صفحه اصلي
نقشه سايت
تماس با ما
 
   

 

زردشت در منابع اسلامی

[منتشرشده در جلد بیست‌ویکم دانشنامه جهان اسلام (با اندکی تفاوت)]

 

محققان درباره ریشه‌شناسی و معنای نام زردشت اتفاق‌نظر ندارند. اما مسلم است که زردشت خود را در گاتاها «زَرَ‌تهُشتَرَ» (احتمالاً به ‌معنای «دارنده شتران پیر») خوانده و نام او به همین شکل در سراسر اوستا ظاهر شده است. در پژوهشهای جدید، محققان درباره کاربرد نام زردشت در زبانهای اوستایی، پهلوی، سغدی، یونانی و ارمنی و نظایر اینها بحث کرده‌اند و تطور تاریخی این واژه را به‌دقت به دست داده‌اند (برای چکیده‌ای از این بحثها د. ایرانیکا، ذیل ماده، بخشهای اول و دوم). در منابع اسلامی، این نام ، علاوه بر «زَردُشت»، اغلب به‌صورت «زَرادشت» و گاه «زَردهُشت» آمده است. در متون فارسی، به‌ویژه در دوره معاصر، صورت «زرتشت» رایج‌تر است.

در قرآن ذکری از زردشت نیست. بنابراین، در متون تفسیری نیز مطلب چندانی درباره زردشت یافت نمی‌شود. تنها در سخن از مصادیق اهل‌کتاب ذیل آیات مربوط بحثهایی اندک درباره ارزیابی نبوت و تعالیم زردشت و جایگاه پیروان او مطرح شده است. در متون حدیثی نیز در پیوند با همین موضوعات مطالبی مختصر ذکر شده ‌است. اما عمده اطلاعات تفصیلی درباره سرگذشت زردشت را باید در متون تاریخی مسلمانان و پاره‌ای از آثار ملل‌ونحل اسلامی جستجو کرد. از زردشت در متون سریانی، در پیوند با تفسیر بخشی از انجیل متی (2: 1 به بعد) که به گروهی از مجوسیان اشاره دارد، یاد شده است (برای مروری بر موارد یادکرد زردشت در متون سریانی گاتهایل، ص24-32).

در منابع اسلامی، نسب زردشت را با سیزده واسطه به منوچهر پادشاه رسانده‌اند (طبری، ج1، ص564؛ مسعودی، مروج، ج1، ص270) و نوشته‌اند که زردشت 583 سال پس از منوچهر (مسعودی، مروج، ج1، ص323) و 258 سال (مسعودی، مروج، ج2، ص415؛ ابوریحان بیرونی، ص14) یا حدود 300 سال (مسعودی، تنبیه، ص98) پیش از اسکندر زندگی می‌کرد. پدرش را پورشسب از آذربایجان و مادرش را دغدویه از ری (شهرستانی، ج1، ص236) معرفی کرده‌اند و نام مشهورترش را زردشت پسر اسپیتمان گفته‌اند (مسعودی، مروج، ج1، ص270).‌شهرستانی (ج1، ص237) روایتی اسطوره‌ای از نحوه خلقت زردشت، به‌نقل از زردشتیان، به‌دست داده‌ است (برای تحلیل تاریخی‌ـ‌کلامی بخشهای مختلف این روایت کرون، ص212-215، 248-249، 369-370).

زردشت را اهل آذربایجان (مسعودی، مروج، ج1، ص270؛ حمزه اصفهانی، ص31) و به‌اختلاف از منطقه ارومیه (بلاذری، ص462؛ ابن‌خرداذبه، ص119؛ ابن‌فقیه، ص285، 286)، مغان (گردیزی، ص51؛ ثعالبی، ص257) یا شیز (یاقوت حموی، ج3، ص354) معرفی کرده‌اند. اما بر اساس روایتی متفاوت از ابن‌کلبی (متوفی 204)، که طبری (ج1، ص540) و دیگران (ثعالبی، ص256-257؛ ابن‌اثیر، ج1، ص258؛ ابن‌خلدون، ج2، ص189-190) آورده‌اند، زردشت اهل فلسطین و از نزدیکان ارمیای نبی بود که به سبب خیانت به این پیامبر و نفرین او دچار پیسی شد و سپس به آذربایجان رفت. چون از یک‌سو ابن‌کلبی این روایت را به «گروهی از علمای اهل‌کتاب» مستند کرده، و از دیگر سو می‌‌دانیم که در برخی منابع سریانی، زردشت همان باروخ، کاتب ارمیا، معرفی شده است ( گاتهایل، ص29-31)، بعید نیست که این روایت اخیر با متون سریانی ارتباطی داشته باشد.

