صفحه اصلي
نقشه سايت
تماس با ما
 
   

—►یادداشت‌های پراکنده◄—



شماره‌ی 44 مهرنامه و یادداشت من درباره‌ی شریعت سنگلجی

جمعه ـ 15 آبان 1394

بخش «حکمت» شماره اخیر مهرنامه حاوی پرونده‌‌ای است با عنوان «محافظه‌کار سلفی» که یعنی شریعت سنگلجی. علاوه بر دبیر پرونده (حامد زارع)، کسانی چون رسول جعفریان، حسن انصاری و محمدحسین رفیعی هر یک با انجام مصاحبه یا تألیف یادداشت و مقاله در شکل‌گیری این پرونده نقش داشته‌اند. یادداشت حدوداً هزاروپانصدکلمه‌ای من ـ که با عنوان «در میانه سلفی‌گرایی و اصلاح‌طلبی» در این پرونده منتشر شده ـ مروری گذراست بر زندگی و اندیشه شریعت سنگلجی. عنوان این یادداشت را خودم گذاشته بودم «تکاپوی راهی برای دینداری در دنیای جدید». غیر از این تغییر عنوان، چند جمله‌ هم از متن اصلی‌ام حذف شده و پاراگراف‌بندی هم به‌کلی از بین رفته است. اما مهم اینجاست که من این یادداشت را حدود بیست ماه پیش و به‌درخواست دبیر گروه اندیشه برای شماره 34 مهرنامه (نوروز 93) <نوشته بودم که «به‌تشخیص سردبیر» در آن شماره منتشر نشد. اینک این یادداشت ـ البته با درخواست و اجازه دوباره از من برای چاپ ـ در قالب این پرونده و در شماره‌ای منتشر می‌شود که حاوی سرمقاله‌ای مفصل به‌قلم سردبیر است که در آن می‌کوشد «روشنفکری سلفی» را مفهوم‌‌سازی کند. اما هدف سردبیر از این سرمقاله با سبب رضایت او به تدوین چنین پرونده‌ای‌ و قصد او از انتشار این یادداشت در این شماره ظاهراً پیوندی نزدیک دارد که این نکته مهم در آخرین سطرهای سرمقاله او بازتاب یافته است، آنجا که به نقل از جلال آل‌احمد می‌گوید «روشنفکری دینی راهی به خطاست» و از همو نقل می‌کند: «ما اینجا گمان کرده‌ایم که در حوزه تشیع نیز می‌توان لوتربازی درآورد یا لازم است! در این زمینه گاهی با ... شریعت سنگلجی [مواجهیم] که شجاعت فکری و روحی‌اش فقط تا آنجا می‌کشید که تنها پای قضیه رجعت اما می‌گذاشت. به اعتقاد من این حضرات همه اشتباه کرده‌اند.» انتخاب و تنظیم عنوان‌ها و تیترها در پرونده نیز به‌نوعی القاکننده همین نگاه موجود در سرمقاله است. اگرچه در نسخه چاپی مهرنامه میان سرمقاله و این پرونده حدود یکصدوپنجاه صفحه فاصله افتاده است، به‌نظر می‌رسد از جهت مضمون و هدف بسیار به هم نزدیک‌اند و پرونده «محافظه‌کار سلفی» با مبانی نظری سرمقاله در مفهوم‌سازی «روشنفکر سلفی» کاملاً سازگار است و قرار است برخطابودن روشنفکری دینی را هویدا سازد.
گفتن ندارد که اصحاب مهرنامه، همچون اصحاب هر نشریه و تریبون دیگر، حق دارند دیدگاه خودشان را داشته باشند و با هر نوع پروژه فکری موافق یا مخالف باشند. اما غرض من از نوشتن این چند جمله آن بود که از این تریبون اعلام کنم که قصد من از نگارش یادداشتی درباره سنگلجی چیزی نبود جز معرفی شخصیت، آرا و اندیشه‌های او، تأکید بر اهمیت و تأثیرگذاری او بر نسل‌های بعدی نویسندگان ایرانی و یادآوری جایگاه مغفول او در تاریخ اندیشه دینی ایران معاصر. البته نقد روشنفکری دینی یا روشنفکری عرفی هم، مثل نقد هر پروژه دیگر، کاری است بس مهم که در جای خود باید به آن پرداخت. متن اصلی یادداشتم را همین‌جا در زیر گذاشته‌ام و نسخه پی‌دی‌اف چاپ‌شده را در وبسایت آکادمیا.


خروج