صفحه اصلي
نقشه سايت
تماس با ما
 
   

—►خبرها و رویدادها◄—



گزارشی از گفته‌هایم در نشست «مضامین اصلی قرآن»

شنبه ـ 11 خرداد 98

نشست نقد و بررسی کتاب «مضامین اصلی قرآن» نوشتۀ فضل‌الرحمان روز سه‌شنبه هفتم خرداد در مؤسسۀ شهر کتاب برگزار شد. در این نشست، حسین شیخ‌رضایی، مدیر نشر کرگدن، که در غیاب علی‌اصغر محمدخانی ادارۀ جلسه را بر عهده داشت، نکاتی مفید و مختصر را در ابتدا و میانۀ جلسه دربارۀ کتاب و نویسنده مطرح کرد؛ فاطمه علاقه‌بندی، به‌عنوان مترجم، اطلاعات خوبی را دربارۀ شخصیت فضل‌الرحمان و آثار او بیان کرد؛ ناصر مهدوی بحث‌هایی کلی را در باب نگاه به دین در دورۀ معاصر و رویکرد نواندیشان دینی به مقوله‌هایی همچون وحی و روح و اخلاق پیش کشید؛ من نیز کوشیدم دربارۀ سابقه و جایگاه و اهمیت کتاب و نویسنده نکاتی را به حاضران منتقل کنم. گزارش کامل وبسایت شهر کتاب از نشست را می‌توانید در اینجا ببینید.
به‌زودی متن کامل سخنرانی خودم در این نشست را همین‌جا منتشر خواهم کرد. اما در ادامه گزارش موجز و نسبتاً خوب وبسایت شهر کتاب از گفته‌هایم را بازنشر می‌کنم.