مورخان مسلمان عموماً سخن از زردشت را به‌مناسبت بیان حوادث ایام پادشاهی گشتاسب پیش کشیده‌اند. خلاصه‌ای از مهم‌ترین اطلاعات منابع تاریخی اسلامی درباره زردشت و دعوت او از این قرار است: در سال سی‌ام پادشاهی گشتاسب، زردشت به بلخ رفت و او را به دین مجوس دعوت کرد. گشتاسب ـ که پیش‌تر بر دین صابئین بود ـ به زردشت ایمان آورد و مردم را نیز به پذیرش دین او وادار کرد، چنانکه در این راه عده زیادی را کشت (طبری، ج1، ص540؛ ابن‌اثیر، ج1، ص260؛ ابن‌خلدون، ج2، ص190). زردشت بر اساس علم به احوال ستارگان گشتاسب را متقاعد کرد تا صلح با پادشاه ترک را نقض کند و با ترکان وارد جنگ شود. در نهایت، جنگ شدیدی درگرفت و ترکان شکست سختی خوردند و جایگاه و شأن زردشت نزد ایرانیان ارتقا یافت (ابن‌اثیر، ج1، ص273-274). اسفندیار پسر گشتاسب در تقویت و تثبیت دین زردشت بسیار کوشید، تا جایی‌که در این راه با رستم ـ عامل پدرش در سیستان و خراسان ـ جنگید و کشته شد (ابوحنیفه دینوری، ص25-26؛ ثعالبی، ص258؛ گردیزی، ص51-52). زردشت پس از اینکه پایه‌های دینش را به کمک گشتاسب و اسفندیار محکم کرد، به سرزمینهای دیگر رفت و به دعوتش ادامه داد. در نهایـت، زردشت در سن هفتادوهفت سالگی و درحالی‌که سی‌وپنج سال از ادعای نبوتش می‌گذشت، به‌دست مردی به‌نام براتروکرش در شهر فسا به قتل رسید. گشتاسب از قتل زردشت بسیار خشمگین شد و قاتل او و هزاران تن دیگر را کشت و پس از او به گسترش دینش کمک کرد، چنانکه جاماسب را به جانشینی او و ریاست موبدان گماشت (مسعودی، مروج، ج1، ص271-272؛ ثعالبی، ص261-262؛ گردیزی، ص51-52).

درباره شرح‌حال زردشت اطلاعاتی گاه متعارض با گزارش منابع تاریخی در برخی منابع دیگر یافت می‌شود. شهرستانی سن زردشت را به‌هنگام نبوت سی سال و به‌هنگام رفتن به سوی گشتاسب چهل سال گفته است (به‌ترتیب ج1، ص237، 241)، که با اطلاعات متون تاریخی درباره مدت نبوت و سن وفات زردشت سازگار نیست. به‌علاوه، در کشاکش نزاع‌های فرقه‌ای مسلمانان در نخستین سده‌های اسلامی، بنا بر نقلی، اسحاق ترک، از داعیان ابومسلم خراسانی، ادعا می‌کرد که ابومسلم پیامبر و فرستاده‌ای از سوی زردشت بوده و زردشت تا آن زمان همچنان زنده بوده است (ابن‌ندیم، ج2/1، ص421) و در مقابل، بنا بر روایتی شیعی، مجوس زردشت را از شهر اخراج کردند و درندگان بیابان او را خوردند (طبرسی، ج2، ص91؛ مجلسی، ج14، ص462).

