورشناس انگلیسی قرن هجدهم، و هموطن او، محمد مارمادوک پیکتال، نومسلمان قرن بیستم، به این ترجمه‌ها پیوستند.

ترجمه‌ی رابرت کتونی ـ از طریق ترجمه‌ی ایتالیایی‌اش که آندره‌‌آ آریوابنه در 1547 منتشر کرد ـ نخست بر ترجمه‌های آلمانی و سپس بر ترجمه‌های هلندی قرآن تأثیر گذاشت. نسخه‌های موجود از ترجمه‌های عبری قرآن نظیر ترجمه‌ی یعقوب بن اسرائیل ها لاوی، که در 1547 در ونیز بسیار رواج یافت،  همین مسیر را پی گرفتند. در طی همین دوره، ترجمه‌ به فرانسه نیز صورت ‌گرفت و در 1698 لودویکو ماراچی ترجمه‌ی لاتین دیگری منتشر کرد که در زبان‌های مختلف اروپایی به‌سرعت همتاهای بسیاری یافت. در 1734، ترجمه‌ی قرآن جرج سیل به همراه «گفتار مقدماتی» که مبتنی‌بر مقدمه‌ای قدیم‌‌تر بود منتشر شد و به مدت بیش از یک قرن مهم‌ترین کتاب مقدماتی به زبان انگلیسی درباره‌ی اسلام به‌شمار می‌آمد.

بی‌تردید ترجمه تنها قالب مطالعات قرآنی غیرمسلمانان در سده‌های میانه و اوایل دوره‌ی جدید در اروپا نبود. نویسندگان یهودی و مسیحی از طریق این ترجمه‌ها به قرآن دست یافتند و واکنش‌هایی نشان دادند. شناخت دقیق‌تر متن قرآن در خدمت اهداف جدلی و ردّیه‌پردازانه قرار گرفت و محققانی چون ریکولدو دا مونته‌کروس (د 1320) و نیکلاس کوزایی (د 1464) را به ردّیه‌نویسی واداشت. ارجاع به قرآن و استناد به برخی عبارات آن در بسیاری از آثار محققان یهودی و مسیحی در این دوران قابل مشاهده است.  قطعاتی از نسخه‌های قرآن به حروف عبری، از جمله آنچه در اسناد گنیزا هست، شاهدی دیگر بر پژوهش‌های غیرمسلمانان درباره‌ی متن قرآن است. البته پیدایی مطالعات «خاورشناسی» پس از دوره‌ی روشنگری به‌مثابه رشته‌ی مستقل دانشگاهی را نباید فراموش کرد. بسیاری از آنچه در دایرةالمعارف قرآن خواهد آمد مبتنی‌بر نتایج همان کاری است که در آن مرکزهای دانشگاهی که به مطالعه‌ی «علمی» فرهنگ‌ها و ادیان غیرغربی می‌پرداختند آغاز شد.

حتی پیش از این، دانشکده‌هایی مختص به این قبیل مطالعات در شهرهایی چون لیدن (1593)، رم (1627) و آکسفورد (1638) به وجود آمدند. بعدها این قبیل دانشکده‌ها در دیگر دانشگاه‌های مهم اروپایی و دست آخر در برخی دانشگاه‌های آمریکای شمالی دایر شدند. عربی و دیگر زبان‌های جهان اسلام نظیر فارسی و ترکی از جمله‌ی آموزش‌های مقدماتی بودند، زیرا مهارت در زبان پیش‌نیاز ضروری برای مطالعه‌ی متون و منابع تاریخی به‌حساب می‌آمد. در همین رابطه، رشته‌ی در حال شکل‌گیری مطالعات اسلامی مطابق با الگوی مطالعات کلاسیک که بعد از رنسانس ایجاد شده بود سر و شکل گرفت. فقه‌اللغة، که مطالعه‌ی یک فرهنگ از دریچه‌ی متونی که پدید آورده است دانسته می‌شود، به روش‌شناسی غالب بدل شد. چون قرآن محور هویت و تحولات تاریخی اسلام بود، توجه خاصی به آن مبذول شد و مطالعات قرآنی همچون زیرشاخه‌ای مهم در مطالعه‌ی اسلام پدیدار شد.

