صفحه اصلي
نقشه سايت
تماس با ما
 
   

—►خبرها و رویدادها◄—



گزارشی از نشست «مطالعۀ آکادمیک اسلام در غرب»

یکشنبه ـ 25 آذر 97

هفتۀ گذشته به‌لطف دوستان دانشگاه مذاهب اسلامی و به‌همت خانم مریم قیدر، نشست «مطالعۀ آکادمیک اسلام در غرب: انگیزه‌ها، روش‌ها و نمونه‌ها» برگزار شد. گزارشی نسبتاً خوب از این نشست  ـ که البته صرفاً به نیمۀ نخست جلسه  اختصاص داشت ـ عصر همان روز در خبرگزاری ایکنا انتشار یافت و پس از چند ساعت، همان گزارش در خروجی خبرگزاری ایسنا و نیز وبسایت دانشگاه مذاهب اسلامی قرار گرفت. اما روز گذشته گزارشی نسبتاً جامع و دقیق از این نشست به‌قلم دوست عزیز، علی سلطانی، در وبسایت خبرگزاری ایرنا منتشر شد، که بخش‌هایی از آن را در زیر نقل می‌کنم.


مطالعات آکادمیک اسلام در غرب؛ چرا و چگونه؟

عضو هیات علمی دانشگاه آزاد در ابتدای سخن در جهت تبیین مراد از مطالعات آکادمیک گفت: «منظور از مطالعه آکادمیک، مطالعه حتی‌الامکان بی‌طرفانه و بدون پیش‌فرض پژوهشگر است. در این مسیر محقق با استفاده از آخرین ابزارها، امکانات و دستاوردهای انسانی به شناخت پدیدارهایی نظیر قرآن، حدیث و اسلام می‌پردازد.وی گفت: از آنجایی که در این مسیر بیشتر از موضوع پژوهش، روش علمی مطالعه مورد نظر است می توان قید اسلام را برداشت و مثلا جای آن موضوع انسان را گذاشت. در این مطالعه آکادمیک الزامی به دلبستگی های ایمانی شخص به موضوع مطالعه، به عنوان مثال قرآن وجود ندارد.

این استاد دانشگاه در ادامه در مورد مواجهه با مطالعات آکادمیک اضافه کرد: «ناظر بیرونی در قبال این مطالعات موظف است فارغ از جهت‌گیری به نقد منابع، مبانی، روش ها و نتایج پژوهش توجه کند. در اینجا ما فارغ از شخص انجام دهنده که می‌تواند غربی یا شرقی باشد، به این توجه می‌کنیم که پژوهش واجد شروط محققانه باشد. اگر هم در اینجا قید غرب برای مطالعات آکادمیک آورده می‌شود بدین معناست که این شروط معمولا در غرب بیشتر محقق می‌شود. وگرنه این گونه نیست که هر چه مطالعاتِ غربی است آکادمیک است و هر آنچه شرقی‌ها در مطالعات اسلام و دین انجام می دهند یک‌سره غیر آکادمیک است.

عباسی در ادامه این روحیه آکادمیک را در سنت اسلامی دینی هم قابل ارجاع دانست و اشاره کرد: « در ارائه شواهدی نزدیک به این وجه آکادمیک در سنت اسلامی می توانم در نمونه اول به الاتقان سیوطی اشاره کنم. سیوطی در بیان علوم مورد نیاز مفسر در الاتقان اشاره به 15 علم می کند. به عنوان مثال او از علم لغت و اشتقاق نام می برد. تفسیر امروزین سخن سیوطی آیا این نیست که در الزام آشنایی با علم واژگان و اشتقاق باید به تحقیقات واژه شناسانه محققی نظیر آرتور جفری در کتاب واژه های دخیل قرآن مراجعه کرد؟ برای نمونه دوم می شود به مقدمه تفسیر قُرطبی در قرن هفتم اشاره کرد. آنجایی که او ضمن دسته بندی مبحث «تفسیر به رأی» در دو دسته ی مجاز (متعهدانه) و غیرمجاز و مذموم اشاره می کند که مفسر در وجه مجازِ تفسیر موظف است که به اقوال تفسیری گذشتگان و دیگران توجه کند. وی گفت : تفسیر امروزی حرف قُرطبی آیا این نیست که تفسیر متعهدانه و آشنایی با سایر اقوال در زمانه حاضر، مترادف با آشنایی با هرمنوتیک ، نقد ادبی، روایت شناسی، ریخت شناسی و نظایر اینهاست؟ در نمونه سوم در مقدمه جامع البیان، طبری بحث جالبی را پیرامون برخی واژه های دخیل مطرح می کند و می پرسد برخی واژه های مثل درهم و قرطاس و ... عربی اند یا عبری؟ عباسی در ادامه افزود: در ذیل این نکته او می افزاید ما تا زمانی که خبری به ما نرسد که رافع شک و قاطع عذر و اثبات گر علم باشد مجاز به اظهارنظر نیستیم. آیا تحقق امروزی حرف طبری ، اثبات کننده نیاز ما به آشنایی با مطالعات دامنه دار و کوشای غربیان در زمینه اسلام نیست؟