درباره کتاب زردشت مطالب متنوعی در منابع اسلامی آمده و از این کتاب به صورتهای مختلفی چون اَبستا (حمزه اصفهانی، ص11)، اَبستاق (مسعودی، تنبیه، ص91)، اَستا (گردیزی، ص51)، اَشتا (ابن‌اثیر، ج1، ص259) و بَستاه (مسعودی، مروج، ج1، ص270) یاد شده است (اوستا*). در بیشتر منابع آورده‌اند که پس از اینکه گشتاسب دین زردشت را پذیرفت، اوستا را بر پوست دوازده هزار گاو نوشتند، آن را در محلی در اصطخر قرار دادند، هیربدان را بر آن گماشتند و تعلیم آن را به عامه مردم ممنوع کردند (طبری، ج1، ص561؛ گردیزی، ص51؛ ابن‌اثیر، ج1، ص260). در خبری متفاوت درباره مواجهه با این کتاب آمده است که زردشت از آذربایجان به سرزمین‌های مختلف فارس، هند، چین، ترک و فرغانه رفت اما پادشاهان و مردمان این سرزمین‌ها کتاب او را نفهمیدند و نپذیرفتند و حتی خواستند او را بکشند. زردشت در نهایت نزد گشتاسب رفت و او هم به مدت یکسال زندانی‌اش کرد. اما در نهایت، گشتاسب زرتشت را احضار کرد و دین و کتاب او را پذیرفت (ابن‌اثیر، ج1، ص258-259). ازجمله اخبار مرتبط با آموخته‌ها و نوشته‌های زردشت این خبر است که در زمان گشتاسب، پیامبری از بنی‌اسرائیل به بلخ آمد که همراه با زرتشت و جاماسب گرد هم می‌آمدند و زرتشت آنچه را او به عبری می‌گفت، احتمالاً به‌کمک جاماسب، به فارسی می‌نوشت (طبری، ج1، ص564؛ ابن‌اثیر، ج1، ص275؛ ابن‌خلدون، ج2، ص190).

در پاره‌ای از متون روایی شیعه، اطلاعاتی درباره کتاب زردشت هست که با گزارش تاریخ‌نویسان تفاوت دارد. بنا بر روایتی از امام صادق علیه‌السلام، مجوس پیامبرشان را کشتند و کتابش را سوزاندند (کلینی، ج3، ص567-568؛ مجلسی، ج14، ص463). در برخی دیگر از متون روایی، نام کتاب زردشت ـ که در اینجا نیز همچون متون تاریخی گفته می‌شود که در دوازده هزار پوست گاو قرار داشته ـ «جاماسب» معرفی شده است (ابن‌بابویه، فقیه، ج2، ص53-54؛ مجلسی، ج14، ص463).

برخی مورخان مسلمان گزارشی از صورت و محتوای کتاب زردشت به دست داده‌اند. به‌نوشته مسعودی (تنبیه، ص91-92؛ مروج، ج1، ص270-271)، اوستا ـ که در میان عامه مردم به «زمزمه» معروف بود ـ  شامل بیست‌ویک سوره و هر سوره شامل دویست برگ است و خط آن (دین دبیره) را زردشت ایجاد کرد. چون مردم در فهم این کتاب درماندند، زردشت تفسیری بر اوستا (زند) و تفسیری بر آن تفسیر (پازند) نوشت. زردشت خط دیگری (کشن دبیره) نیز ایجاد کرد که تعداد حروف آن از حروف همه خطها در آن دوره بیشتر بود (نیز ابن‌ندیم، ج1/1، ص31، که می‌گوید با ظهور زردشت و کتابش به زبانهای مختلف خط و کتابت در میان مردم گسترش یافت). گفته‌اند که اوستا شامل وعد و وعید، امر و نهی، شریعت و عبادات (مسعودی، مروج، ج1، ص271) یا حاوی تسبیح و تمجید خدا، اخبار گذشته و آینده، و فرایض و احکام (ثعالبی، ص257) است. همچنین آورده‌اند که در کتاب زردشت ریاضیات، نجوم، طب و تاریخ وجود داشت (ابن‌اثیر، ج1، ص259) یا اینکه هزار تا از آن دوازده هزار پوست گاو درباره طب بود (ابن‌ابی‌اصیبعه، ص18؛ برای تفصیل بیشتر اوستا*).