مطالعات قرآنی غیرمسلمانان (یا «غربی») از رشته‌ی هم‌خانواده‌اش یعنی مطالعات عهدین تأثیر فراوانی گرفت. نقد عهدین در قرن هجدهم و نوزدهم ـ دست‌کم بخشی از آن که از نظام خاخامی و رهبانی به نظام دانشگاهی انتقال یافته بود ـ اعتقاد به الهی بودن کتاب‌های مقدس یهودیان و مسیحیان را به حاشیه برد. اشتیاق رنسانسی به کاربست اصول نقد تاریخی و نقد ادبی برای متون کهن لاتینی و یونانی درباره‌ی دیگر متن کهن یعنی کتاب مقدس تحقق یافت. برخی محققان از منظری عقل‌گرایانه در پی تطبیق تعلیمات عهدین با احکام عقل بودند و در مقابل، گروهی دیگر بر تناقض‌های میان کتاب مقدس و آثار معتبر و متعارف علمی تأکید داشتند. تحقیقات مربوط به بافت و زمینه‌ی متن افزایش یافتند، چنان‌که محققان به پژوهش درباره‌ی زمینه‌ی فرهنگی و تاریخی متون کتاب مقدس پرداختند و موضوع میراث ادبی پدیدآورنده‌ی این متون و نیز فرایند تغییرات آن‌ها تا شکل نهایی‌شان را پی گرفتند.

زمانی که محققان متخصص در فقه‌اللغة زبان‌های سامی و آگاه به مطالعه‌ی تاریخی‌ـ انتقادی عهدین به سراغ دیگر متن کهن یعنی قرآن رفتند، همان بی‌اعتنایی به پیش‌فرض‌های اعتقادی بی‌ارتباط با کار پژوهش را همراه خود آوردند. قرآن همچون کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان در معرض تحلیل متنی و فقه‌اللغوی قرار گرفت و در نیمه‌ی دوم قرن نوزدهم برخی از آثار دوران‌ساز که همچنان امروزه الهام‌بخش است تألیف شدند. در پی محققان قرن نوزدهم از جمله گوستاو وایل، تئودور نلدکه، آبراهام گایگر و هارتویگ هرشفلد، نویسندگان مشهوری چون ایگناتس گلدتسیهر، گوتهلف برگشترسر، اتو پرتسل، ریچارد بل، آرتور جفری و رودی پارت در قرن بیستم ظاهر شدند. برخی از این محققان و دیگران، از منظری مشابه، قرآن را معتبرترین منبع برای بازسازی زندگی محمد (ص) و تاریخ نخستین جامعه‌ی اسلامی می‌دانستند.

 

عناصر جدید در پژوهش‌های قرآنی

بر مبنای این مرور گذرا، تاریخ پژوهش‌های قرآنی مسلمانان و غیرمسلمانان را می‌توان دو گفتمان موازی دانست. به‌طور معمول، این دو گفتمان جز در مواقع بروز نزاع‌های کلامی تقریباً جدا از یکدیگر بودند. مسیر طولانی مطالعه و تفسیر قرآن در میان مسلمانان فعالیتی بسیار مستقل بوده است. همچنین رشته‌ی نوپای مطالعات قرآنی در مؤسسات آموزش عالی اروپا و آمریکا مسلماً بر نتایج چندین قرن پژوهش مسلمانان مبتنی بوده، اما به‌ندرت گفتگویی مشترک و مستمر با محققان مسلمان معاصر در حوزه‌ی علوم قرآنی برقرار کرده است.

اما نسبت این «دو گفتمان منزوی از یکدیگر» یعنی مطالعات قرآنی مسلمانان و غیرمسلمانان دست‌کم در برخی مواقع و در برخی اوضاع و احوال در حال تغییر است. همایش‌های بین‌المللی با موضوع مطالعات آکادمیک قرآنی به‌نحوی روزافزون محققان هر دو گروه را به خود جذب کرده است. در نام و هویت دانشگاهی نویسندگان نشریاتی که به‌طور جدی بر جداسازی نویسندگان اصرار داشتند امروزه تنوع بیشتری دیده می‌شود. به استادان غیرمسلمان فرصت تدریس در دانشگاه‌های جهان اسلام داده می‌شود و در مقابل، محققانی از این دانشگاه‌ها به مؤسسات اروپا و آمریکای شمالی دعوت می‌شوند.