پس از بیان مقدمات، استاد علوم قرآن و حدیث دانشگاه آزاد در ضمن پرداختن به اولین بخش سخنرانی خود یعنی انگیزه ها گفت: «برای شناخت انگیزه‌ها در مطالعات آکادمیک غربی درباره اسلام سه منبع قابل اعتناست. ابتدا مقاله ژاک واردنبرگ محقق هلندی ذیل مدخل «المسشترقون» در دایره المعارف اسلام مورد نظر است. جایی که واردنبرگ در بحث های مفصلی به اصطلاح شناسی و نسبت تحولات غربی با تحولات شرق شناسی از سوی غرب می پردازد و نشان می‌دهد که در دهه‌های اخیر، مفهوم مستشرق آن‌گونه که در قرون هجدهم و نوزدهم به کار می‌رفت و به نوعی یادآور تبشیر و استعمار بود، دیگر در کار نیست. بهتر است محققان غربی معاصر را پژوهشگران اسلام در غرب یا محققان غربی یا غیرمسلمان بخوانیم و از اصطلاح مستشرق استفاده نکنیم. این نگاه منفی عمدتا متاثر از کتاب مهم شرق شناسی ادوارد سعید در سال 1978 است. وی ادامه داد : مقاله دوم مقاله هارتموت بوبتسین در کتاب دایره المعارف قرآن انتشارات بریل است که در آن تمایز معناداری بین دو مدخل یعنی مطالعات قرآن یا به تعبیر بهتر، دل‌مشغولیهای قرآنی پیش از سال 1800 و پس از عصر روشنگری (حدودا پس از سال 1800) برقرار می شود. مقاله و نمونه سوم در مقدمه دایره المعارف قرآن توسط سرویراستار خانم مک اولیف قابل توجه است. مک‌اولیف در این مقدمه اشاره می کند که مدتها پس از رواج رویکرد تاریخی و نقادی دین و عهدین، این جریان درباره اسلام نیز دنبال و اجرا شد. یعنی همان متخصصان عهدین و زبان های سامی و فرهنگ مشترک یهودی مسیحی اسلامی این بار به سراغ اسلام آمدند و آن را مورد بررسی قرار دادند.