در میان ملل‌ونحل‌نویسان شاید مفصل‌ترین و دقیق‌ترین گزارش از عقاید زردشت و مضامین کتاب او را شهرستانی (ج1، ص237-239) ذیل عنوان «الزردشتیه» آورده است. به‌نوشته او، دین زردشت عبادت خدا، کفر به شیطان، امر به معروف و نهی از منکر، و پرهیز از آلودگیهاست، و زردشت معتقد بود که نور و ظلمت یا یزدان و اهریمن دو اصل متضاد و مبدأ موجودات عالم‌اند و همه ترکیبات از امتزاج آنها پدید می‌آیند. شهرستانی (ج1، ص239-240) همچنین از گفتگوهای بی‌واسطه زردشت با معبودش اُهرمزد درباره خلقت عالم گزارشی مفصل داده است (نیز همو، ج1، ص241-244).

یکی از مهم‌ترین مسئله‌ها درباره زردشت در منابع اسلامی بحث درباره صدق نبوت اوست. گفته‌اند که زردشت معجزات شگفت‌انگیزی عرضه کرد و از غیب خبر داد (مسعودی، مروج، ج1، ص270)، و گشتاسب با دیدن نشانه‌های نبوت به زردشت ایمان آورد و همه علمای آن روزگار به برتری علمی ا‌و شهادت دادند (شهرستانی، ج1، ص241). اما در برخی منابع، پس از نقل معجزاتی که مجوس به زردشت نسبت داده‌اند، نظیر بازی با آتش و شفای نابینا، معجزه بودن این کارها و شاهد بودن آنها بر صدق نبوت مردود شمرده شده‌اند ( شهرستانی، ج1، ص238؛ ابن‌اثیر، ج1، ص259). مثلاً در نقد یکی از این معجزات گفته‌اند که زردشت آنگاه که طلای گداخته را ـ به نشانه نبوت ـ روی سینه‌اش می‌ریخته، چه‌بسا از دارویی استفاده ‌کرده که مانع احتراق بدن او ‌شده است (قطب راوندی، ج3، ص1035؛ آلوسی، ذیل نساء: 23، ج4، ص252). گاهی نیز زردشت را به‌صراحت متنبی و کذاب دانسته‌اند و ادعای مجوس درباره نشانه‌های نبوت او را خرافات شمرده‌اند (جصاص، 1415، ذیل بقره: 221، ج2، ص412؛ همو، 1405، ج3، ص45؛ آلوسی، همانجا). در مقابل، در برخی متون امامیه و اسماعیلیه به پیامبری زردشت تصریح شده ( ابوحاتم رازی، ص152، 158-159؛ مجلسی، ج14، ص262-263)، هرچند در روایتی دیگر، ظاهراً امام رضا علیه‌السلام زردشتیان را به‌سبب پیروی از زردشت توبیخ کرده است ( ابن‌بابویه، 1404، ج2، ص150). واضح است که دیدگاه مفسران و فقیهان مسلمان درباره نبوت زردشت در موضع‌گیری آنان درباره اهل‌کتاب بودن پیروان او نیز مؤثر است. بنابراین، عجیب نیست که در متون فقهی و تفسیری در بحثهای مربوط به دریافت جزیه از اهل‌کتاب و ازدواج با آنان، و به‌طورخاص درباره زردشتیان، بحث از نبوت زردشت نیز پیش کشیده ‌شود (برای متون اهل‌سنت جصاص، 1415، ذیل بقره: 221، ج2، ص412؛ ابن‌عطیه، ذیل توبه: 29، ج3، ص22؛ ابوحیان اندلسی، ذیل بقره: 221، ج2، ص173-174؛ و برای متون شیعی کلینی، ج3، ص567-568؛ طوسی، ج4، ص113، ج6، ص158-159؛ نجفی، ج21، ص228-229؛ نیز اهل‌کتاب*).