اما شاید مهم‌ترین نقطه‌ی تلاقی پیدایی نسل‌های جدید در مقطع دکتری در رشته‌ی مطالعات قرآنی است. سالانه بر تعداد دانشجویان مسلمان مهاجری که در پی مدارج عالی در مطالعات قرآنی‌ و دیگر شاخه‌های مطالعات اسلامی در دانشگاه‌های مهم اروپا، آمریکا، کانادا و جاهای دیگرند افزوده می‌شود. بسیاری از این دانشجویان محصول نسل دوم یا سوم مهاجران مسلمان به بریتانیا، فرانسه، آلمان و آمریکای شمالی‌ در دوران پس از استعمارند. بنابراین، بیشتر این دانشجویان با مجموعه‌ای از پیش‌زمینه‌های آموزشی و پیش‌فرض‌های آکادمیک وارد مقاطع تحصیلات تکمیلی می‌شوند که از پیش‌زمینه‌ها و پیش‌فرض‌های همتایان غیرمسلمان‌شان قابل تفکیک‌ نیستند. آمیزه‌ی آثار آکادمیک منتشر شده در این رشته در حال حاضر نشان‌دهنده‌ی این پویایی است و بدون شک تولید این آثار در آینده با قوت بیشتری ادامه خواهد یافت.

میزان گسترده‌ی مبادلات محققانه به کمک ارتباطات الکترونیکی از جمله اینترنت تسهیل شده و موجب سرعت بخشیدن به فرصت‌ها برای همکاری‌های متقابل علمی در رشته‌ی مطالعات قرآنی شده است. گفتنی است که نسخه‌ی مکتوب قرآن تا همین دوره‌ی اخیر در دسترس بخش نسبتاً کوچکی از جهان اسلام بود. عمده‌ی مسلمانان در بیشتر تاریخ طولانی اسلام قرآن را به‌صورت شفاهی تجربه کرده‌اند. نرخ باسوادی در جمعیت‌های پیشامدرن عموماً بسیار کمتر از امروز بوده است. در قرن اخیر، به‌ویژه پس از پایان حاکمیت استعمار بر جهان اسلام و تحول نظام‌های آموزش عمومی، تغییرات گسترده‌ای در سواد توده‌ی مردم رخ داده است. رشد تولید و انتشار کتاب در قرن نوزدهم و بیستم پدیده‌ی لازمه‌ی آن یعنی امکان دسترسی به متون را در پی داشته است.

شمارگان بسیار زیاد قرآن‌های چاپی، که اغلب تحت حمایت مالی مؤسسات حکومتی مربوط به امور دینی منتشر می‌شوند، قرآن را در دسترس بخش عمده‌ای از اهالی جهان اسلام قرار داده است. ترجمه‌های متعدد تقریباً به همه‌ی زبان‌های جهان تعالیم قرآنی را به‌طور مستقیم و بدون وساطت عالمان دینی در اختیار افراد گذاشته است. این ترجمه‌ها، اگرچه از جایگاه اصل عربی قرآن برخوردار نیستند، این امکان را ایجاد کرده‌اند که در مقایسه با گذشته عده‌ی بیشتری از مسلمانان قادر به بهره‌مندی از معانی قرآن باشند. یکی از عرصه‌هایی که تحولات در میزان سواد و دسترسی به متون موجب دگرگونی‌هایی اساسی شده عرصه‌ی زنان است. در حال حاضر، تعداد زنان مسلمان که در دوره‌ی متوسطه و بالاتر از آن تحصیل می‌کنند بسیار بیشتر از نسل‌های پیشین است. این زنان تحصیل‌کرده قرآن می‌خوانند و در صفحات قرآن راهکارهایی برای نوسازی دینی و اجتماعی می‌یابند و عوامل زمینه‌ساز تحقق این دگرگونی‌ها را پدید می‌آورند.

نسخه‌های سهل‌الوصول چاپی تنها یک جنبه از امکان دسترسی به متن قرآن در دوره‌ی معاصر است. پخش رادیویی و تلویزیونی تلاوت قرآن به امری رایج بدل شده است و نوارهای کاست و لوح‌های فشرده‌ی صوتی از تلاوت‌های مشهورترین قاریان قرآن در هر شهری که مسلمانان زیادی در آن زندگی می‌کنند ـ چه در خاورمیانه چه در آسیا و چه در آمریکای شمالی ـ  قابل تهیه است. قرآن در اینترنت نیز قابل دسترسی است. هزاران وب‌سایت حاوی متن عربی و ترجمه‌های مختلف قرآن به زبان‌های اروپایی، آسیایی و آفریقایی است و در کنار آن، تلاوت همه یا بخشی از قرآن و صفحات بی‌شماری در معرفی قرآن و توضیح و تفسیر آیات آن در اختیار مراجعه‌کنندگان است. برخی نسخه‌ها از طریق واژه‌ یا شماره‌ی سوره و آیه قابلیت جستجو دارد. گفتنی است بخشی از کار ویراستاران در بازبینی استنادات قرآنی این دایرةالمعارف به کمک متن قابل‌جستجوی وب‌محور انجام گرفته است.