***

مهرداد عباسی ضمن بیان اینکه جامعه‌ی پژوهشی اسلام‌شناسی ایران به کتاب‌هایی مثل «مضامین اصلی قرآن» نیاز دارد، در مورد ریشه‌ی این‌گونه آثار در سنت اسلامی و زمینه و انگیزه‌های فضل‌الرحمان برای انتشار و معرفی این کتاب در فضای دانشگاهی غربی سخن گفت. او در بخشی از سخنان خود اظهار داشت: این کتاب در سنت اسلامی ریشه دارد. اگر از اولین تلاش‌های عالمان علوم قرآنی سراغ بگیریم، در روایات علوم قرآنی در عباراتی مانند «قرآن پنج وجه دارد»، «قرآن هفت حرف است»، «قرآن بر چهار قسم است»، با مساله‌ی چیستی مضمون قرآن مواجه می‌شویم. فضل‌الرحمان به افرادی چون ابن‌سینا، غزالی و ابن‌تیمیه و شاه ولی‌الله دهلوی و محمد اقبال لاهوری توجه بسیار داشته است. برای نمونه از «جواهرالقرآن و درره» غزالی بسیار تأثیر گرفته، اما از آن نام نبرده است. غزالی در این کتاب، نوعی محتواشناسی و از آن مهم‌تر گزیده‌نویسی قرآن به‌دست می‌آید. فضل‌الرحمان نیز می‌گوید آیات قرآن بر ده قسم است: ذات خدا، صفات خدا، افعال خدا، معاد، صراط مستقیم، احوال اولیا، احوال اعدا، محاجات الکفار، حدود الاحکام. و بدین ترتیب مضامین اصلی قرآن را تعیین می‌کند.
او افزود: در علوم قرآنی ما سنتی وجود دارد که به بررسی برتری برخی آیات قرآن بر دیگر آیات می‌پردازد. «جواهرالقرآن و درره» غزالی نیز در رأس این کتاب‌ها است. غزالی روایاتی را در فصل یازدهم کتاب خود می‌آورد، آنگاه در فصل پانزدهم می‌گوید: «اصول و مهمات القرآن معرفت الله تعالی و معرفت الآخرت و معرفت الصراط المستقیم»؛ یعنی مضامین مهم قرآن مبدأ و معاد و نبوت، است. این بحث بسیاری از نواندیشان دینی ما هم هست. شریعت سنگلجی در «کلید فهم قرآن» می‌گوید قرآن چیزی نیست جز توحید و نبوت و معاد؛ یا مبدأ است یا راه یا سرانجام. به‌طورکلی، بسیاری بر این باورند که این تأکید برای ترغیب به خواندن قرآن است و دیگرانی چون ابوالحسن اشعری و ابوبکر باقلانی، چنین بحثی را از پایه مردود می‌شمارند. به‌هر روی، این پرسش برای چندین صد سال مطرح بوده است، پس امثال غزالی نیز جرئت می‌ورزند و آن را مطرح می‌کنند.
او ادامه داد: «مضامین اصلی قرآن» از سویی مضمون قرآن را تعیین می‌کند و از دیگر سو، بخش‌های مهم آن را برجسته می‌کند. این امر در سده‌های میانی و در میان برخی نواندیشان دینی متداول است. اما فضل‌الرحمان مدرنیست است و ارزش‌های دنیای مدرن برایش جدی است. او به‌صراحت می‌گوید بعضی بخش‌های قرآن در دوره‌ی جدید اجراشدنی نیست. پس این کتاب نسخه‌ی مدرن آثاری است که در پی بیان مضمون قرآن و تعیین اهمیت بخش‌های مختلف آن بودند.
عباسی درباره‌ی زمینه‌ی این کتاب در مطالعات مدرن قرآنی، گفت: فضل‌الرحمان در آثار خود با بسیاری از غربیان از بلاشر، مونتگومری وات تا ریچارد بل گفت‌وگو می‌کند. زمینه‌ی دانشگاهی او باعث می‌شود صرفاً در نقش مسلمان از قرآن دفاع نکند و در نقش محقق به این امر بپردازد. او در مورد آثار پیشینی قرآن‌پژوهان اظهار نظر می‌کند. چنان‌که با کلیت کار ایزوتسو موافق است، اما به‌شدت با جان ونسبرا مخالف است. ونسبرا با انتشار کتاب «مطالعات قرآنی» زلزله‌ای در قرآن‌پژوهی ایجاد می‌کند و آرای مخالف و موافق بسیاری برمی‌انگیزد. فضل‌الرحمان مشخصاً به چند اختلاف عمده با ونسبرا اشاره می‌کند. حتی عنوان کتاب نیز کنایه‌ای به مردود بودن نظر ونسبرا منبی بر بناشدن قرآن بر چهار موتیف عمده‌ی یهودیت است. فضل‌الرحمان در مقاله‌ای رویکرد تاریخی خودش را در برابر تحلیل ادبی قرار می‌دهد و می‌گوید افرادی چون ونسبرا هیچ دغدغه‌ای برای معنادارکردن قرآن ندارند و با این رهیافت بی هیچ مسئولیتی قرآن را بی‌معنا می‌کنند. او باور دارد که اینان قرآن را از لنگرگاه اصلی خودش، زمینه‌ی نزول آن، دور می‌کنند، در حالی‌که مسلمان باید به قرآن نگاهی تاریخی داشته باشد.
او درباره‌ی کتاب «اسلام و مدرنیته»، گفت: فضل‌الرحمان دنبال این است که اصول کلی و ارزش‌های فراتاریخی قرآن را استخراج کنیم، به دوره‌ی جدید بیاوریم و براساس آنها احکام جزئی را تدوین کنیم. او نشان می‌دهد در دوره‌ی پیامبر و صحابه، همه قرآن را در ذهن داشتند و به کلیت آن استناد می‌کردند. پس، از همان اول می‌توان روحی حاکم بر قرآن را پیگیری کرد.
او در پایان تأکید کرد که پیامبرشناسی یا نگریستن به پیامبر به‌مثابه انسان پایه یا یکی از مهم‌ترین مبانی فکری فضل‌الرحمان در بازبینی بحث‌های وحی و «نظریه‌ی دو حرکتی» و بسیاری سخنان در مورد عدالت و جامعه‌ی اسلامی با نگاه تاریخی و تاریخ‌گرایانه است. او پیامبر را انسانی متعالی و خودساخته می‌داند که هم واقع‌گرا و هم آرمان‌گرا است.

 

 


خروج