اگرچه در عموم منابع اسلامی واژه مجوس در اشاره به پیروان زردشت به کار می‌رود، باید توجه داشت که بر پایه برخی منابع، دین مجوس را فردی به نام «مجوس»، بسیار پیش‌تر از زردشت، پایه‌گذاری کرد (ازهری، ذیل مجس، ج10، ص601) و زردشت فقط مجدد این دین بود و چیزهایی به آن افزود (زبیدی، ذیل مجس، ج8، ص469)، چنانکه گفته شده «مجوس متقدم» (المجوس الأقدمون) قبل از زردشت می‌زیستند و با ظهور زردشت به او گرویدند (ابوریحان بیرونی، ص318؛ نیز مجوس*).

تصویر زردشت در منابع مختلف اسلامی یکسان نیست. به‌نظر می‌رسد تصویری را که مسعودی و شهرستانی از زردشت و میراث او به دست داده‌اند، در مجموع، بتوان مثبت‌تر از دیگران دانست. در مقابل، تصویر برآمده از گزارش ثعالبی را می‌توان تا حدی منفی و انتقادآمیز تلقی کرد. ثعالبی گویا در بیان این گزارش رویکردی جدلی به موضوع داشته است، چنانکه پس از بیان عقاید و شرایع زردشت در اثنای گزارش، خدا را از اعتقادات و اعمال زردشتیان منزه دانسته و همانجا تصریح کرده که اسلام بهترین، صحیح‌ترین و پاک‌ترین ادیان و پیامبر اسلام بهترین فرستاده خداوند با بهترین وحی است (ص261). رویکردی مشابه را حدود دو قرن پیش از او می‌توان در عبارات جاحظ (متوفی 255) در الحیوان مشاهده کرد. جاحظ ( ج5، ص66-69، ص324-328) هم درباره زردشت و هم درباره پیروان او با لحنی گزنده و تحقیرآمیز سخن می‌گوید و با رویکردی رقابتی می‌کوشد برتری عرب‌ها و دینشان را بر فارس‌ها و دینشان نشان دهد.

در شعر فارسی نیز به زردشت توجه شده است. در شاهنامه تصویر زردشت کاملاً مثبت است. روایت فردوسی از زردشت و ارتباط او با گشتاسب و اسفندیار تا حد زیادی با گزارش‌های منابع تاریخی انطباق دارد. فردوسی حضور زرتشت را به جنگهای ایران و توران (ترکان) ـ که در شاهنامه به‌معنای تقابل نور و نیکی با ظلمت و بدی است ـ پیوند ‌زده است: گشتاسب پس از پذیرش دین زردشت به ترویج و تثبیت آن می‌پردازد؛ شاه توران گشتاسب را به‌سبب گروش به زردشت سرزنش و سپس او را تطمیع و در نهایت تهدید به نابودی می‌کند، اما گشتاسب پس از مشورت با زردشت و بزرگان قومش پسرش اسفندیار را می‌فرستد تا  همه سرزمینها را به دین زرتشت درآورد ( فردوسی، ج1، ص890-897؛ بورگل، ص206-207).

زردشت در شعر حافظ جایگاهی ویژه دارد. گذشته از اینکه آیین زردشت مظهر کمال اخلاقی در اشعار اوست، گفته ‌شده که مراد حافظ از «پیر مغان»، که شخصیت محوری غزلهای او به حساب می‌آید، زردشت است (بورگل، ص207، 209). حافظ پیر مغان را مرشد و حلال مشکلات خود دانسته و خود را مرید، بنده و منت‌پذیر او خوانده است (حافظ، ص55، 110، 113، 123، 258؛ برای مروری کلی بر تصویر زردشت و آیین زردشتی در شعر فارسی بورگل، ص206-210).