 

تدوین دایرةالمعارف قرآن

نخستین گام تدوین دایرةالمعارف قرآن ملاقات من با پری بیرمن، سرویراستار ارشد انتشارات بریل، در لیدن در 1993 برای امکان‌ انجام این پروژه بود. خیلی زود چهار محقق طراز اول یعنی وداد قاضی، کلود ژیلیو، ویلیام گراهام و اندرو ریپین موافقت خود را برای عضویت در گروه ویراستاری اعلام کردند. تمایل به روشن نگه داشتن مشعل مطالعات قرآنی در آستانه‌ی قرن بیست‌ویکم از یک‌سو و علاقه به تداوم حیات این رشته در هزاره‌ی جدید از دیگرسو انگیزه‌ی اصلی ما را در نخستین گفتگوها تشکیل می‌داد. از آغاز کار دایرةالمعارف قرآن، نگاه ما هم به گذشته بود هم به آینده، و این نگاه دوجانبه به ساختار این دایرةالمعارف سر و شکل می‌داد. عزم من و سایر ویراستاران در طی مسیر برنامه‌ریزی بر آن بود تا اثری مرجع شامل بهترین یافته‌های مطالعات قرآنی پدید آوریم. همچنین قصد داشتیم که دایرةالمعارف قرآن به رونق پژوهش‌های فراوان قرآنی در دهه‌های پیش رو کمک کند. برای دستیابی به این دو هدف تصمیم بر آن شد تا از دایرةالمعارفی متعارف با ترتیب الفبایی فراتر برویم و مقاله‌هایی طولانی‌تر و جامع‌تر به مجموعه بیفزاییم که این مقاله‌ها را می‌توان بیانی فشرده از وضعیت کنونی تأملات و تحقیقات درباره‌ی موضوعات اصلی مطالعات قرآنی دانست. از نگاه ما، ترکیب مدخل‌های متنوع دایرةالمعارفی با مقاله‌های بلند ـ که حاوی رئوس کلی عرصه‌های مهم پژوهشی در حوزه‌ی مطالعات قرآنی‌اند ـ می‌توانست بهترین راه برای تجلیل از دستاوردهای قرن گذشته از یک‌سو و میدان دادن به یافته‌های قرن حاضر از دیگرسو باشد.

بیش از آن‌که این رویکرد گذشته‌نگرانه و آینده‌نگرانه برای تدوین دایرةالمعارف قرآن اهمیت داشت، تمایل به در دسترس قرار دادن فضای مطالعات قرآنی برای طیف گسترده‌ای از محققان دانشگاهی و خوانندگان تحصیل‌کرده حایز اهمیت بود. رشته‌های مختلف مطالعات ادبی تعداد بی‌شماری فرهنگ، دایرةالمعارف، شرح و فهرست درباره‌ی برخی دوره‌ها‌، سرزمین‌ها، نویسنده‌ها یا کتاب‌های خاص پدید آورده‌اند. همچنین منابع دینی به‌ویژه آثار مرتبط با عهدین موضوع صدها اثر از این قبیل بوده و تألیفات جدید در این حوزه به نحوی روزافزون در حال تدوین است. اما مطالعات قرآنی وضعیتی کاملاً متضاد با این رشته‌ها دارد. تعداد آثار مرجع قرآنی به زبان‌های اروپایی بسیار اندک است؛ بیشتر اطلاعات قابل دسترسی محدود، ناقص یا نهفته در منابعی است که دشوار می‌توان به آن‌ها اعتماد کرد.