عباسی در ادامه بحث انگیزه ها افزود: «در تحلیل انگیزه غربیان این عزم جدی آنان برای شناخت جهانی غیر از جهان خود و کنجکاوی برای فهم دیگری و مسأله دیگری قابل توجه است. به معنای دیگر غربیان پس از طی دوران رشد و توسعه تمدنی خود، پس از مواجهه با جهان اسلام علاقه مند به شناخت بهتر آن در جهت تکامل بیشتر خود شدند. این عزم آنان صرفا محدود به اسلام و دین هم نبود. آنها در تحقق این دغدغه چین شناسی، هند شناسی، خاورمیانه‌شناسی هم کردند. از همین رو گرایش به فیلولوژی پدید آمد. فیلولوژی مگر نه یعنی شناخت فرهنگ دیگری از طریق شناخت متون کهن و لزوم تصحیح آن؟ غربیان به این واسطه و انگیزه روی به تصحیح متون فرهنگی اسلام و دیگر فرهنگ ها آوردند. او افزود: «این روندها همزمان با رشد و فراهم آمدن ابزارهای جدید در پژوهش بود. ابزارها مسئله می‌سازند یا بهتر آن است که بگوییم مسأله ها باعث می‌شوند ابزارهایی را بیافرینیم. همچنان که در حوزه مطالعات دین بهتر است که امروز از چرخش دغدغه ها از تئولوژی (الهیات) به انتروپولوژی (انسان شناسی) سخن بگوییم. ثمره این روش ها و ابزارهای جدید در مباحث و مسائل امروز، بحث هایی نظیر نگاه تاریخی به دین، تعارض تاریخ و دین و تعریف وحی در ذیل مباحث زبان‌شناسی است. عباسی در تبیین بخش بعدی ارائه خود در مقدمه مباحث مربوط به روش‌شناسی مطالعات آکادمیک خاطرنشان کرد: «در حوزه مطالعات آکادمیک درباره اسلام ما نیازمند یک دانش گسترده در مورد کلیت موضوع دین و اسلام ولو به عمق یک سانت و تجهیز به مصادیقی نظیر روایت، واژه شناسی، اتیمولوژی، هرمنوتیک، زبان دین و فلسفه دین هستیم. این باعث می شود که ما اجزای موضوع، طرفین دعوا و معرکه های بحث و منازعه های فکری جاری در هر موضوعی را بهتر و دقیق تر بشناسیم تا در ضمن مطالعه مقالات بتوانیم بین سطور آنها را هم کشف کنیم. که فلان نکته در مواجهه و پرداختن به فلان نظر در فلان بحث است که به صراحت توسط نویسنده به آن اشاره نشده است. از دیگر ابزارهای لازم جهت پژوهش آکادمیک دانستن زبان است. اشراف دستکم بر زبان عربی و انگلیسی و بیشتر از زبان دانی عمومی، آشنایی با ادبیات حاکم آن زبان در موضوع مورد نیاز است. به علاوه شخص پژوهشگر آکادمیک این حوزه باید بتواند به سطح تشخیص مسأله و از آن مهمتر توانایی مسأله سازی و پروبلماتیزه کردن موضوعات برسد.این استاد دانشگاه ادامه داد : در زبان آکادمیک ما با مسائل طرف هستیم نه شبهه. ادبیات شبهه در جای خود و فضای خود نظیر حوزه یا جلسات تبلیغی و ترویجی محترم است. اما در فضای آکادمیک مطالعات اسلامی رادیکال ترین نکته های انتقادی کسانی نظیر ونسبرا مبنی بر بودن زمینه های یهودی در اسلام، با زبان مسأله تعریف می‌شود. دیگر بحث قابل طرح در این بخش لزوم تواضع آکادمیک و علمی پژوهشگر است. وی تصریح کرد: پژوهشگر آکادمیک مطالعات اسلامی باید بداند که نکته هایش شبیه انداختن کاهی در انبار یا ریختن آبی در اقیانوس علم است و موضوعات و مسائل او بارها توسط خیلی ها مورد بررسی قرار گرفته است.بنابراین لازم است که او به طور مفصل آنها را در مطالعه بگیرد.

پژوهشگر موسسه مطالعات پیشرفته برلین در ادامه به مبحث رویکردها پرداخت و دو رویکرد تحقیقی را نام بُرد. رویکرد اول به بیان او فیلولوژیک، تاریخی و زبان شناسانه بدون ملاحظات و گرایش های عقیدتی است. شاخص ترین کارهای غربیان در حوزه مطالعات اسلامی با این رویکرد انجام شده است و از جدی ترین دغدغه های پژوهشی آنان نیز بازسازی دو قرن اول اسلامی یا به تعبیر آنان دوران پیشا راست کیشی است که هنوز نظام های رسمی اعتقادی و دینی بسط و دوام تاریخی نیافته اند. از نمونه این آثار می توان به آثار آشنای نولدکه در بازسازی تاریخ قرآن، کارهای گلدزیهر، جان بِرتِن، ونسبرا، پاتریشیا کرون و مایکل کوک و .... اشاره کرد. به گفته وی ، رویکرد دوم در این حوزه از آن به رویکرد پساشرق گرایی یا پسا استعمارگرایی تعبیر می شود. آنها در این رویکرد از تمرکز دست برداشتند و از منظر روش های چون پدیدارشناسی، مطالعات علوم اجتماعی ، نشانه شناسی، روانشناسی و .... دین و اسلام مورد را مورد پژوهش قرار دادند. کسانی نظیر چارلز آدامز و ویلفور کنتول اسمیت از بانیان این رویکرد بودند. در تقابل این دو رویکرد نیز مقالات خوب و مفصلی نگاشته شده است. کتابی نظیر «از شرق شناسی به جهان وطنی شدن» از نمونه مواردی بودند که این تغییر مسیر و تقابل را مورد تاکید قرار داده ند. محوریت و محل نزاع هم تاثیر ادوارد سعید در بحث شرق‌شناسی بود.