 

/ مهرداد عباسی /

منابع

آلوسی، روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، بیروت: دار احیاء التراث العربی، بی‌تا؛

ابن‌ابی‌اصیبعه، عیون الانباء فی طبقات الاطباء، بیروت: دار مکتبه الحیاه، [بی‌تا]؛

ابن‌اثیر؛

ابن‌بابویه، عیون اخبار الرضا، چاپ حسین اعلمی، بیروت 1404/1984؛

همو، کتاب من لایحضره الفقیه، چاپ علی‌اکبر غفاری، قم: انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه، بی‌تا.؛

ابن‌خرداذبه؛

ابن‌خلدون؛

ابن‌عطیه، المحرر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، چاپ عبدالسلام عبدالشافی محمد، بیروت 1413/1993؛

ابن‌فقیه؛

ابن‌ندیم؛

ابوحاتم رازی، کتاب الاصلاح، چاپ حسن مینوچهر و مهدی محقق، تهران 1377ش؛

ابوحنیفه دینوری، الاخبار الطوال، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره 1960؛

ابوحیان اندلسی، تفسیر البحر المحیط، چاپ احمد عادل عبدالموجود و علی محمد معوض، بیروت 1422/2001؛

ابوریحان بیرونی؛

ازهری، تهذیب اللغه، چاپ علی حسن هلالی و محمد علی نجار، قاهره: الدار المصریه للتألیف و الترجمه، بی‌تا.؛

بلاذری (بیروت)؛

ثعالبی، غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم، چاپ ه. زوتنبرگ ، پاریس 1900، چاپ افست تهران 1963؛

جاحظ، الحیوان، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بیروت: المجمع العلمی العربی الاسلامی، بی‌‌تا؛

جصاص، احکام القرآن، چاپ عبدالسلام محمدعلی شاهین، بیروت 1415/1994؛

همو، اصول الفقه المسمی بالفصول فی الاصول، چاپ عجیل جاسم نمشی، بی‌جا، 1405/1985؛

حافظ، دیوان حافظ، چاپ غنی و قزوینی، تهران 1367؛

حمزه اصفهانی، تاریخ سنی ملوک الارض و الانبیاء علیهم الصلوه و السلام، بی‌جا.، بی‌تا؛

زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس، چاپ علی شیری، بیروت 1414/1994؛

شهرستانی، الملل و النحل، چاپ محمد سید کیلانی، بیروت: دارالمعرفه، بی‌تا.؛

طبرسی، الاحتجاج، چاپ محمدباقر خرسان، نجف 1386/1996؛

طبری، تاریخ (بیروت)؛

طوسی، تهذیب الاحکام فی شرح المقنعه، چاپ حسن موسوی خرسان، تهران 1364ش؛

فردوسی، شاهنامه بر پایه چاپ مسکو، چاپ چهارم، تهران: انتشارات هرمس 1387؛

قطب راوندی، الخرائج و الجرائح، چاپ محمدباقر موحد ابطحی، قم 1409؛

کلینی؛

گردیزی، تاریخ گردیزی، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران 1363ش؛

مجلسی؛

مسعودی، التنبیه؛

مسعودی، مروج (بیروت)؛

نجفی، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، چاپ عباس قوچانی، تهران 1362ش؛

یاقوت حموی؛

 

- EIr, s.vv. 'Zoroaster i. The Name' (by Rüdiger Schmitt), 'Zoroaster ii. General Survey' (by W.W. Malandra) Last updated: July 26, 2013, available at: http://www.iranicaonline.org/articles/zoroaster-index;

- J. Christoph Bürgel, 'Zoroastrianism as Viewed in Medieval Islamic Sources', in Jacques Waardenburg (ed.), Muslim Perceptions of Other Religions: A Historical Survey, New York & Oxford 1999, pp. 202-212.

- Patricia Crone, Nativist Prophets in Early Islamic Iran. Rural Revolt and Local Zoroastrianism, Cambridge 2012;

- Richard. J. H. Gottheil, 'References to Zoroaster in Syriac and Arabic Literature', in Classical Studies in Honour of Henry Drisler, New York 1894, pp. 24-51.

 

 

   دانلود : 24-زردشت.pdf           حجم فایل 775 KB