بی‌شک محققان مسلط به زبان عربی کهن خودشان می‌توانند از هزاران معجم و فرهنگ و شرح به زبان عربی بهره‌مند شوند، اما افراد فاقد این مهارت بهره‌ی بسیار اندکی خواهند داشت. آخرین فرهنگ انگلیسی شامل عربی قرآنی در 1873 منتشر شد؛ همچنین تنها کشف‌الآیات رایج انگلیسی منطبق بر ترجمه‌ی قرآنی است که نظام شمارش آیات آن مربوط به قرن نوزدهم است و امروزه به‌ندرت در قرآن‌های چاپی به‌کار می‌رود. بنابراین، محققان انگلیسی‌زبان رشته‌های غیر از مطالعات اسلامی در تلاش برای جستجوی مطلبی درباره‌ی قرآن چه برای اهداف پژوهشی خودشان چه برای معرفی به دانشجویان تقریباً ناکام می‌مانند. برای رفع همین نیاز بود که من و سایر ویراستاران تصمیم گرفتیم تا مدخل‌های این دایرةالمعارف را به زبان انگلیسی بیاوریم. همکاران ما در رشته‌ی مطالعات اسلامی تصدیق خواهند کرد که اتخاذ چنین تصمیمی هم دشوار بود و هم قابل مناقشه. در دایرةالمعارف اسلام، که مدتهاست پرمراجعه‌‌ترین کتاب مرجع در این رشته است، عناوین مدخل‌ها به‌صورت عربی آوانگاری‌شده آمده‌اند، و از آن پس، این کار به قاعده‌ای علمی بدل شده است. در این نظام مدخل‌نویسی دقتی هست که در نظام انگلیسی‌زبان وجود ندارد. ذکر یک مثال برای روشن شدن موضوع کافی است: واژه‌ی «prayer» معادلی دقیق در زبان عربی ندارد. «صلاة» به عبادتی رسمی اشاره دارد که مسلمانان مقید روزی پنج بار آن را به جا می‌آورند؛ «دعاء» بر عبادتی کمتر رسمی و بینابینی دلالت دارد؛ «ذکر» واژه‌ای است که برای طیف وسیعی از اعمال صوفیان به‌کار می‌رود؛ همچنین در عربی قدیم و جدید واژه‌های مرتبط دیگری نیز کاربرد دارد. در دایرةالمعارف اسلام سه مدخل جداگانه برای این سه واژه‌ی عربی در نظر گرفته شده است، اما از مدخلی با عنوان «prayer» خبری نیست. در نتیجه، برای محقق ناآشنا به زبان عربی یا دانشجویی که می‌خواهد چیزی درباره‌ی این موضوع عمومی‌تر به‌دست آورد استفاده از دایرةالمعارف اسلام دشوار خواهد بود، اما در مراجعه به دایرةالمعارف قرآن چنین معضلی نخواهد داشت.

دیگر تصمیم بحث‌انگیز مربوط به محدوده‌ی شمول این دایرةالمعارف بود. قرآن به‌عنوان بخشی مهم از ادبیات جهان و مهم‌ترین متن مقدس یکی از ادیان بزرگ جهان متون تفسیری بسیاری پدید آورده است. چنان‌که پیش‌تر ذکر کردم، تفاسیر چندجلدی قرآن تقریباً در همه‌ی نسل‌های عالمان مسلمان تألیف شده‌اند و با این‌که بیشتر آن‌ها به زبان عربی است، زبان‌های دیگر کشورهای اسلامی نیز در آن‌ها دیده می‌شود. رواج و محبوبیت همیشگی این گونه‌ی ادبی، چه در آثار قدیم و چه در آثار جدید، از انتشار و فروش مستمر آن‌ها نمایان است. آثار مفسران مشهور قدیم نظیر طبری، زمخشری، ابن‌کثیر و سیوطی در کنار آثار معیار معاصر همچون تفاسیر مودودی، سید قطب و طباطبایی در قفسه‌های هر کتابخانه‌ی مناسبی در جهان اسلام یافت می‌شوند.

حال باید به این سؤال پاسخ داده می‌شد که این کتاب باید یک دایرةالمعارف قرآن باشد یا یک دایرةالمعارف قرآن و تفسیر؟ مسلماً مرز مشخصی بین این دو مقوله نیست. تقریباً هر مقاله‌ی این دایرةالمعارف به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر متون تفسیری استوار است. با وجود این، محدودیت‌های پروژه ایجاب می‌کرد که تمرکز کار بر خود قرآن باشد. بر این اساس، خوانندگان دایرةالمعارف قرآن مقاله‌ای مستقل درباره‌ی طبری یا فخررازی نمی‌یابند، در حالی‌که ارجاعات مکرری به آثار این مفسران خواهند دید و جلد ضمیمه‌ی دایرةالمعارف قرآن به خوانندگان امکان می‌دهد تا این ارجاعات را در همه‌ی مجلدات آن بیابند. این تصمیم نیز انتخابی دشوار در کار ویراستاری بود و چنانچه این دایرةالمعارف در نهایت ویرایش دوم و کامل‌تری داشته باشد، امیدوارم که این نکته در آن مورد توجه قرار گیرد.