آخرین بخش سخنرانی استادیار علوم قرآن و حدیث دانشگاه آزاد اسلامی اختصاص به معرفی نمونه ها و محصولات آکادمیک در این حوزه داشت. او اشاره کرد: «محصولات در حوزه مطالعات غربی درباره اسلامی بسیار متنوع است. به علاوه خود اروپاییان و غربیان درباره دامنه مطالعات خود خودآگاهی دارند. محصولات این حوزه در اشکالی نظیر کتب مرجع و دایره المعارف ها، تک نگاری ها و رساله های دانشگاهی و مجموعه مقالات سیمنارها است. به گفته وی، از آثار شاخص این حوزه در نمونه مجموعه مقالات، کتاب هایی است که انتشارات اَشگیت آن را چاپ کرده است با  عنوان «شکل‌گیری جهان اسلام کلاسیک» که در زبان انگلیسی و ترجمه شده از دیگر زبان‌های اروپایی است. از نمونه موارد موضوعی هر جلد آن فقه، اندلس، عثمانیان، فتوحات اسلامی و ... است. دیگر اثر شاخص در خور معرفی کتاب شهاب احمد درباره افسانه غرانیق (یا به‌تعبیر غربی آیات شیطانی) است که رساله دکتری او در دانشگاه پرینستن است. عباسی تصریح کرد : در این کتاب، مولف به این پرسش پژوهشی می پردازد که چرا مسلمانان در قرون اولیه موضوعی مثل افسانه غرانیق را تلقی به قبول می کردند. مشخصا حوزه مورد نظر آنان بررسی این موضوع در قرون اولیه اسلامی و پیش از تحکیم باورهای ارتدوکسی در قرن سوم هجری است. دیگر کتاب شایسته معرفی اثر روبرت هویلند در سال 1997 با موضوع «اسلام از نگاه دیگران» است که مولف در آن می‌کوشد تصویر دو قرن اول اسلامی را بر پایه منابع غیر اسلامی و غیر مسلمانانه گزارش کند.  وی ادامه داد : کتاب دیگر اثری در نقطه مقابل کتاب هویلند است. ژاک واردنبرگ در این اثر خود به نام «تصور مسلمانان از دیگر ادیان» به تصور مسلمانان از یهودیان و مسیحیان و زرتشیان می پردازد. از دیگر آثار شاخص و نمونه های در خور اشاره مصاحف قرآنی و تعیین قدمت نسخه‌های قرآن آنگلیکا نویورت مدیر پروژۀ کورپوس کرانیکوم، کارهای فرانسوا دروش صاحب کرسی مطالعات تاریخ قرآن در کلژ دوفرانس است. در حوزه ارتباط جاهلیت و اسلام، کارهای مئیر قسطر و اوری روبین و مطالعات عرب شناسانه شان از منظر تاریخ و فیلولوژی، افرادی نظیر توشیهیکو ایزوتسو و ادوراد وسترمارک قابل اشاره اند. استاد دانشگاه آزاد افزود: پژوهشگرانی نظیر نورمن کالدر در تبیین ماهیت تفسیر قرآن، هارالد موتسکی و روش های جدیدش در حوزه نقد حدیث، یوزف فان اِس و کارهایش در حوزه تبیین شکل گیری عقاید اسلامی تا قرن سوم هجری، اتان کلبرگ و پژوهش‌های عمیق او در تاریخ حدیث، فقه و کلام امامیه، وائل حلاق و پژوهش‌هایش در حوزه تاریخ فقه و اصول فقه می‌تواند و می باید که مورد توجه علاقه مندان به آشنایی با آثار آکادمیک غربی در حوزه مطالعات اسلامی باشد.

برای تصاویر این نشست گالری را ببینید.

 

 


خروج