صفحه اصلي
نقشه سايت
تماس با ما
 
   

—►یادداشت‌های پراکنده◄—



برادر خاطرت هست؟

سه شنبه ـ 20 بهمن 1394


«کیوکیو بنگ‌بنگ» شاعرانه‌ای است درخشان از زویا زاکاریان، ترانه‌سرای خوش‌قریحه‌ی قدیمی، و روایتی است هنرمندانه از فضای فکری و فرهنگی جامعه ایرانی پیش و پس از انقلاب پنجاه‌وهفت. زاکاریان، در این ترانه، ضمن بیان سرگذشت عده‌ی زیادی از هم‌نسلانش (که دوره‌ی جوانی آنها مصادف با انقلاب شد و ناگزیر به مهاجرت شدند)، به مقایسه‌ی میان سالهای قبل و بعد از انقلاب پرداخته و تأثیر پدیده انقلاب در فکر و فرهنگ مردم ایران را بازگو کرده است، پدیده‌ای که هم بر زندگی نسل پابه‌سن‌گذاشته‌ی امروز اثر گذاشت و هم سرنوشت فرزندان آنها را ـ که در کشوری غیر از سرزمین مادری‌شان متولد شدند ـ دگرگون ساخت. ترانه‌سرا با تعبیر «کیوکیو بنگ‌بنگ » ـ که تلمیحی است به جنگ و خشونت ـ بازی شاعرانه‌ای کرده و آن را در ابتدا و میانه و انتهای ترانه و در سه وضعیت مختلف به یاد شنونده ‌آورده است و از این طریق شاید اشارتی لطیف به «گردش چرخ» دارد. از نکات قابل توجه در این ترانه اشاره به نامها و اصطلاحاتی است که هر یک از آنها برای همه افراد حاضر در روزهای انقلاب یا دست‌کم آشنا با فضای حاکم بر آن دوره نمادهایی کاملاً ملموس و خاطره‌انگیز است: «جیمز دین» و «الویس پریسلی» (مشهورترین ستاره‌های سینما و موسیقی آمریکا در آن زمان و نماد رواج فرهنگ غربی در میان دختران و پسران جوان ایرانی)؛ «گوزنها» (فیلم سیاسی و جنجال‌برانگیز مسعود کیمیایی که در روزهای انقلاب روی پرده‌ی سینما بود)؛ «انگلس» (فیلسوف و نظریه‌پرداز آلمانی و نماد رواج اندیشه‌های مارکسیستی بین دانشجوها)؛ «برادر» و «رفیق» (القاب مورد استفاده‌ی مجاهدین و گروههای چپ از میان جوانان انقلابی) و نظایر اینها. این روزها، شاید گروهی از انقلاب‌کرده‌ها این سؤال ترانه را از همدیگر بپرسند که: «همه شیفته و سرمست/ تو رویا مونده دربست// چه خوابها که ندیدیم/ برادر خاطرت هست؟»
پی‌نوشت‌ها: یکم) هر ترانه‌ای شانس این را ندارد که هم آهنگ و تنظیمی استادانه رویش بگذارند و هم به‌نحوی منحصربه‌فرد اجرایش کنند، اما این ترانه داشته. دوم) این متن را با تفاوتی ناچیز چهار سال پیش نوشته بودم.


خروج