من و سایر ویراستاران علاوه‌بر این‌که می‌خواستیم اثری مرجع را در دسترس طیف وسیعی از محققان و دانشجویان رشته‌های مختلف علوم انسانی و اجتماعی قرار دهیم، قصد داشتیم تا تحقیقاتی دقیق و آکادمیک درباره‌ی قرآن را که برخاسته از منظرها و پیش‌فرض‌هایی متنوع باشد در این اثر بگنجانیم. واژه‌های کلیدی در این جمله‌ی اخیر عبارتند از «دقیق» و «آکادمیک». همان‌طور که گفتم، نمی‌توان از یک سنت واحد آکادمیک قرآن‌پژوهی سخن گفت. چندین قرن قرآن‌پژوهی مسلمانان مسیری را در طول تاریخ ترسیم می‌کند که با مسیر قرآن‌پژوهی غربی همپوشانی دارد. این دو مقوله، ضمن این‌که ممکن است از دقت کافی برخوردار نباشند، دارای رهیافتی واحد و یکپارچه یا روشی یگانه و قطعی نیز نیستند. هم درون هر یک از دو سنت قرآن‌پژوهی اسلامی و غربی و هم بین آن‌ها نزاع‌هایی شدید و بحث‌برانگیز می‌توان یافت. این دو سنت هم از لحاظ جغرافیایی و هم از حیث فکری به‌نحو فزاینده‌ای با یکدیگر تداخل پیدا کرده‌اند. با رشد سریع جمعیت مسلمانان در اروپا، آمریکای شمالی و سایر مناطق جهان تقابل ناهنجار «اسلامی‌ـ غربی» کم‌رنگ‌تر از پیش شده است. بین‌المللی‌ کردن پژوهش‌ها و فعالیت‌های دانشگاهی بر تسریع این روند اثر گذاشته است. چنان‌که پیش‌تر ذکر شد، محققان مسلمان و غیرمسلمان در همایش‌های مربوط به قرآن، چه در لیدن باشد چه در لاهور، به‌راحتی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. نشریات آکادمیک کمتر از نسل‌های گذشته تفکیک شده‌اند و تعداد محققان مسلمان که در مؤسسات اروپایی‌ـ آمریکایی به مدارج عالی در رشته‌های مطالعات اسلامی دست می‌یابند به‌نحو تصاعدی افزایش یافته است. منظر علمی دیگر چندان با هویت دینی مرتبط نیست و پژوهش‌های درخشان در این جوّ سرشار از تکثر به حیات خود ادامه می‌دهد. ویراستاران دایرةالمعارف قرآن کوشیده‌اند تا این تکثر را در تمام صفحات این اثر جاری سازند و انتظار دارند تا این دایرةالمعارف وسیع‌ترین طیف ممکن از تحقیقات دقیق و آکادمیک درباره‌ی قرآن را عرضه کند.

 

استفاده از دایرةالمعارف قرآن

مدخل‌های دایرةالمعارف قرآن، که به ترتیب متعارف الفبایی تنظیم شده‌اند، بر دو دسته‌اند. دسته‌ی نخست که عمده‌ی مدخل‌ها را دربرمی‌گیرد شامل مقالاتی با حجم‌های متفاوت درباره‌ی شخصیت‌ها، مفاهیم، مکان‌ها، ارزش‌ها، کارها و رویدادهایی مهم‌ است که یا در قرآن یافت می‌شوند یا ارتباطی نزدیک با آن دارند. مثلاً مدخل «ابراهیم» به شخصیتی که در متن قرآن آمده است می‌پردازد و مدخل «ادبیات فارسی و قرآن» از ارتباط ادبی منابع فارسی با قرآن بحث می‌کند. دسته‌ی دوم شامل مقاله‌هایی بلند است که به بررسی موضوعات مهم در رشته‌ی مطالعات قرآنی می‌پردازند. مثلاً در مدخل «هنر و معماری» و «گاه‌شماری و قرآن» از نویسندگان خواسته شده‌ است تا به بررسی وضعیت گذشته و حال مسأله‌ی مورد نظر بپردازند.

  چنان‌که در بالا ذکر شد، تصمیم بر استفاده از مدخل‌های انگلیسی در دایرةالمعارف قرآن مزایا و معایبی دارد. این کار از یک‌سو مقاله‌ها را در دسترس محققان بیشتری در حوزه‌های مرتبط قرار خواهد داد، اما از دیگرسو بسیاری از متخصصان زبان عربی و مطالعات اسلامی را از دستیابی به زبان اصلی و صورت آوانگاری‌شده‌ی اصطلاحات محروم خواهد کرد. برای رفع این مشکل، علاوه‌بر این‌که در متن مقاله‌ها صورت آوانگاری‌شده‌ی اصطلاحات عربی در کنار واژه‌های معادل انگلیسی آن‌ها ذکر شده، در جلد پایانی نیز فهرستی جامع و مفصل از واژه‌های عربی همراه با نشانی جاهای ذکر آن‌ها در مجلدات پنج‌گانه آمده است، تا از این طریق دقت مورد نظر متخصصان این حوزه نیز تا حدودی تأمین شود.

در طراحی فهرست مدخل‌ها تصمیم‌گیری درباره‌ی انتخاب واژه‌ای انگلیسی به‌هیچ‌وجه نمی‌توانست کار ساده‌ای باشد. به‌طور کلی، سیاست ویراستاری ما پیروی از کاربرد رایج زبان انگلیسی بر اساس  فرهنگ‌های معاصر و آثار مرجع عمومی بود. چنانچه یک نام خاص قرآنی معادلی صریح و واضح در زبان انگلیسی داشت (نظیر Adam and Eve)، از همان استفاده می‌شد، و اگر چنین معادلی وجود نداشت (نظیر Dhå l-Kifl)، صورت آوانگاری‌شده‌ی عربی آن به‌کار می‌رفت.

هدف از تدوین دایرةالمعارف قرآن هم عرضه و هم ارتقای نگرش محققانه به قرآن بود و از این رو، از همه‌ی نویسندگان خواسته شد تا از همه‌ی منابع مربوط و مورد انتظار در مقاله‌ها بهره بگیرند. بخش منابع هر مقاله مدخلی مفید برای مطالعه‌ی بیشتر درباره‌ی هر یک از موضوعات است. به‌علاوه، ارجاع به منابع اصلی و فرعی در متن مقاله‌ها کمک زیادی به محققان رشته‌ی مطالعات اسلامی خواهد کرد تا پژوهش‌های مفصل‌تری درباره‌ی موضوعات مطرح‌شده در این اثر انجام دهند. در ارجاع به قرآن، به‌خلاف روش رایج میان مسلمانان که معمولاً از نام سوره و شماره‌ی آیه استفاده می‌کنند (مثلاً کهف: 37)، برای مراعات و تسهیل کار افراد ناآشنا با نام‌های سوره‌ها، روش متداول در نوشته‌های غربی یعنی ذکر شماره‌ی سوره و آیه به‌ کار رفته است (مثلاً 18: 37). شماره‌ی آیات بر اساس نسخه‌ی 1924 قاهره است که در حال حاضر نسخه‌ی معیار به حساب می‌آید. بیشتر ترجمه‌های رایج انگلیسی قرآن از  این شماره‌گذاری پیروی می‌کنند. یکی از استثنا‌های مهم ترجمه‌ی آرتور آربری است؛ این ترجمه مطابق با شماره‌گذاری نسخه‌ی گوستاو وایل (1834) است که با نسخه‌ی قاهره در چندین آیه یک شماره اختلاف دارد.

اگرچه همه‌ی تلاش‌ها مصروف این شد تا ارجاعات قرآنی در مقاله‌های دایرةالمعارف قرآن همگی دقیق و صحیح باشند، در شیوه‌نامه‌ی پروژه استفاده از هیچ ترجمه‌ی خاصی اجبار نشد. نویسندگان مختار بودند که یا از ترجمه‌ای مناسب و قابل دسترسی استفاده کنند یا خودشان آیات مورد استفاده را به انگلیسی برگردانند. همچنین در استناد به منابع کهن عربی از جمله تفاسیر قرآن و جوامع حدیثی هیچ راهی برای تضمین یکسان‌سازی مطلق منابع وجود نداشت. در شیوه‌نامه‌ی دایرةالمعارف قرآن یا «راهنمای نویسندگان» فهرستی از چاپ‌های مرجّح برخی از این آثار معرفی شده بود، اما معلوم نبود که این نسخه‌ها همان نسخه‌های موجود در دانشگاه‌ها یا کتابخانه‌های شخصی برخی نویسندگان بوده و در دسترس آنان قرار داشته باشد. اگرچه من نیز مایل بودم تا امکان یکسان‌سازی همه‌ی این منابع فراهم آید، زمان مورد نیاز برای این کار انتشار اثر را به‌نحو چشمگیری به تعویق می‌انداخت.

با این‌که ممکن است گفته‌ی من تکراری به نظر بیاید، مایلم تأکید کنم که دایرةالمعارف قرآن تلاشی ابتدایی است. ویراستاران دایرةالمعارف قرآن از زمان آغاز به کار این پروژه‌ی علمی می‌دانستند که هرگز نمی‌توانند ادعا کنند که این ویرایش نخست اثری تمام‌وکمال و بی‌نقص بوده است. بسیاری از خوانندگان و منتقدان موضوعات و مضامینی دیگر را پیشنهاد خواهند داد که هم ویراستاران و هم ناشر از آن‌ها استقبال خواهند کرد. چنانچه دایرةالمعارف قرآن اهداف کسانی را که متولی انتشار آن بوده‌اند برآورده سازد، سرانجام نسخه‌ی کامل‌تر دیگری بر مبنای این پیشنهادها عرضه خواهد شد.

 

توضیح پایانی

در پایان به موضوعی می‌پردازم که ممکن است از قلم سرویراستار یک مجموعه عجیب به نظر بیاید. (اما همین موضوع شاید شکلی دیگر از «پژوهش‌های تثبیت‌یافته» باشد که در دو دهه‌ی اخیر بسیار رواج یافته است.) این موضوع عبارت است از ظرفیت این پروژه برای جدل و مناظره. از زمان پذیرش مسئولیت تدوین دایرةالمعارف قرآن، چندین بار با این پرسش روزنامه‌نگاران، همکاران و آشنایان مواجه شدم که آیا در انجام این کار احساس ناراحتی یا خطر نمی‌کنم. پاسخ من همواره «نه» بوده و معمولاً در ادامه تأسف خورده‌ام که ارائه‌ی مکرر تصویر غلط از احساسات مسلمانان به‌گونه‌ای بوده که چنین پرسش‌هایی برانگیخته است. پژوهش درباره‌ی متنی که میلیون‌ها نفر آن را مقدس می‌شمارند کاری خطیر است. برخی مسلمانان جداً معتقدند که هیچ غیرمسلمانی حتی نباید قرآن را لمس کند، چه رسد به این‌که آن را بخواند و درباره‌اش اظهارنظر کند. اما بیشتر مسلمانان چنین اعتقادی ندارند. عده‌ای بر آنند که تحقیقات قرآنی غیرمسلمانان بی‌ربط یا ذاتاً ناقص و نادرست است، اما پاره‌ای دیگر از مشارکت محققان غیرمسلمان در این رشته استقبال می‌کنند.

   در مقابل، گروهی از محققان غیرمسلمان کوشیده‌اند تا درباره‌ی قرآن به‌گونه‌ای بنویسند که حاوی توهین مستقیم به احساسات اعتقادی مسلمانان نباشد. تصور گروهی دیگر آن بوده است که این قبیل ملاحظات در قلمرو گفتمان آکادمیک جایی ندارد. در دو سوی مرز، هم شخصیت‌ها هم گرایش‌های ایدئولوژیک و هم کارهای پژوهشی متفاوتند. من عمداً از تنوع روش‌ها و دیدگاه‌ها در سرتاسر دایرةالمعارف قرآن استقبال کردم، اما کاملاً به این نکته واقف بودم که همه‌ی محققان مسلمان و غیرمسلمان با این رویکرد موافق نیستند. برخی همکاران مسلمان به سبب این‌که همکاری با دایرةالمعارف قرآن شاید موجب به خطر افتادن صداقت و شرافت علمی‌شان شود ترجیح دادند وارد این پروژه نشوند. برخی همکاران غیرمسلمان نیز دقیقاً به همین دلیل از همکاری با ما سر باز زدند. با وجود این، افراد بسیاری از این قاعده مستثنا بودند. بیشتر محققانی که دعوت به همکاری شدند مشتاقانه و با روی باز در این کار مشارکت کردند و خرسند بودند از این‌که ظهور اثری مرجع را که نشان‌دهنده‌ی تحولات مستمر رشته‌ی مطالعات قرآنی است خواهند دید. آرزوی خالصانه‌ی من و سایر ویراستاران آن است که دایرةالمعارف قرآن چنین اثری باشد.

 

 

جین دمن مک‌اولیف / مهرداد عباسی

   دانلود : د. قرآن--ج1.pdf           حجم فایل 680 KB